قسمت سیزدهم ؛ «نماز و اسرار یوگا»

۱۵۳

در نوشتار پیش دیدیم که “آگنی”ایزد آتش و قربانی در سمهیتا ،کهن ترین ودایی ، دومین ایزد مهم پس از “ایندرا” بوده که وظیفه پذیرش قربانیها و انتقال آنها به جهان دیگر را بر عهده دارد و نیز دیدیم که آگنی در “اوپانیشاد ها ” (که از متون متاخر ودایی است و چندین سده پس از “سمهیتا” به نگارش در آمده)، کاملا درونی شده و باطن آن به شکل انرژی و حرکت در اختیار شاگرد قرار می گیرد.

برخلاف تصور رایج، تقدیس آتش بعنوان یک ایزد در متون ودایی و یاگرامیداشت آن درآئین خسروانی، به مفهوم پرستش آن نبوده ونیست، بلکه به رسمیت شناختن نقشی است که درخلقت به آن واگذار شده است.

حال ممکن است این سوال مطرح شود که اصولا چرا باید آتش که یک پدیده طبیعی است تا این حد تقدیس شده و یا مورد تکریم و احترام قرار گیرد که برخی آن را در حد پرستش ارزیابی نمایند؟

پاسخ این پرسش بستگی داردکه باکدام “دیده” به موضوع نگریسته شود اگر با دیدگان “خود موهوم” به این پرستش بنگریم نمی توانیم پاسخی شایسته برای آن بیابیم و لاجرم آن را به جهل و نادانی بشر حمل می کنیم اما اگر با دیدگان “خود حقیقی” به آن بنگریم در می یابیم که آتش ، رها کنندۀ ما از طریق سوزاندن “خود موهوم” ماست و از این بابت برای مانجات بخش بوده ضامن یک حیات جاودانی برای ما بشمار می رود.

از این منظر ، در مرحله ای از مراحل انشائی سیر تحول جوهری روح نقش مربی و مولا را برای ما ایفا می کند.

در قرآن مجید نیز طی آیات متعدده، “النار” بعنوان یکی از مهمترین مربیان بشر معرفی شده و حتی در آیه ۵۸ سورۀ حدید از آن به “مولا” تعبیر شده است.

آتش سوزاننده موهومات بوده ، آزاد کننده “خود” حقیقی از پلیدی های “خود موهوم” است چنانکه مولانا می فرماید :

کیست مولا آن که آزادت کند

بند رقیت زپایت وا کند

بنابراین می توان مفهوم “ایزد” در متون ودایی و اوستایی را همسنگ مفهوم “مولا ” در قرآن مجید ارزیابی کرد و این ارزیابی چندان هم بیربط نیست.

تعداد آیاتی که درآن ازصیغۀ اول شخص جمع برای نقل گفته ها و فرامین الهی استفاده شده است از اندازه بیرون است و تاکنون نیز از سوی هیچیک از مفسران دلیل روشنی برای این نکته اشاره نشده.

در حقیقت تعدد ایزدان در قرآن مجید واقعیتی پذیرفته شده است و شاید با توسل به یک رویکرد تطبیقی به قرآن و متون ودایی، بتوان از چهارچوب های ذهنی محدود هزارساله بدر آمد و به تحلیلی روشن برای بسیاری از چرایی ها در آیه های قرآن مجید دست یافت.

بنابراین برای همه محققینی که مایلند به عرصۀ تفسیر قرآن وارد شوند ، داشتن درکی عمیق و خردگرایانه از متون ودایی و اوستایی کاملاً ضروری و غیرقابل اجتناب است.

همچنین آشنایی با قرآن کریم نیز درک و فهم متون ودایی را آسانتر می کند پیش از این نیز به این نکته اشاره شده بود که رویکرد متون ودایی به آفرینش و جهان رویکردی استقرایی است.

رویکرد استقرایی

یعنی کشف حقیقت از جزء به کل بوده از خود و محیط اطراف آغاز می گردد و تلاش میشود تا با طی مراحل و مراتب هستی بویژه از طریق بازسازی آن بهنگام اجراء مراسم قربانی، آن وحدت و یگانگی حاکم بر جهان عمیقاً درک شود.

عمیق تر شدن همین درک است که شاگرد را در ادامۀ راهش به سوی مبداء ، به “یوگا” رهنمون می شود.

رویکرد قیاسی 

برخلاف روش “قیاسی”که از کل به جزء بوده و فرد، یک مفهوم کلی را – معمولا بنابر تقلید از سنتهای موجود و یابدعوت افرادی مانند خودش- پیشاپیش بدون تعقل – بعنوان “حقیقت” می پذیرد و همین “پذیرفتن” را معادل “درک کردن” می داند و آهسته آهسته آن “خود” فریبکار و موهومِ خویش را معادل آن “حقیقتِ پذیرفته شدۀ درک نشده” ، ارزیابی می کند و با در نظر گفتن نوعی “مرکزیت” برای خود ، شروع به “سنجش” محیط اطراف با “خود” می کند و از یاد می برد که جهان نمیتواند همزمان دو “مرکز” داشته باشد.

پس یا “خود” را در کنار “حقیقت” و شریک آن در مرکزیت جهان انگاشته به وادی شرک درمی افتد و یااینکه آن خود موهومش، “حقیقت” را کاملا پوشانیده، خویش را یگانه مرکز جهان می یابد و از این طریق به وادی “کفر” در می غلطد، چرا که “کفر” جز به چم پوشاندن نیست و در قرآن مجید نیز هر جا از کافر و مشرک سخن به میان آمده ناظر به همین معنی است.

