مقالات وارده؛ سخنی چند با نمایندگان اربعه تحمیلی و تیم پزشکی خصوصا دکتر مصورعلی

۶۶

هوالعشق

مومن باید راستگو و راست کردار باشد، شهادت دروغ ندهد ، ” و راست را کتمان نکند” اگر چه به زیان خود و پدر و مادر و خویشان باشد، مگر سود ایمان مومن و خشنودی او و اصلاح در آن منظور باشد.

 فرازی از رساله ی شریفه پند صالح 

 سخنی چند با نمایندگان اربعه ( تحمیلی ) و تیم پزشکی خصوصا دکتر مصورعلی

به دور از انتظار نیست که فشارِ سیستماتیکِ نظام را بهانه ای کُنید برای طفره رفتن از جواب سوالاتی که وظیفه ی پاسخگویی به آنها را دارید.

کافیست چند جلسه یک شخص با گروه یا اشخاصی معاشرت و مجالست نماید و اگر این نزدیکی ادامه پیدا کند، قطعا” و بدون شک ، وفاق و دوستی ای ورای دلیل و علتِ معاشرت بوقوع میپیوندد، حال اگر این معاشرتها حتی اگر در راستای مذاکره ی بین دو دشمن هم باشد به دلیل معاملات و قراردادها و اعطای مزایا و امتیازات ، به دوستی تبدیل خواهد شد.

آنچه طرف مقابل ما یعنی نقطه ی مقابل سلسله میخواست و سالها بود که تلاش میکرد و حضرتشان نیز در فروردین ۱۳۹۶ یعنی شروعِ همان سالِ شوم به آن اشاره فرمودند، مساله ی حذف ایشان از زمانی که به سلطنت الهی رسیدند و بر اریکه ی فقر و درویشی اجلال نزول فرمودند بوده است و فرمایش مهمِ حضرتشان در ۴ فروردین ۱۳۹۶ گویا و بیانگر این مطلب و موضوع مهم بوده و هشدار معظم له به نفوذ دشمنان خودی تا سر حدِ فریب و فاسد کردن بعضی از مشایخ عزیز است که البته به نظر خاص مبارک ایشان رفع شد ولیکن بهم ریختگی جامعه را هم نیز بر اثر بی توجهیِ ما فقرا و حتی آقایان مشایخ به منویاتِ ایشان فرمودند که فرمایشات معظم له در سایتها و کانالهای فقری موجود بوده و فقرای الهی و ارادتمند ایشان قطعا” گوش دل سپرده اند.

سوال مهمی که پیش می آید اینست که طرف مقابل که در ظاهر قضایا به آرزو و آمال چندین ساله ی خویش به کمک عناصر و مهره های مولافروش و خودفروش که حذف وجود مبارک حضرت ایشان ( غیبت و یا احتمال بسیار ضعیف رحلتِ خلاف وعده حضرت ایشان که بارها تاکید بر عمر طولانی و ۱۲۱ سال) بوده رسید، و مجالس درویشی هم بواسطه ی اتفاقات پدید آمده طبق برنامه ی اتاقِ فکر نظام و آشوبی و بلوایی که در گلستان هفتم با کمک نفوذیهای آنها بوقوع پیوست و فقرای نگران و دلسوخته را طعمه ی معاملات پشت پرده ی خویش کردند و بعد هم به همان دلیل مشایخ وادار به سکوت و عزلت و یکی از ارادتمندترین مشایخ را ممنوع الملاقات و در واقع به حصر خانگی دچار نمودند و پس از غیبت معظم له نیز حتی شخصیت بزرگواری را که ایشان بعنوان جانشینی در مدیریت سلسله تعیین فرمودند هم در سکوت کامل قرار گرفتند.

