قسمت دوم ؛ سخن و سوالاتی چند از حسینعلی کاشانی یکی از نمایندگانِ بی پاسخ

۶۰۰

بخش دوم 

واعظ شهر که مردم مَلَکش میخواندند

قول ما نیز همین است که او آدم نیست

سخن و سوالاتی چند از حسینعلی کاشانی یکی از نمایندگانِ بی پاسخ

در قسمت اول (روی لینک کلیک کنید) این مقاله در مورد بیانیه صادره و “منتسب” به حضرت آقای مجذوبعلیشاه ارواحنا له الفداه برای فقرای استان گیلان تا بند شماره ۳ سوالاتی از حسینعلی کاشانی و رفع ابهاماتی از طرف ما که به هیچ وجه وظیفه پاسخگویی نداریم مطرح گردید و عنوان شد و مانند سوالات مطرح شده ی دیگر از آغاز کمپین دادخواهی ، بی جواب مانده و ۴ نفر نماینده ی خود خوانده و تیم پزشکی حضرت ایشان کماکان سکوت اختیار کرده و به بهانه های واهی و فریب دهنده و بقول معروف ایرادهای بنی اسراییلی در مورد این موج حق خواهی و داد خواهی از پاسخ به سوالات طفره میروند.

حال میخواهیم به بند دیگری از بیانیه منتسب به حضرتشان بپردازیم تا هم مسایل و اتفاقات در دوران حصر که برای فقرای گیلان بوقوع پیوسته برای اعضای کمپین و دادخواهان روشن شود و هم سوالاتی دیگر از حسینعلی کاشانی و سایر همدستانش بنماییم.

  در مورد بند ۴ – در این بند اظهار خشنودی از حال محبت فقرای رشت و حضور آنها در مجلس شب جمعه شده است و بعد از آن مراعات حال جناب آقای معروفی صادقعلی حفظه الله برای رفع کسالت که در پایان بند از کسالت جسمی و روحی نامبرده شده است!

اولا همه فقرا بر این نکته واقفند که وقتی بزرگ وقت بر حسب لطف و عنایتشان شیخی برای منطقه یا شهری تعیین میفرمایند، بهترین کمک برای سلامت جسمانی و روحانی آن شیخ حال محبت و اتحاد و شرکت در جلسات فقریِ فقرای آن منطقه و یا شهر میباشد، و خصوصا اگر بزرگ وقت نسبت به آن نقطه اظهار خشنودی بفرمایند قطعا و بی شک نه شیخ تعیین شده بلکه فقرا و حتی اغیار هم به سبب خشنودی قطب وقت از آن ناحیه در سلامت و بدور از بلاها و بیماریها و … خواهند بود، سوالی که جا دارد از حسینعلی کاشانی بپرسیم اینست که چطور میشود قانونِ فقر و درویشی که بر اصل  و اساسی واحد چیده شده و نظر به عدل بودن وجودِ مبارک خلیفه الله برای همه ی مکانها و نقاط هستی بصورت لطفی بزرگ جاری و ساری است و رسم و مرام درویشی همیشه بر این بوده که حال محبت فقرا باعث سلامت همگان خصوصا مشایخِ طریق همان منطقه میشود، در رشت و با وجود بزرگواری مانند جناب آقای صادقعلی که حضرت آقای مجذوبعلیشاه ارواحنا فداه در فرمان شیخیت ایشان تاکید فرموده اند که مدتها عملا” در محضر شادروان آقای صوفی عزت علی شاگردی کرده و امتحان “صدق” و “صفا” داده ، این قانون و مرام و اساسنامه برعکس شده و نسبت کسالت روحی به ایشان داده میشود؟!

چرا حضرت آقا دقیقا بعد از صدور این بیانیه منتسب به حضرتشان فرمایش نمودند که من هیچوقت حتی یکی از مشایخ را تهدید به عزل نکرده ام و فرمایش معظم له موجود است و عزیزان میتوانند تاریخ فرمایش ایشان را با تاریخ صدور این بیانیه مطابقت دهند تا متوجه گردند که چه نقشه و دسیسه ای برای جناب آقای معروفی کشیده بودند که با فرمایش حضرت آقا خنثی شده و آنها که باید متوجه بشوند و خویش را بخواب نزده اند دریافتند که دلیل صدور بیانیه چه بوده است، بقول فرمایش حضرت ایشان که بارها میفرمودند: در خانه اگر کَس است، یک حرف بس است…

در پایان بند ۴ آمده که ایشان فعلا از تشرف خودداری کنند.

