«کبریت احمر» بخش یکم؛ به قلم افشین ساجدی

واکاوی ابعاد حقوقی مسئولیت نظام جمهوی اسلامی در قبال حفظ جان دکتر نورعلی تابنده

۱۶۳

واکاوی ابعاد حقوقی مسئولیت نظام جمهوی اسلامی

در قبال حفظ جان دکتر نورعلی تابنده

دکتر نورعلی تابنده ملقب به لقب طریقتی مجذوبعلیشاه ، بی گمان یکی از برجسته ترین چهره های سیاسی و اجتماعی تاریخ یکصد سال اخیر ایران به شمار می رود.

این برجستگی نه فقط از بابت زعامت و رهبری سالکان طریقت سلسله نعمت اللهی گنابادی بزرگترین تشکل اجتماعی غیرحکومتی در ایران در طول بیست و دوسال آخر عمرش می باشد، بکله همچنین از بابت پنجاه سال فعالیت بلاوقفه و مبارزه بی امان در صحنه سیاست ایران با هدف احقاق  حقوق بنیادین انسانها در کنار پژوهشهای گسترده علمی و ژرف اندیشی های فلسفی در زمینه های مختلف حقوقی اجتماعی ، مذهبی ،  بشری می باشد که از او چهره ای متفاوت از همگنانش ترسیم نموده است.

دکتر نورعلی تابنده زادۀ ۲۱ مهرماه ۱۳۰۶ در شهر بیدخت گناباد پس از اخذ مدرک لیسانس حقوق از دانشگاه تهران در سال  ۱۳۲۷ برای ادامه تحصیل راهی فرانسه شد و نهایتاً در سال ۱۳۳۶ شمسی موفق به اخذ مدرک دکترای رشته حقوق با درجۀ ممتاز از دانشگاه سوربن در پاریس گردید.

دکتر تابنده در طول اقامت در فرانسه با برخی از نام آورترین دانشمندان نامدار فرانسوی منجمله پرفسور کُربَن شرق شناس برجسته و  پرفسور پوآتیه اقتصاددان بزرگ  رفت آمد داشت که نهایتا منجر به پیوستن این دو استاد برجسته و  نام آور به طریقت عرفانی گنابادی گردید.

پروفسور هانری کُربَن خود یکی از اعضاء برجسته محفل علمی اُرانوس در سویس بود.

محفلی مرکب از نام آورترین اندیشمندان جهان با مشرب عرفانی و باطنی که  از سال ۱۹۳۳ میلادی به طور منظم سالی یکبار در محلی به نام “مونت وریتا” در اسکونای سوئیس تشکیل جلسه داده و از طریق تبادل آخرین یافته های خود در زمینه های مختلف مطالعات اومانیستی ، دینی و همچنین علوم طبیعی موجد تاثیرات شگرف در عمیق ترین لایه های جریانهای فکری ، علمی و حتی سیاسی در نیمه دوم قرن بیستم شدند؛ نام آورانی همچون پرفسور لویی ماسینیون، پروفسور توشی‌هیکو ایزوتسو عارف و شرق شناس بزرگ ژاپنی ، پروفسور ژرژ گورویچ و کارل گوستاو یونگ روانشناس پرآوازه سویسی و بنیانگذار مکتب روانشناسی عمیق از دیگر اعضا این محفل علمی بودند. این جلسات تا سال ۱۹۵۷ ادامه یافت.

این واقعیت غیر قابل انکار که   کارل گوستاو یونگ  رواشناس برجسته و بنیانگذار “روانشناسی عمیق” بیش از بیست سال در تبادل دست آوردهای علمی با دانشمندان ، شرق شناسان و ایرانشناسان بزرگی همچون لویی ماسینیون  ، هانری کُربَن ،  توشی‌هیکو ایزوتسو، آنتونیو پانیانو ، ژان دو مناش ، ارنستو بونایوتى و … بود بخوبی می تواند  چرایی شباهت فوق العاده مبانی نظریات یونگ با آموزه های عرفان ایران را توجیه کند.

