قسمت نخست؛ نماز و اسرار «یوگا»

۴۱۱

مقدمه

سانسکریت زبان باستانی مردم هندوستان و زبان دینی آیین های هندو ، بودایی و … می باشد که از دیدگاه زبان شناسی با زبان اوستا و پارسی باستان هم ریشه است.

بنابراین نباید شگفت آور باشد که برخی از واژگانی که امروزه در زبانهای دیگر بکار می رود در پارسی معنی آشنایی داشته باشد.

یکی از این اصطلاحات بسیار معروف و پر کاربرد واژه «یوگا» می باشد.

یوگا از نظر واژه شناسی می تواند هم به چم (معنای) یوگ باشد و هم به چم «یگانگی» یا یکی ساختن.

«یوگ» که معرف آن یوغ است ابزاری بوده است که ایرانیان قدیم بهنگام شخم زدن زمین از آن برای «یگانه» سازی «نیروهای» دوگاو استفاده می کردند و از این رو به آن «یوگ» می گفتند؛ چراکه دوگانه را (به لحاظ کارکرد و نه ساختار) یگانه می کرد.

در هردو مورد ، مفهوم واژۀ یوگا عبارت خواهد بود از یگانه ساختن کارکرد دوگانۀ “کالبد” و “روان ” و ایجاد همانگی میان نیروهای ماتریل یا مادی و ایماتریل یا فرامادی که در وجود تک تک انسانها قابل دسترسی است.  بنابراین می توان “یوگا” را به وحدت یاتوحید عملی هم معنی کرد .

لذا به لحاظ ساختارشناختی ، واژۀ “یوگا” باید عبارت از مجموعۀ فنونیباشد که راهبر انسان از دوگانگی به یگانگی ، و از پراکندگی به تمرکز و یا آنگونه که برخی علماء و حکماء اسلامی تعبیر کرده اند از کثرت به وحدت است.

این یگانگی هم می تواند عملکرد هماهنگ قوای ذهنی  با قوای حیاتی بدن و حواس باشد و هم یکی  شدن جهان “درون ” و “بیرون” که باز در متون اسلامی از آن به عالم صغیر و عالم کبیر تعبیر شده است.

در کارکرد نیز اما “یوگا” همینگونه است. از نظر بسیاری از ادیان و مکاتب فلسفی هند میوۀ زندگانی تلخ است و تنها راه نجات انسان، حصول “رهایی  ” از طریق وصول به معرفت است که به آن “نیروانا” گفته می شود.

روش معنوی و طریق علمی سیر وسلوکی که برای دست یافتن به این “آزادی ” برگزیده می شود به  “یوگا” به چم یگانه شدن و یگانگی و یکی شدن تعبیر می شود و کسی که راهبرد کلان زندگی خویش را براساس این سیر و سلوک یعنی “یوگا” بر می گزیند “یوگی ” یا جوکی نامیده می شود .

تبدیل حرف “یاء” به حرف “جیم ” و بالعکس در کلماتی مانند «جم» و «یاما» در زبانهای هندواروپایی امری بسیار رایج و شناخته شده است که در اینجا چرایی آن مورد مداقه زبانشناختی قرار نمی گیرد. همچنین است تبدیل “گاف” به “کاف”  بسبب معرب شدن یک لغت فارسی/ هندی مانند «یوگی» که با تعریف تبدیل به لغت «جوکی» شده است.

خلاصه کلام آن که «جوکی» از نظر معنایی مترادف «موحد» است.

اما توحیدی که نتیجه عمل و پراتیک ، نه نظر و تئوریهای کلامی و اسکولاستیک رواقی و حجره ای است! جوکیها در عمل به دنبال وحدانیت و توحید هستند.

واژۀ یوگا مستقیماً برای نخستین بار در  «اوپانیشاد»ها مورد اشاره قرار گرفته است.

ولی مفهوم تئوریک آن  و روح و مفهوم برخی از دستورات و تمرینات آن در متون ودایی کهن تر از اوپانیشاد  قابل بازیافت است.  متون ودایی قدیمی ترین مکتوبات شناخته شده بشر هستند که قدمت آن به هزاران سال پیش باز می گردد بنا براین می توان ادعا کرد که معرفت فعلی بشر با یوگا و مفهوم آن آغاز گشته است و این براحتی قابل اثبات می باشد .

