بررسی ابعاد زندگی چهارتن از «حنفای مکه»

۲۶۳

واکاوی زندگی حنفای مکه در دوران جاهلیت و دلایل هجرتشان از مکه به نواحی دیگر و سرگذشت آنها

حنفای مکه

همزمان با رشد معنوی محمد مصطفی رسول اکرم در مکه ، وضعیت این شهر در اوج خرافه گرایی بود.

انواع و اقسام بت ها از اجناس متفاوتی نظیر سنگ، صخره ، گِل و چوب در اقصی نقاط مجموعه ای که  به آن مکه گفته می شد و در اطراف خانه مکعبی شکلی که آنرا کعبه می نامیدند و بیانهای اطراف چیده شده بود.

توسط سکنه و اهالی آن دیار بر این اشیاء و اقلام نامهای متفاوت ومتعددی نهاده شده بود و برای آنها توانایی ها و سلطه های مختلفی قائل بودند؛ مانند لات و منات و عزا و غیره.

براساس گزارشهای تاریخی گفته می شود در خانه کعبه نزدیک به ٣۶۰ بت قرار داشت. بیت الله (خانه خدا) به تسخیر بتها درآمده بود.

رسوخ خرافه در جوهر ایمان مردم ، باعث شده بود که به نام “دین ابراهیم” – مبتنی بر پرسش خدای یگانه و انجام مناسک و مراسمی حول خانه خدا – بت ها مورد پرستش ، نیایش و ستایش قرار گیرند.

در چنین شرایطی ، هر مبارزه ای که منجر به تصفیه بتها از باورهای جاهلی میشد، با واکنش مردم دوران جاهلیت مواجه می گردید.

ساکنین مکه یا صحرانشین های بیابانهای شبه جزیره عربستان، سالی یکبار در ماه ذی الحجه برای انجام مراسم و مناسک به مکه رهسپار می شدند. شرکت کنندگان در این مناسک عبادی با انجام مناسکی نظیر هروله و تلبیه ، با نام بردن از «الله» لبیک گویان ، از بتهای دست ساخته خود نیز نام می بردند. کسانیکه مناسک و مراسم حج را بجا می آوردند از گفتن الله اکبر دریغ نمی ورزیدند و معترف بودند که الله از شرکایش بزرگتر است و در عین حال معتقد بودند که بتهای دست ساخته خودشان در الاهیت شریک الله هستند.

این چنین بود که مراسم حج که شامل طواف خانه کعبه و دیگر مناسک عبادی نظیر سعی میان صفا و مروه  و هروله کردن بود؛ را بجا می آوردند اما نه فقط برای الله!

این مراسم و مناسک همچون کارناوال اعتقادی مبتنی بر باور به خرافه و بت ها بود.

کناره گیری چهار تن از حنفای مکه از برگزاری کارناوال اعتقادی سالیانه در مکه

هرساله دیده می شود که مردمی از ملل مختلف با باورهای اعتقادی متفاوت از اقصی نقاط جهان، کارناوالهایی را برگزار می کنند. برخی از این کارناوالها جنبه فولکلوریک ، برخی جنبه اعتقادی و برخی جنبه آئینی دارد.

در چنین کارناوالهایی مردم لباس های عجیب غریبی به تن می کنند و با آرایشهای خاصی، ماسک هایی برچهره می زنند. اصواتی را تولید می کنند و طی مراسم خاصی هروله می کنند.

مراسم و مناسکی که در دوران جاهلیت و پیش از ظهور اسلام در مکه برگزار می شد چنین کارناوالی بود.  در چنین شرایطی بود که عده ای اشخاص فکور و دردمند نسبت به ادامه این قبیل کارناوالها ابراز تردید کردند.

این اشخاص که از آنها به حنفای مکه نام برده می شود، بر این اعتقاد بودند که نمی توان باور عوام را تغییر داد و یا بر باورهای خرافی آنها تأثیر گذاشت، چراکه باوری که در پس اندیشه و در اذهان مردم دوران جاهلیت کاشته شده بعنوان یک اصل دینی به آن اعتقاد دارند.