لویی ماسینیون
لویی ماسینیون

امروزه حضور پررنگ مفاهیم عرفانی و کاربرد گسترده آن در تکینک های روانشناسی عمیق در سراسر جهان ،غیر قابل انکار است.

همچنین حضور عارف برجسته ای همچون پروفسور توشی‌هیکو ایزوتسو و تبادل یافته های تحقیقاتی با ایرانشناسان برجسته همچون لویی ماسینیون و هانری کُربَن بخوبی نشان داد که مبانی بودیزم و حکمت اشراق به گونه ای حیرت آور همانند هستند. کشف  این همانندی بستر لازم برای مفاهمه و گفتگو میان ادیان را فراهم آورد.

البته دست آورد های عظیم محفل اُرانوس تنها شامل مسائل عرفانی و روانشانسی نمی شود با تلاشهای لویی ماسینیون و ژرژگورویچ  کلیسای کاتولیک  سرانجام دین اسلام را بعنوان یکی از ادیان الهی برسمیت شناخت.

همچنین در طول اقامت دکتر نورعلی تابنده در پاریس  مکاتباتی میان زعمای شیعه در ایران نظیر آیت الله بروجردی و بزرگان عرفان ایران از یکسو  با زعمای اهل سنت بویژه شیخ محمود شلتوک رئس جامع الازهر از سوی دیگر بعمل آمد که سرانجام منجر به حل و فصل رسمی اختلافات هزار ساله شیعه و سنی گردید بنحوی که تشیع بعنوان مذهب پنجم در کنار چهار مذهب اهل تسنن از سوی جامعه الازهر به رسمیت شناخته شد.

هانری کُربَن
هانری کُربَن

لازم به توضیح است نظر به اینکه  پرداختن به مسئله بسیار مهم “ابعاد حقوقی مسئولیت نظام جمهوری اسلامی برای حفظ جان دکتر نورعلی تابنده” مستلزم پرداختن به آن بخش از ابعاد شخصیتی ایشان است که تا کنون به آن کمتر پرداخته شده است ناچار از طرح مباحثی  هستیم که ممکن است در ابتداء امر چندان با بحث اصلی مرتبط به نظر نرسد ولی طرح این مباحث به لحاظ معرفی بخشی از ابعاد شخصیتی دکتر نور علی تابنده که کمتر شناخته شده  و تاثیری که ایشان به نمایندگی از فرهنگ و عرفان ایران و همه ایرانیان بر مسائل جهانی داشته است، ضروری است.

حضور چند ساله دکتر نورعلی تابنده در پاریس بیش از آنکه فرصتی برای خودش برای تکمیل تحصیلاتش باشد فرصتی مغتنم برای پژوهشگرانی نظیر هانری کُربَن و لویی ماسینیون را فراهم آورد تا در کنار دریافتهای تئوریک خود از عرفان ایران از جنبه های تربیتی آن هم بهرمند شوند.

دکتر غلامحسین صدیقی سمت چپ در کنار دکتر محمد مصدق
دکتر غلامحسین صدیقی سمت چپ در کنار دکتر محمد مصدق

پروفسور لویی ماسینون خود از دوستان نزدیک  زنده یاد دکتر غلامحسین صدیقی یکی دیگر از پاکمردان سیاست ایران بود و پس از وقایع ۲۸ مرداد به دیدار وی در زندان شتافت.

دکتر نورعلی تابنده هم بلافاصله پس از بازگشت از پاریس در سال ۱۳۳۶  وارد جرگۀ یاران دکتر صدیقی که علیه استبداد آن زمان مبارزه می کردند شد و به دلیل تبحر  فوق العاده ای که بر مباحث مختلف حقوقی و نیز تسلط فراوانی که بر زبان فرانسه داشت، هم مسائل حقوقی و هم امور مربوط به مسائل بین المللی و نیز ترجمه بیانیه های نهضت مقاومت ملی به ایشان سپرده شد.

آشکار است که ورود تعیین کننده دکتر نورعلی تابنده به مبارزات سیاسی علیه استبداد و ستمگری با موافقت و مرافقت کامل پدرش شیخ محمدحسن بیچارۀ بیدختی ملقب به لقب طریقتی صالحعلیشاه  که امر زعامت  و سرپرستی معنوی و باطنی سالکین را در آن زمان بر عهده داشت و نیز با الهام از تعالیم عرفانی و طریقتی بوده است.