سرانجام و فرجامِ این “خودمرکز انگاری به “خود خدا انگاری” منجر شده و بزرگترین و در عین حال خطرناک ترین “بت” را در وجود انسان می تراشد و تمامی هستی او را دربر می گیرد و فرد انسان بجای پای در راه طلب گذاشتن و در جستجوی حقیقت برآمدن ، به ورطۀ “قیاس” در افتاده و نه تنها خود را کامل و بی نیاز از تربیت شدن می بیند بلکه حتی تمام جهان را نیازمند خود دیده و محیط اطرافش را با خواسته های آن “خودِ خدا انگاشته وهمى” مقایسه می کند و رابطه اش را با محیط اطرافش براساس فرامین آن “بت” تنظیم می کند.

چراکه “بت” زیاده طلب به تسلط بر شخص قانع نشده در پی تسلط به دیگران نیز بر می آید که معمولا بشکلی ریاکارانه و فریبنده در پوشش دعوت به دین و آئین خیر و صلاح سعی می کند تا دیگران را نیز تحت سلطه خویش در آورد و نهایتاً براساس آیۀ قرآن همین “بت” خود تراشیدۀ نخراشیده ، همنشین یا بهتر است بگوییم همسفر ابدی شخص در سیر انشایی تحول جوهری روح خواهد بود و رهایی از آن ممکن نخواهد شد مگر به لطف “قهرِ” لهیب شعله های سوزان آتشی که مولای اوست. (چنانکه اشاره شد.)

بنابراین تقدیم قربانی به آتش یعنی سوزاندن پلیدی های خویشتن موهوم و رهایی خویشتن حقیقی از شر این دشمن (که بدترین دشمنان ماست) میباشد (و شاید بهمین دلیل است که هندوان مردگان خود را طعمه آتش می کنند به امید آنکه این هستی موهوم در همین جهان یکسره سوزانده شود تا هستی حقیقی بتواند به سیر نشئه به نشئۀ تحول جوهری اش، ادامه دهد).

شباهت میان روشهای توحیدی ناشى از آن است که فطرت انسانها که برآن سرشته شده اند یکسان است. اساس شباهت هایی که در روشهای توحیدی متون ودایی و قرآن مجید مشاهده می شود نباید شگفت آور باشد.

درتمامی این روشهادر سراسر جهان خودشناسی و بازگشت به خویشتن و سفر درونی تنها راه وصول به “حقیقت”درنظر گرفته شده است.

بنابراین هم در متون ودایی و هم در قرآن مجید راه خداشناسی از خودشناسی میگذرد – آن هم نه از راه قیاس چنانکه توضیح داده شد – و در این راه به کار بستن تعالیم مریی یا مربیان زندۀ کارآزموده ای که قبلاً تمام یا بخشی از این راه را طی کرده باشند گریز ناپذیر است.

درست مانند “وداها “، قرآن نیز از انسان میخواهد به شیوۀ استقرایی به جهان نظر کند.

تعداد آیاتی که از انسان دعوت می کند تا به محیط اطرافش بنگرد و در آفرینش آنها اندیشه کند بیشمار است.

تفکر عمیق، “فقر” ذاتی انسان را به او نمایانده و شخص در می یابد نه تنها خدا نیست بلکه ذره ای بسیار ناچیز و بی مقدار در جهان هستی است و از این طریق مانع ابتلاء اش به بیماری خطرناک “خود خدا انگاری” می گردد؛ در نتیجه انسان بجای پرداختن به دیگران به “خود  و فقر خود ” می پردازد و از بیماری بسیار خطرناک میل به تسلط بر دیگران که معمولا در پوشش ظاهراً موجه دعوت به دین و مذهب بروز می کند، در امان میماند و این همان رمز حاکمیت “مدارا” بر جامعۀ هند است.

با اینحال نظر به تفاوت غیر قابل انکار محیط های رشدو تربیت آحاد بشر در زمانها و مکانهای مختلف و علی رغم یکسان بودن روش های تربیت درونی ، شیوه های بیرونی و مقدماتی آمادگی برای اخذ این تعالیم متفاوت بوده است این شیوه های مقدماتی همان “شرایع ” هستند که بنابر تصریح آیات قرآن -که قبلاً مفصلا توضیح داده شد- برای جوامع مختلف،حسب شرایط جغرافیایی متفاوت میباشند.

بنابراین باید توجه شود که نباید جایگاه و منزلت رفیع متون توحیدی مانند قرآن و یا وداها و یا گاتاها در حد کتبی که تنها شریعتی را تشریع کرده اند پایین آورده شود.

ادامه دارد…

مقاله ای به قلم یحیی خوشمرام

از همین نویسنده در این باره بیشتر بخوانیم : 

نماز و اسرار «یوگا»؛ بقلم یحیی خوشمرام

نماز و اسرار «یوگا»؛ بخش دوم 

نماز و اسرار یوگا؛ قسمت سوم

بخش چهارم ؛ «نماز و اسرار یوگا»

بخش پنجم – قسمت اول ؛ «نماز و اسرار یوگا»

بخش پنجم – قسمت دوم ؛ «نماز و اسرار یوگا»

بخش پنجم – قسمت سوم ؛ «نماز و اسرار یوگا»

بخش ششم  ؛ «نماز و اسرار یوگا»

قسمت هفتم بخش اول ؛ «نماز و اسرار یوگا»

قسمت هفتم بخش دوم ؛ «نماز و اسرار یوگا»

قسمت هشتم؛ «نماز و اسرار یوگا»

قسمت نهم؛ «نماز و اسرار یوگا»

قسمت دهم؛ «نماز و اسرار یوگا»

قسمت یازدهم بخش اول؛ «نماز و اسرار یوگا»

قسمت یازدهم بخش دوم؛ «نماز و اسرار یوگا»

قسمت دوازدهم؛ «نماز و اسرار یوگا»