نامه ای خطاب به آقای مسعود وحدت؛ «هیچ به آن روز فکر کرده اید؟»

۱۱۱

با عرض سلام و ادب و ارادت خدمت جناب آقای حاج مسعود وحدت دامت برکاته

بعرض مبارک آن مقام والا میرساند، چند سطری در مورد پیام تصویری ( لایو) بتاریخ ۲۱ اسفندماه ۱۳۹۹ در باب توصیه به دیگران و لزوم و اجبار تجدید بیعت تقدیم حضور مبارکتان میگردد و چون حقیر شماره تلفنی از شما نداشتم که مستقیما” خدمتتان تقدیم کنم و هم اینکه چون آن والا مقام و فقیر راه رفته و روشن ضمیر بصورت عمومی عده ی زیادی از ارادتمندان سلسله جلیله نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی را که بعد از به شهادت رساندن مولا و
مرشد و راهنمای درویشان حضرت آقای مجذوبعلیشاه قدس سره الشریف همچون شما که اهل مکاشفه و باطن روشن هستید تجدید عهد نکردند خطاب قرار دادید لذا لازم دانستم مطالب مربوط به پیامتان را همچون حضرتعالی بصورت عمومی منتشر نمایم تا بدست مبارکتان رسیده و مطالعه بفرمایید.

و چون درین وضعیت پیش آمده متاسفانه شما و سایر اشخاصی که مسولیتی برای پاسخگویی و رسیدگی به مسایل و مشکلات و سوالات فقرا را دارید دقیقا ۳۶۰ درجه خلاف تعلیمات و منویات حضرت مولای معظم در ۲۳ سال سلطنت الهی شان عمل میکنید و گوش به فرمان و چشم به امر و تحت سیاست گذاری حکومت رفتار مینمایید و هر گونه سخن و ابراز سوال برای رفع شبهه در نزدتان مخالفت با نظام و قوانین مملکتی محسوب میگردد اجبارا” نامه ی تقدیمی را بدون اسم و امضاء تقدیم میکنم تا مبادا بخاطر چند کلمه حرف حق و جویا شدن حقیقت از طریق دوستانی!!! که حضرت عشق را به شهادت رساندند مورد مواخذه و باز جویی و اَنگ های رایج قرار نگیرم و شما و همه خوانندگان مطالب را از طرف بسیاری از ارادتنمدان حضرت آقای مجذوبعلیشاه مطالعه بفرمایید.

جناب آقای وحدت بسیار شگفت انگیز است که شما با آن ادبیات خاص و بدون اذن و اجازه ی رسمی و اعلام شده برای توجیه رفتار خود در ماههای اول بعد از شهادت حضرتشان در پیامی که اصلا در امور فقری در آن جایگاه نیستید به تفسیر پند صالح بپردازید و حتی کلمات آن را جابجا کنید و در خواندن جملات و فرمایشات حضرت آقای صالح علیشاه طبق آنچه در ذهن دارید به زبان بیاورید و بعد بگویید یا اینطور یا آنطور!!! مگر نمیدانید تفسیر و توضیح کتاب مقدس پندصالح در حد بسیاری از مشایخ هم نیست و به همین دلیل بود که شرح رساله ی شریفه پند صالح را شخصا حضرت آقای مجذوبعلیشاه بعهده گرفته بودند.

اگر از پند صالح برای ما میگویید بهتر است به همه فرمایشات مندرج در آن رساله هم توجه کنید، قسمتی از مبحث کتمان سِر را برایتان مینویسم فقط مینویسم که بعد از خواندنش کمی در مورد آن بصورت شخصی بیندیشید و اگر شرح و تفسیری هم‌ دارید برای خویش داشته باشید و سعی هم کنید کلمه ای از آن را جابجا نکنید.

کتمان سِر ؛
امر ولایت و طریقت راجع به قلبست نه جوارح ، و بسته به سِرّ است نه سَر، و سینه به سینه رسیده و در کتب نوشته نشده و اصول آن بلفظ در نیاید، بلکه آنچه گفته و نوشته شود پنهان تر گردد….

حال با توجه به این فرمایش که حسب الامر مولای نازنینمان حضرت آقای مجذوبعلیشاه که فرمودند:

کتاب پند صالح لازم الاجراء و لازم الاتباع است

شما چگونه بخود اجازه میدهید به حریمی وارد شوید که در حیطه فقری و حتی اگر ماموریت و خدمت فقری ای بر گردنتان بود ورود نمایید و با حیوان خطاب قرار دادن کسانی که طبق قانون الهی و فقر و درویشی در حال تحقیق هستند که اثر را یافته و اگر به آرامش دل رسیدند سر سپرده گردیده و تجدید عهد نمایند با استکباری که در کلامتان بکار میبرید به مخلوقاتی که در دستگاه خداوند هستند و هنوز تجدید عهد نکردند و خود شما روزی روزگاری باید منتظر میماندی و برای دیدن و زیارتشان وقت میگرفتی توهین میکنید؟

یادتان رفته که به صرف تشرف و به صرف تجدید عهد کسی به اعلاء مقام نخواهد رسید؟

حداقل شما یکنفر بخاطر حرفها و ابراز خیلی از مسایل در آن روزهایی که تجدید عهد نکرده بودید سکوت اختیار کنید شاید کسی در آن روزها صدایی از شما ضبط شده داشته باشد و اینک طبق مکتب پیر و مرشد بزرگوارش حضرت آقای مجذوبعلیشاه سکوت اختیار کرده است و از بازی با آبروی شما دوری میکند.

چه شد؟

شما روزی در دشمنی با ستم و ظلم مدل بودید ، اکنون به جایی رسیدید که ……

جناب آقای وحدت در پایان فقط یک نکته را باید بعرضتان برسانم هرچند شما آنقدر دل آگاه و راه رفته ی طریق هستید که دیگران به چشمتان بصورت حیوان تداعی میشوند، خواستم عرض کنم این دنیا به پایان خواهد رسید و روزی همگی در پیشگاه مقدس حضرت ایشان حاضر خواهیم شد ، هیچ به آن روز فکر کرده اید؟

و یادتان نرود در روز قیامت و آنزمان که دیوان محاسبات میرسد هر قومی با پیشوا و مرشدشان شناخته میشوند، خواهشمندیم شما به پیشوای خود بپردازید تا ما با مرشد خویش حضرت آقای مجذوبعلیشاه برای حساب و کتابمان دوباره زنده شویم.

شما دایه ی مهربانتر از مادر نباشید.

در خانه اگر کَس است
یک حرف بس است

علی نگهدار

 

نظرات طرح شده در این یادداشت الزاماً بازتاب دیدگاه اینفوصوفی نیست.