همانطور که در مقاله اول این موضوع به عرض خوانندگان رسید، حسینعلی کاشانی نتوانسته بود که از خدمه ی جناب آقای معروفی کسی را بعنوان مُخبرِ خویش در اختیار بگیرد و خبرهایی که در مورد احوالات شیخ بزرگوار به او میدادند از طرف مغرضینی بود که نسبت به شیخ بزرگوار حالت حب و دوستی ای نداشتند و آن هم به این دلیل بود که جناب آقای معروفی حفظه الله بسیار صریح الکلام و بی تعارف بودند و هستند و به خاطر لقب مبارکشان امکان نداشت که از هیچ درستی و صداقتی عبور کرده و با مساله ای غیر حقیقی کنار بیایند و خصوصا با نقطه ی مقابل اصلا اهل مماشات نبودند و آنچه حقیقت بود حتی به قیمت جان مبارکشان صراحتا” ابراز میفرمودند.

فقرای استان گیلان کاملا در جریان این امر بودند که از زمانیکه حضرت آقای مجذوبعلیشاه در صبح جمعه ای واقع در حسینیه امیر سلیمانی خطاب به مشایخ فرمودند:

که بارها از مشایخ خواسته ام که اول جنبه ی تربیتی طالبین را در نظر بگیرند و بعد دستگیری کنند ، از همان زمان که سه سال قبل از اتفاقِ شوم گلستان هفتم و آغاز حصر ایشان بود اصلا دستگیری نمیفرمودند و یا اینکه هر چند ماه یکی دو نفر آن هم بعد از اینکه آن طالب در مجالس شرکت میکرد و از جنبه ی تربیتی ای که منظور نظر حضرت ایشان بود به تشخیص جناب آقای معروفی مشرف به فقر میشد، سوال اینجاست که با توجه به اینکه ۳ سال قبل از این اتفاقات شیخ بزرگوار رشت حسب الامر پیر و مرشد بزرگوار خویش به تربیت طالبین میپرداختند و دستگیری نمیکردند چه لزومی به دستور برای مساله ای غیر قابل موجود داشت؟

ِآیا اصل موضوع غیر از این بود که وجود بیماریِ روحی ای که خود حسینعلی کاشانی به آن دچار شده بود و حسب الامر مولاناالمعظم باید برای درمان خویش در منزل استراحت کند و زبان از سخن گفتن بر بندد را به جناب آقای صادق علی نسبت دهند؟

همه ی ارادتمندان و سالکین طریق نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی میدانند و به چشم و گوش و با تمام وجود در تمام سالهای سلطنت حضرت مجذوبعلیشاه ارواحنا له الفداه دیدند که معظم له با هیچ مقام و منصب و شخصی تعارف نداشته و اگر شخصی خصوصا صاحبان اجازه خدای نخواسته اندکی از حیطه ی فقر فاصله میگرفتند و از خط قرمزهای معظم له عبور میکردند واضح و آشکار و بی پرده تذکرات لازم را میفرمودند و اگر نیاز بوده حتما شخصا به جناب آقای معروفی میفرمودند.

هیچوقت از لسان مبارک حضرت ایشان شنیده نشد که بفرمایند: من با آقای معروفی اختلافاتی دارم و یا بفرمایند آقای معروفی هوش و گوش و موش دارند و خیلی از اشاراتی دیگر که هرکه خود را به خواب خرگوشی نزده باشد در می یابد که این تعداد نه با حضرت آقای مجذوبعلیشاه بلکه با ارادتمندان واقعیِ ایشان هم دشمنی ای دیرینه دارند.

آری سخن بسیار است و حقیقت گویی و حقیقت جویی بهایی دارد که اینک همه ارادتمندان سلسله به وضوح میبینند که یکی از ارادتمندان واقعیِ حضرت آقای مجذوبعلیشاه در خانه محبوس شده اند.

اویس قرن را گفتند چرا دندانت شکسته است؟

گفت آنروزی که دندان حبیبم محمدبن عبدالله را شکستند من دندانهایم را به عشق ایشان شکستم…

آری رسمِ دوستی موافقت است.