دکتر نورعلی تابنده فعالیتهای عیاری و جوانمردی خود را در زمان سه قطب سلسله گنابادی با جدیّت دنبال کرد و همیشه از حمایت کامل آنها در این فعالیتها برخودار بود چنانکه سومین قطب در زمان حیات ایشان یعنی مرحوم حاج علی تابنده ملقب به لقب طریقتی محبوبعلیشاه ایشان را در سال ۱۳۷۲ به جانشنیی خود تعیین کرد و این بی گمان حاکی از آن بود که سلسله گنابادی باید از این بعد پیشگام مردم ایران و پرچمدار مبارزه با ستمگری باشد.

در این راستا وی در سال  ۱۳۵۶ همراه با چند تن از همرزمان ، “جمعیت ایرانی آزادی و حقوق بشر” را ایجاد کرد که نخستین تشکل حقوق بشری در تاریخ ایران می باشد. این جمعیت تا سال ۱۳۶۰ فعال بوده و به دفاع حقوق بشری از ستمدیدگان می پرداخت.

دکتر نورعلی همچنین از اعضاء موسس “جمعیت دفاع از آزادی و حاکمیت ملت ایران” است که در سال  ۱۳۶۴ تشکیل شد و در اردیبهشت سال ۱۳۶۹ با ارسال نامه ای موسوم به “نامه نود امضایی ” به رئیس جمهور وقت خواستار اجرای اصلاحات سیاسی و اقتصادی در کشور شد که اگر آنزمان  به محتوای آن نامه توجهی می شد امروز کشور ما وضعیت دیگری می داشت!

دکتر تابنده در پی امضاء این نامه دستگیر و تحت شدید ترین شکنجه های جسمی و روحی قرون وسطایی قرار گرفت و همسر خود را نیز که با شنیدن خبر دروغ اعدام قریب الوقوع وی از مقامات امنیتی دچار سکته شده بود از دست داد و حتی اجازه شرکت در مجلس ترحیم هم  به او داده نشد.

دکتر تابنده در کنار فعالیتهای مبارزاتی و علمی همچنان به فعالیتهای شغلی خود نیز با جدیت ادامه داد به نحوی که نامش به عنوان یکی  از خوشنامترین قضات در تاریخ قضاء در ایران به ثبت رسید.

پس از بازنشستگی نیز با برعهده گرفتن رایگان وکالت مبارزان راه آزادی و ستمدیدگان به فعالیتهای جوانمردی خود همچنان ادامه داد.

بی شک همۀ فعالیتهای جوانمردی و ستم ستیزی دکتر تابنده ملهم از تعالیم عرفانی بود که در مکتب عرفان ایران از پدرش دریافت کرده بود.

دکتر نورعلی تابنده نمونه عینی و مجسم صفات مومنین بود که در انتهاء رساله پندصالح  اثر خامه پدر بزرگوارش که خلاصه ای از همه تعالیم عرفان و تصوف می باشد درج شده است.

دکتر نورعلی تابنده همان کبریت احمری بود که در انتها همان رساله به آن اشاره شده است :

در خاتمه برای ازدیاد توجّه خواننده صفات و اخلاق مؤمن واقعی را که نایاب‌تر از کبریت احمرست……”

او سمبل یک مسلمان تربیت شده در مکتب عرفان و تصوف بود و توانست ژرف ترین مفاهیم تربیتی و عرفانی  را با الزامات یک زندگی مدرن در هم آمیزد و با میانه روی و اعتدال، الگویی کاملاً موفق از یک زندگی سالم را آنگونه که باید باشد در پیش روی ما بگذارد.

جمع صورت با چنین معنی ژرف

می نیاید جز ز سلطانی شگرف

  او به ما نمایاند  که بزرگان چگونه می زیسته اند.

او چگونه زیستن را به ما آموخت.

او  تنها کسی است که دوست و دشمن یکسان  مدحش کردند.

ادامه دارد…