بازنشر؛ «اصل اطاعت بی قید و شرط» تخطی از آموزشهای قرآن مجید و سنت انبیاء و اولیاء الهی است

۱۵۷

«آقایان نمایندگان اربعه»

آیا باید تصور کرد که مقامات و درجات شما برتر از شئونات رسول‌خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله میباشد؟

در قرآن مجید عامه مسلمانان اکیدا منع از تبعیت تقلیدى و اطاعت کورکورانه شده اند و تصریح گردیده که فقط اشخاصی که قلب وعقلشان سدّ و قفل شده، روگردان از تدبر و تفقه اند.

أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا؟

چرا در قرآن تدبر نمی کنند مگرآیا برقلبهاشان قفل زده شده؟

  آیه ۲۴ سوره محمد

آرى، قرآن مجید “مسلمانان” را امر  به تدبّر ، تعقل ، تفکر ، اجتناب و احتراز از  تعبد و تقلید “چشم بسته” و عوامانه  مینماید.

به این سبب، تقلیل احکام و اصول دینی به “اصل اطاعت بیقید و شرط”، به هر شکل و صورت و عنوان، تبدیل انسان به “برده فکرى” و تخفیف او به دَرَکه حیوانی بلکه نباتى بوده و تخطی از آموزشهای قرآن مجید به شمار میرود و این امر تحت هر عنوانی که بخواهد صورت بگیرد، فعلی “ضداسلامی” محسوب میشود.

اما راز و رمز فهم و هضم هر مطلبی مستلزم برپایى سیستم تعلیم و تربیت متدولوژیک به شیوه اقناعی است، تا آنجا که عمق مطلب شکافته گردد و متعلم و تلمیذ آنچه را که باید آموزش بگیرد، به سبب حلاجی استاد ماهر و مربی حاذق درک و فهم کند.

اما حلاجی مطالب، برای پرورش قوای مُدرِکه و نیرویِ دَرّاکۀ متعلم و شاگرد مستلزم آن است که او امکان و مجال و جواز سئوال کردن داشته باشد و اگر پرسشی برایش پیش آید آزادانه بتواند  آن را خالصانه و صادقانه طرح نماید و از زبان مربی و استاد جواب بگیرد.

به همین دلیل نیز قرآن اولین دستوری که در محور تعقل و تدبر به مسلمانان داده و آنان را به پرهیز از تقلید در اعتقاد فراخوانده، پرسیدن و سئوال کردن است.

خداوند در قرآن در آیه ۴۳ سوره النحل می فرماید :

وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِی إِلَیْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

و همچنین در آیه ٧ سوره انبیاء :

وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَکَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِی إِلَیْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

آنچه را نمیدانید از اهل الذکر که اهلیّت پاسخگویی دارند، بپرسید”!

آیات قرآن مکررا دلالت بر آن دارند که مردم دوران صدر اسلام، نزد رسول الله میرفتند و اگر سئوالى داشتند به عرض ایشان میرساندند و از زبان مبارک رسول الله جواب میگرفتند.

آیه هایی که با “از تو میپرسند” « یَسْأَلُونَکَ عَنِ …» شروع میشود و با « قُلْ … » پاسخ بده و بگو (جواب بده)، تمام میشود.

آیه های دیگری نیز دلالت دارد براین که مردم مستقیما از رسول اکرم سئوال میکردند و فتوای ایشان را جویا میشدند.

در آیه ۱۷۶ از سوره النساء می فرماید :

یَسْتَفْتُونَکَ قُلِ اللَّهُ یُفْتِیکُمْ فِی الْکَلَالَهِ

آقایان نمایندگان محترم اربعه

با امعان نظر صادقانه به این مقدمه شرعی وعقلی عرض میشود که هم اکنون افراد بسیاری در داخل و خارج کشور هستند که درباره رخدادهای دوسال آخر عمرمبارک حضرت آقای مجذوبعلیشاه برایشان پرسشهایی مطرح است و می کوشند با موجه ترین شیوه این سئوالات خود را به محضر شما عرضه کنند و در عین حال توقع دارند که مشمول عدم التفات و بى اعتنایى شما واقع نشوند و شما آقایان نمایندگان اربعه ” که بنا به گفته خودتان در طول همین دوسال اخیر مقارن با حبس خانگی حضرت آقا مجذوبعلیشاه به تمشیت امور سلسله گنابادی سرگرم بوده اید” جواب قانع کننده بشنوند.