حنفای مکه نتیجه گرفتند که از انجام چنین مناسک و مراسمی کناره گیری کرده و در آن شرکت نکنند. چهار تن از حنفای مکه تصمیم گرفتند که از مکه خارج شده و به چهار گوشه جعرافیایی مهاجرت کرده تا راه توحید را بیابند.

نام چهار حنیف مکه به شرح زیر است :

۱.ورقه بن نوفل

۲.عبدالله بن جحش

٣.عثمان بن حویرث

۴.زیدبن عمر بن نفیل

این چهار نفر از عموم مردم و کارناوال سالیانه مکیان فاصله گرفتند و مکه را ترک کردند. این حنفا به چهار گوشه مختلف مهاجرت کردند.

۱.ورقه بن نوفل

فردی بسیار فکور بود. این فرد به بیزانس حرکت کرد و به شام در نواحی تحت تصرف روم شرقی رفت. در آنجا معابد و دیرها و راهبانی بود. با دانایان و راهبان آن دیرها وارد ارتباط شد و به بصرا در سوریه امروز رفت و عمری را به تحقیق سپری کرد و زبان لاتین و خط لاتین ، زبان یونانی و خط یونانی ، زبان و خط آرامی و سریانی و عبرانی را فراگرفت.

متون اهل کتاب را که به این خطوط و زبانها نگاشته شده بود را خواند و راه حنیف ابراهیمی را پیدا کرد و موحد شد و مردم مکه به او به چشم یک حنیف نگاه می کردند ، بسیار دانا و پارسا و عارف بود.

۲.عبدالله بن جحش

او نیز به جستجوی خودش ادامه داد. اما راهش را پیدا نکرد تا، رسول اکرم ظهور فرمودند و عَلَم اسلام راستین را برافراشتند و عبدالله بن جحش نزد پیامبر مسلمان شد و سپس به حبشه هجرت کرد؛ در آنجا به کیش نصرانیان حبشی در آمد. با همسرش ام حبیبه در آن دیار ماند تا از دنیا رفت.

٣.عثمان بن حُوَیرَث

او به قسطنطنیه رفت و در آنجا به جمعیت مسیحیانی که به کلیسای بیزانس تعلق داشتند پیوست. وی مسیحی شد.

۴.زیدبن عمر بن نفیل

او در جستجوهای خودش در نواحی شمالی شبه جزیره عربستان به جانشینان حضرت یحیی (ع) که در دیرهایی زندگی می کردند پیوست و از آنها مطالبه هدایت کرد. آنها نیز زیدبن عمر بن نفیل را در جمع خود پذیرفتند و هدایتش کردند و آموزشهای باطنی و معنوی را به وی فرادادند و به وی خبر ظهور پیامبر اسلام در مکه را دادند وسپس وی را به خدمت نزد محمدبن عبدالله دعوت کردند. زیدبن عمر بن نفیل پس از آنکه در مناطق کوهستانی شمال شبه جزیره عربستان نزد راهبان آن نواحی به مراقبه و سلوک اشتغال پیدا کرد سرانجام به جانب مکه برگشت تا کمر به خدمت رسول اکرم محمد مصطفا (ص) ببندد. وی در راه بازگشت به مکه توسط دشمنان مکتب توحیدی و آیین حنیف و اسلام بودند به درجه شهادت نائل آمد.

پایان کلام

راهبانی که در کوههای شمال شبه جزیره عربستان و در بیابانهای اطراف مکه در دیرها زندگی می کردند، کسانی بودند که اسرار علوم الهی را می دانستند و راسخین در علم و برگزیدگان آیین حنیف ، تعلیمات حضرت یحیی و عیسی بن مریم بودند.

راهبان این دیرها شعله معرفت (خودشناسی و خداشناسی) را در آتشکده دلهایشان همواره روشن نگه می داشتند.

مجموعه آموزه های : دکتر سیدمصطفی آزمایش

پخش : اندیشکده سما