بسیاری از ادیان و مکاتب باطنی در اطراف هند بشدت از یوگا تاثیر گرفته اند برای مثال “تائویزم ” درچین ، شمنیزم آسیایی ، بودیسم ، هزیکاسم ارتودکسی، و … هر یک کم یا بیش از تکنیکها و اموزشهای یوگا اقتباساتی داشته اند .

وجود متدهای تمرکز قلبی و تخلیه ذهنی و نشستن در حال مراقبت و تنفس به نحوی که معمول باطنگرایان مسلمان و سلاک متصوفه بوده – به شرحی که در امهات تذکره های صوفیان خراسان تبیین و تشریح شده – یادآور فصول تعلیم و تربیت «اوپانیشاد» می باشد. بعلاوه نباید فراموش کرد «اوپانیشادها» خود از ملحقات متأخر ودایی می باشند بنابراین قطعا آیین یوگا که در اوپانیشادها تشریح شده است ریشه در گذشته ای به قدمت معارف بشری دارد.

مسلم آنکه تمرینات یوگا پیش از ورود اقوام آریایی به سرزمین هندوستان میان ساکنان بومی این سرزمین یعنی دراویدین ها بصورت آیین مند رواج داشته است.

دراویدین ها بر خلاف باور عامه تمدنی درخشان و پیشرفته را در درۀ سند بنیان گذاشته بودند و برای بیش از سه هزار سال تا پیش از هجوم اقوام و عشایر آریایی به شبه قاره هند در آنجا زندگی می کرده اند و ریشه متون ودایی مربوط به فرهنگ و تمدن آن دوره است.

دراویدین ها پس از هجوم آریایی ها ناچار از مهاجرت به سمت مغرب شده نهایتا تمدن عیلامی را در ایلام فعلی ودر میانرودان تمدن های جدیدی را مجددا بنا نهادند شاید اینگونه بتوان به چرایی و چگونگی تاثیر فرهنگ یوگا و پراتیک حرکات آن بر مکتب توحیدی ابراهیمی پاسخ داد.

 

مجموعه آموزه های : دکتر سیدمصطفی آزمایش

پخش : اندیشکده سما

انتشار : چرخ سیمرغ

در همین رابطه بیشتر بخوانیم : 

بخش نخست ؛ «از خود به خود با خود!»

بخش دوم ؛ «در جستجوی خدا»

بخش سوم ؛ «برون فکنى یا پراندن جان از چله کمان دل»

بخش چهارم؛ «واژه نامه اوپانیشاد»

بخش پنجم؛ «اسرار سلوک و کردار نیک»

بخش ششم؛ «تکنیکهای روزانه برای تطهیر بدن»

بخش هفتم؛ «دَوَرانِ کژدُم »

بخش هشتم؛ «آجنا چاکرا یا چشم سوم»

بخش نهم؛ «چاکرای بیندو» و روش بیدار کردن آن

بخش دهم؛ اسرار پرنوی «اوم»

بخش یازدهم ؛ پرنو اعظم در آسانای لاک پشت

بخش دوازدهم ؛ پادم آسانا مراقبه انفاسی «رشد آجناچاکرا»

بخش سیزدهم؛ «پادم آسانا» تمرکز ذهن، ضبط نَفَس و تمرکز بر زمزمه قلب 

بخش چهاردهم؛ سیمرغ و شاگرد

بخش پانزدهم؛ آماده کردن بدن برای مراقبه در موقعیت نیلوفر

بخش شانزدهم؛ «جستجوی مربی کاردان»

بخش هفدهم؛ هفت مقدمه برای فعال کردن چاکرای ششم یا آجنا چاکرا

بخش هجدهم؛ «صبر و ثبات قدم در مراحل سلوک تن و روان»

بخش نوزدهم؛ «راز و رمز ارتباط میان آدم صفى الله و هندوستان»