آقایان نمایندگان اربعه

طرح سئوال و دریافت جواب سنت سنیه رسول خدا و ائمه هدا بود و توسط عموم اقطاب و اولیاى برحق  دنبال میشد.

فقرا همه بخاطر دارند که حضرت آقا مجذوبعلیشاه هربار در جمع فقرا درنهایت گشاده رویى پاکتهاى سئوالات پرسندگان را میگشودند و متن سئوال را بیان فرموده و جوابهاى قانع کننده ارائه میدادند.

امروز با کمال اسف مشاهده میشود که حتی خرده گیریهایی نسبت به پرسندگان نیز به گوش میرسد که چرا میخواهید با طرح سئوال از  آقایان نمایندگان اربعه شأن آنها را مخدوش کنید؟

حتی شنیده میشود که سئوال کننده ها با بی رحمى مورد ترور شخصیت و هتاکی و فحاشی و احیانا ضرب و شتم  قرارگرفته اند تا یکبار برای همیشه، از سئوال های خود نادم شوند و روی دروادی انزوا بگذارند و خموشی اختیار کنند.

از جانب دیگر، عده ای “در شمایل گردن کلفتها” و “باباشمل ها” معرکه گیری میکنند و ادعا دارند که گفته شده “در درویشی اصل اطاعت امر است” و این جمله را خارج از جایگاه زمانى و شأن حقوقی- اجتماعی آن مانند پتک بلند کرده تا بر سر هرپرسنده ای فرود آورند و دهان سئوال کنندگان را ببندند.

حتی اگر به نظر این مدعیان فرض را بر این بگذاریم که به اصطلاح “اصل در درویشی بر اطاعت امر است”، باید روشن ساخت، کدام امر؟ از جانب چه کسی؟ آمر کیست؟ مامور کیست؟ امریه چیست؟

اصولا بحث حبس کردن یک شخصیت بلندپایه “فقهی- اجتماعی- عرفانی- حقوقی” (جناب آقای دکترنورعلی تابنده) در منزلش، چه ربطی به “امر درویشی” دارد؟ که نتوان درباره آن سئوال مطرح کرد؟!

اصولا به کدام مُجَوّز میتوان زندانی کردن یک انسان آزاد را در منزل خودش موجه شمرد، که سئوال درباره آن را ممنوع میکنند و تابو میشمرند؟ این مطالب حقوقی و اجتماعی چه ربطی به “امر درویشی” دارد و تا چه اندازه میتوان برای تحمیق پرسندگان و بازی با شعور مردم، با کلمات و با مفاهیم بازی کرد و غمّازی نمود؟

مردم، عموما و على الخصوص ارادتمندان حضرت آقا مجذوبعلیشاه (داخل و خارج از ایران) در مورد دوران حبس خانگی ایشان در دوسال آخر حیاتشان پرسشهای زیادی دارند و از  شما “آقایان نمایندگان اربعه افتخاری محترم”مؤدبانه خواهان پاسخگویی هستند.

آقایان محترم

از آنجا که شما نمایندگان افتخارى به ارزشهای دین اسلام و سنت محمدی در ورای هر ارزش دیگری پایبندی و تعهد ایمانی دارید، جایز و شایسته نیست پرسندگان عزیز را بی پاسخ بگذارید.

حافظ می فرماید :

اگر دشنام فرمایی و گر نفرین، دعا گویم

«جواب تلخ» میزیبد، لب لعل شکر خا را

با تشکر پیشاپیش از بذل توجه شما آقایان نمایندگان محترم اربعه

داریوش خسروپور