شرح این هجران و این خون جگر

این زمان بگذار تا وقت دگر

مقال ادامه دارد…

ارادتمند

دریوزه

اینفوصوفی افتخار آن را دارد تا با هماهنگی و بنا به درخواست و با موافقت نگارنده ، مطالب، اسناد، شواهد و مقالاتی که برای ما ارسال می شود را منتشر نماید.

منتظر نظرات، پیشنهادات و انتقادات همراهان و یاران گرامی هستیم.

مقاله ای که از نظر گذشت یکی از مقالات دریافت شده از مخاطبان محترم اینفوصوفی است که برای بخش تماس با ما ارسال شده است.

 نظرات طرح شده در این یادداشت الزاماً بازتاب دیدگاه اینفوصوفی نیست.

متن نامه حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه ارواحنافداه خطاب به فقرای استان گیلان

  شنبه ٨ دی‌ماه ١٣٩٧

هو

١٢١

«إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْ»

حضور فقرای محترم استان گیلان وَفَّقَهُمُ‌الله

با سلام به همه فقرا از درگاه خداوند ازدیاد حال محبت ایمانی و توفیق اجرای تعهدات فقری و عرفانی را برای تمام فقرا مسئلت دارم و توجه فقرا را به نکات مهمی جلب می‌نمایم و امیدوارم با اجرای آنها مکتب حق و اولیای او را یاری نمائیم تا مشمول عنایات او قرار گیریم :

۱- تمام آقایان مشایخ محترم این سلسله جلیله فقط اجازه دارند در محدوده دستوراتی که به آنها داده شده است،‌عمل نموده و به فقرا برسانند لذا نباید نظرات شخصی و سلیقه ای خود را به فقرا تحمیل نمایند. و یا مکاشفات و مشاهدات خود را ترویج دهند.

۲- فقرا باید از هرگونه گفتار و کردار غلو آمیز و اغراق در حق مشایخ و مجازین خودداری نمایند چون اینگونه گفتار و کردار اثر سوئی در حال دیگر فقرا داشته و نیز بیگانگان تصور می‌کنند عقیده و نظر بزرگان سلسله است.

۳- آقایان مشایخ و مجازین به فقرایی که افتخار خدمت دارند یا اطرافیان خود نباید آنقدر اجازه و اختیار بدهند که در امور فقری یا مسائل شخصی و خانوادگی آنان دخالت نمایند و از این نزدیک بودن ظاهری سوءاستفاده های مادی و شخصی نمایند زیرا بعضی از آنان ممکن است از عوامل نفوذی بوده و یا دارای اغراض و مقاصد دنیوی باشند.

۴- با اظهار خشنودی از حال محبت فقرای رشت و حضور آنان در مجلس شب جمعه لازم است فقرا در رشت مراعات حال ضعف و کسالت شیخ محترم آقای محمدعلی معروفی صادقعلی حفظه‌الله را نموده و غیر از مجلس فقری مزاحم ایشان نشوند و برای ملاقات مسافرین نیز فقط یک روز در هفته تعیین شود و در غیر آن زمان معین ملاقات ننمایند. و نیز آقای معروفی تا رفع کسالت جسمی و روحی از دستگیری و تشرف خودداری نمایند.

۵- در رشت فقط برادر مکرم آقای دکتر جلیل الدین سرور زیدتوفیقه علاوه بر اجازه اقامه جماعت، مسئول اخذ وجوهات الهی هستند بنابراین اگر شخص دیگری تاکنون دریافت می‌نموده باید وجوهات را با صورت اسامی پرداخت کنندگان به ایشان تحویل داده و رسید دریافت نمایند.

۶- برادر مکرم آقای حاج حسینعلی کاشانی بیدختی وفقه الله همانطور که در نامه مورخه ٨۶.١٢.١٩ دستور داده ام بطور مرتب به استان گیلان سفر نموده و نظم و ترتیب مجالس فقری را اداره نموده با سخنان و مواعظ خود فقرا را با وظایف فقری و تعالیم عرفانی آگاه و آشنا نمایند.ضمناً دستورات و پیامهایی را که از طرف این فقیر به آقای معروفی و فقرا ابلاغ مینمایند لازم الاجرا می باشد. انتظار دارم آقای معروفی و فقرای استان گیلان با همکاری و کمک به ایشان در رونق صوری و معنوی این سلسله جلیله موفق باشند.

التماس دعا
حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه