شاهنامه از نگاهی دیگر؛ قسمت پنجم

۴۸

فیثاغورث نخستین فیلسوفی نبود که سرمایه عمرش را به شاگردی مغان پارس گذراند  ولی نخستین فیلسوفی بود که برابر نهاد””Sophia را برای برگرداندن “دانایی” به زبان یونانی بکار برد و خود را دوستدار این “دانایی” یعنی فیلسوف نامید. بنابراین واژه فلیسوف برای نخستین بار توسط فیثاغورث برای نامیدن دوستداران نوعی دانایی یا خرد خسروانی بکار رفت .  برخیاز صاحبنظران مانند ابوریحان بیرونی در کتاب “تحقیق مالهند ” معتقدند که واژۀ “صوفی” مصطلح  در زبان تازی ، در حقیقت برگرفته از همین برابرنهاد “دانایی” در زبان یونانییعنی “Sophia” است و برخی دیگر نظیر مستشترقان جدید اظهار نظر کرده اند که واژۀ “صوفی” نمی توانسته برگرفته از واژه یونانی “Sophia ” باشد چرا که معمولا حرف زیگما در زبان یونانی به “س ” تبدیل می شود و نه به “ص”  چنانکه واژگان “فلسفه” و “فیلسوف” نیز اینگونه نگاشته می شوند.

در کتاب مستطاب “خورشید تابنده ” اثر گرانسنگ خامۀ مرحوم  حاج علی آقا تابنده محبوبعلیشاه مرقوم است که جناب آقای سلطانحسین تابنده  ملقب به رضا علیشاه قطب سلسله گنابادی نیز بر این باور بودند  که گفته ابوریحان بیرونی درست می باشد و در پاسخ به اشکال فوق نیز معتقد بودند که نگارش حرف “زیگما” در زبان یونانی با “سین” در زبان عربی عمومیت نداشته و گاهی نیز این حرف با  “ص” نگاشته شده است چنانکه در برگردان نام کلیسای معروف “ایاصوفیا Hagia Sophia=”  همان “زیگما” در همان واژه ” Sophia ” با “ص” نگاشته شده است. بنابراین می توان مطمئن بود که که تصوف در زبان عربی همان “دانایی” در زبان فارسی باستان است. علاقمندان می توانند برای اطلاعات بیشتر به این کتاب گرانقدر مراجعه فرمایند.

لذا روشن می شود که در ابتدای امر واژۀ “فیلسوف” به چم دوستدار دانایی برای کسی بکار می رفت که امروزه در فرهنگ تصوف و عرفان “طالب” خوانده می شود و طالب کسی است که پای در راه طلب نهاده و به دنبال مربی باطنی رهسپار دیار غیر می گردد.

تقریبا تمامی فلاسفه پیش سقراطی سالهای زیادی از عمر خود را در سرزمین پارس به شاگردی مغان سپری کردند که درمیان آنها “فیثاغورث” دارای جایگاه ویژه ای است. فیثاغورث نزد دانشمندان غربی بعنوان یک ریاضی دان بزرگ و بواسطۀ قضیۀ معروفش یعنی “قضیه فیثاغورث” شناخته شده است. نظریه ای که بیان می کند مربع وتر یک مثلث برابر است با مجموع مربعهای دو ضلع دیگر. با توجه به اینکه شناخت ما هم از “فیثاغورث” مقتبس از  منابع غربی بوده است همواره او را بعنوان یک ریاضیدان بزرگ با قضیه معروفش شناخته ایم .

اما مراجعه به منابع دست اول بویژه تحقیقات اخیر حقایقدیگری را بر ما مکشوف می گرداند .

فیثاغورسیا Pythagorasدر حدود ۵۷۰سال پیش از میلاد در جزیره ساموس از  توابع  ایونی زاده شد این منطقه خیلی زود یعنی  در سال ۵۴۷ پیش از میلاد به امپرطوری هخامنشی منضم شد و فیثاغورث را عملا به یک شهروند ایرانی تبدیل کرد . وی در اوان جوانی به مناطق مختلفی سفر کرد و به طور سنتی تصور می شود که وی مانند بیشتر اندیشمندان مهم یونان در مصر تحصیل کرده است و البته باید اذعان داشت که منابع غربی اصرار عجبیبی دارند که فلسفه یونان را مآخوذ از فرهنگ باستانی مصر قلمداد کنند اگرچه بعدا نشان خواهیم داد که فلاسفه پیش سقراطی حتی در مصر هم تحت تعلیم مغان پارسی بوده اند چراکه اصولا آن دانشی که میان یونانیان به “صوفیا” معروف بود دانشی بی کتابت بود که تنها در نزد مغان ایرانی یافت می شد . با اینحال شواهد تاریخی نشان می هد که فیثاغورث در بابل تحت تعلیمات مغان ایرانی قرار داشته و برخی نیز او را شاگرد زرتشت دانسته اند . منجمله کریستوف ریدویگ (متولد ۲۶ دسامبر ۱۹۵۷) استاد فلسفه کلاسیک در کتاب خود Pythagoras که در سال ۲۰۰۲  منتشر شده است معتقد است که فیثاغورث تعلیمات اصلی خویش را در بابل و از شخص زرتشت دریافت کرده است . قبلا خاطر نشان کردیم که در طول تاریخ مربیان دیگری نیز بنام زرتشت نامیده شده اند و می تواند که این زرتشت مربی در بابل همان زرتشت پیامبر نبوده باشد. البته گزارشهای دیگری نیز در خصوص آموزشهای فیثاغورث در تاریخ ثبت شده است منجمله دیوژنس لارتیوسمعتقد است  که فیثاغورس بعداً درکرت و از اپیمنیدستعلیم گرفته است.همچنین  مشهور است که فنیقی ها به فیثاغورث حساب و کلدانیان  به او نجوم آموخته اند و اینکه فیثاغورث نزد یهودیان نیز تحصیل کرده است. آنتونیوس دیوژنس ، رمان نویس ، که در قرن دوم پیش از میلادمی زیسته می نویسد ، که فیثاغورس همه تعالیم خود را با تعبیر خواب کشف کرده است. همچنین فیلوستراتوس ، سوفیست قرن سوم میلادی ادعا می کند که فیثاغورث علاوه بر مصری ها ، نزد حکمای هندو در هند نیز تحصیل می کرد. وگزارش هایی موجود است  که نشان می دهد احتمالاً فیثاغورس در کنار سلت ها و ایبری ها نیز تحصیل کرده است.

اما د رخصوص تحصیل فیثاغورث در بابل و نزد مغان ایرانی شواهد غیر قابل انکاری وجود دارد. که به آن پرداخته می شود

از جمه آنکه اخیرا کتیبه هایی در بابل کشف شده اند که تلقی کلاسیک از قضیه فیثاغورث را بشکل بنیادینی دگرگون می کنند. . یکی از این کتیبه ها به نام “پلیمپتُن ۳۲۲ ” می باشد که به خط بابلی قدیم نوشته شده است و قدمتی بین ۱۹۰۰ تا ۱۶۰۰ ق.م. دارد. عدد  ۳۲۲ به شماره ثبت این کتیبه در مجموعه ج.ا. پلیمپتن در دانشگاه کلمبیااشاره دارد.

این کتیبه جدولی  شامل چهار ستون و ۱۵ ردیف است که فهرستی از اعداد سه‌گانه فیثاغورثی را به خط میخی در خود جای داده است. یعنی اعدادی که در رابطه معروف  فیثاغورثصدق می کنند . بعبارت دیگر بابلیان حدود سیزده قرن پیش از فیثاغورث با قضیه فیثا غورث آشنا بوده اند و از آن استفاده می کرده اند !

اعداد ستون اول صرفا برای شماره گذاری ردیفها بکار رفته ند اعداد ستون سوم، کوچک‌ترین ضلع مثلث و اعداد ستون دوم وتر مثلث  هستند. اعداد ستون چهارم هم  نسبت مربع ضلع کوچکتر به وتر را نشان میدهند که برابرند با مجذور زاویه مقابل به ضلع کوچکتر . بنابراین با تغییر از ردیف به ردیف دیگر مثلثهایی با اضلاعی به طول صحیح خواهیم دشت که بر اساس اندازه زاویه مقابل به ضلع کوچکتر از زیاد به کم مرتب شده اند.

نکته جالب ترآنکه محققان چند اشتباه غیر قابل توجیه در این محاسبات یافته اند و بر مبنای آن نتیجه گرفته اند که این کتیبه نه توسط یک ریاضی دان بلکه توسط یک شخص عادی واحتمالا برای مقاصد آموزشی تهیه شده است. یاد آور می شود این اعدد در سیستم شصت گانی محاسبه شده ند.

ادامه دارد ….

مقاله ای به قلم یحیی خوشمرام 

از همین نویسنده :

شاهنامه از نگاهی دیگر؛ قسمت اول

شاهنامه از نگاهی دیگر؛ قسمت دوم

شاهنامه از نگاهی دیگر؛ قسمت سوم

شاهنامه از نگاهی دیگر؛ قسمت چهارم