نمایندگانِ خود خوانده عملکردتان در مسیر خواسته ی نظام بوده و اینک نیز میخواهید با بهانه ترس از نظام پاسخگو نباشید؟

نکته ی دیگری که وجود دارد این است که اکثریت فقرایی که از یکتاپرستی رو برگردانده اند و بخاطر شما ۴ نفر و تیم پزشکی با ادله های بی بنیاد و تقلیدی بر پایه نااستوار، خویش را به خواب زده اند و به بت پرستی رو آورده و از بیان حقیقت و دادخواهی نسبت به حقِ غیر قابل انکار طفره میروند و با چندین جمله ی کلیشه ای که بدون یقین در ذهن و فکر خویش پرورش داده اند که مثلا:

ایشان خودشان بهتر میدانستند و قدرت همه هستی در دست مبارکشان بوده بدون توجه به هشدارهای معظم له در باب سوء قصد به جان مبارکشان و خصوصا تاکید بر عمر طولانی شان،نیز در صحبتها و درد دلهایی که میکنند نسبت به عملکرد و رفتارهای شما در طول مدت ۲ سال زجرآور در قبال حضرتشان اعتراض داشته ولی از بیان صریح آن خودداری میکنند، گوئیا که بیان علنی حقیقت در مورد شما چند نفر و وابستگانتان باعث خلل ایمانشان میگردد و قطعا” و بی شک، آتش اینِ سکوت و ظلم پروری دامن آنها و همگان را خواهد گرفت.

ما منتظر پاسخگوییِ شما هستیم و تا رسیدن به نتیجه و هدفمان که یکی از منویات مولانا المعظم حضرت آقای مجذوبعلیشاه ارواحنا له الفدا بر موضع خود استوار و پا برجا خواهیم ماند زیرا بارها و بارها حضرتشان امر بر حقیقت جویی و ثبات قدم فرموده اند و با مدد از باطن مبارکشان و طبق امر همیشگیِ معظم له که تدبر و تفکر را در زندگی و سلوکتان فراموش نکنید در هرچه روشن تر شدن این اتفاقات کوشا خواهیم بود.

یادتان نرود که هیچگاه یک تکه کاشی و یا چینی با قوی ترین چسبها به آهن نخواهد چسبید و تاریخ پُر است ازین چسبنده های بی بنیاد که با اندک لرزش و تکانی از معدن آهن جدا شدند.

خیلی دوستانه همانطور که دادخواهان دوستانه از شما درخواست نمودند، به حرمت یک استکان چای که در مجلس درویشی بر خوانِ صاحبِ درویشی با فقرا خورده اید ، دوستیِ طرف مقابل را زیر پا گذاشته و با عدم پاسخگویی ، دلیل هلاکت خویش بدست آه دلهایی که در شبانه روز به یاد ظلمی که بر صاحبدل شده است نسازید.

مگر شما دَم از حُب و ارادت ایشان نمیزنید؟

آیا جان و زندگیتان و آنچه دارید از وجود مبارک ایشان بالاتر بوده و است؟

مگر شما مانند ارادتمندان واقعی ایشان در هنگام بیعت جوز تقدیم نکرده اید؟

چه شد آن شعرها که در مجالس در منابر میخواندید که:

جان چه باشد که فدای قدم دوست کنم

این مطاعیست که هر بی سروپایی دارد

 اگر خیانتی صورت نگرفته بیایید و پاسخگو باشید…

درین دفتر بسی رمز است مرموز

چه باشد گر تو زین رمزی بدانی!

خاک پای درویشان و ارادتمندان حضرت آقای مجذوبعلیشاه

دریوزه

اینفوصوفی افتخار آن را دارد تا با هماهنگی و بنا به درخواست و با موافقت نگارنده ، مطالب، اسناد، شواهد و مقالاتی که برای ما ارسال می شود را منتشر نماید.

منتظر نظرات، پیشنهادات و انتقادات همراهان و یاران گرامی هستیم.

مقاله ای که از نظر گذشت یکی از مقالات دریافت شده از مخاطبان محترم اینفوصوفی است که برای بخش تماس با ما ارسال شده است.

 نظرات طرح شده در این یادداشت الزاماً بازتاب دیدگاه اینفوصوفی نیست.