مرقومۀ مربی جلیل القدر جناب آقای حاج دکتر سیدمصطفی آزمایش خطاب به آقای مهندس سید علیرضا جذبی

۲۹۱

دکتر سید مصطفی آزمایش، مدیر مسئول «انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر»، است که مسئولیت «اشاعه عرفان واقعی به چهارگوشه جهان»، را بر عهده دارد.

این مسئولیت از سوی دکتر نورعلی تابنده به وی سپرده شده است.

دکتر سیدمصطفی آزمایش اخیرا، در نامه ای سرگشاده خطاب به آقای علیرضا جذبی وضعیت بوجود آمده برای سلسله درویشی و تبدیل آن به مکانی برای جولان دادن «عده ای لمپن» به سبک و سیاق «شعبان بی مخ» و تهدید افراد به قتل و ترور و خونریزی را مورد انتقاد شدید قرار داده است.

دکتر سیدمصطفی آزمایش از آقای جذبی پرسیده که چرا در برابر افعال داعشیِ کسانی که خود را به وی منتسب می کنند، موضعگیری نمی کند.

سیدعلیرضا جذبی پس از ترور دکتر نورعلی تابنده ملقب به مجذوبعلیشاه توسط حکومت جمهوری اسلامی که به قتل وی انجامید، مسئولیت اداره امور سلسله گنابادی را برعهده گرفته است.

دو روز پیش شخصی با نام عباس محمدی یکی از مزدوران جمهوری اسلامی که خود را به «سلسله نعمت اللهی گنابادی منتسب» می کند،  دکتر سید مصطفی آزمایش و همکارانشان در «انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر» و شبکه جهانی «در تی وی» را به قتل در اروپا تهدید کرد.

لازم به یاداوری است که در یک ماه گذشته حداقل سه بار دکتر سید مصطفی آزمایش، «مدیر مسئول انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر»، و همکاران وی توسط عوامل و عناصر رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی که خود را به «سلسله نعمت اللهی گنابادی» منتسب می کنند، تهدید به قتل شدند.

شب گذشته کمیسیون آزادی بین‌المللی مذاهب آمریکا نسبت به تهدید دکتر سید مصطفی آزمایش، و همکاران وی واکنش نشان داد و گفت ما از نزدیک این تهدیدها را رصد می کنیم.

متن نامه دکتر سید مصطفی آزمایش به آقای علیرضا جذبی به شرح زیر است:

 

جناب آقای مهندس حاج سیدعلیرضاجذبی ثابتعلیشاه
پس از سلام و‌مسئلت سلامتی برای سرکار
عرض میشود، در دوران سلطنت محمدرضاشاه پهلوی حضرت آقای صالحعلیشاه و حضرت آقای رضاعلیشاه اکثراوقات سال را درگناباد توطن داشتند ولی هرسال بطورمعمول  درشهرهای داخل و خارج کشور مسافرتهایی میفرمودند و به تهران نیز تشریف فرما میشدند و در آپارتمانی که درقسمت حیاط بزرگ حسینیه مشیرالسلطنه امیرسلیمانی قرارداشت اقامت میجستند و علاوه بر مجالس فقری هفتگی شبهای جمعه و شبهای دوشنبه و سحرهای جمعه، هرروز صبح نیز از ساعت هفت و نیم تا ده و نیم بارعام میدادند و فقرا خدمتشان شرفیاب میشدند. فضای این نشستها و محیط کلی فقری در حسینیه امیرسلیمانی و حسینیه حائری آمیخته با عشق و لطف و مهرورزی بود.در اوقاتی که حضرات اقطاب در تهران تشریف نداشتند فقرا به خدمت جناب آقای سید هبه الله جذبی در منزلشان درخیابان امیریه میرسیدند و ازفیض محضرگرم و پر محبت ایشان بهره میبردند. هنوز هم فقرای سابق از مرحوم پدر شما آقای هبه الله جذبی ثابتعلی چهره ای بسیار دوست داشتنی و پراز مهر و رأفت و عطوفت و رحمت به خاطر دارند.
در آن ایام، اصولا مردم خسته از ریای مسجدیهای مزور، و گریزان از تعصبهای خشونت  آمیزفدائیان اسلام، و متنفر از حقه بازیهای آخوند سیدابوالقاسم کاشانی و پیروانش، و دلزده از خیانتهای توده-نفتی ها … به محفل دراویش گنابادی می آمدند و از باطن حضرات اقطاب سلطانعلی شاهی درصورت حضور درپایتخت،  و از فروتنی محبت آقای سیدهبه الله جذبی شیخ تهران آرامش خاطر  کسب میکردند.
در آن ایام طلائی سطوت و کبریای حضرت آقایان اقطاب سلطانعلیشاهی مجالی برای بروز قلدربازیهای افرادی مانند هوتن مداویها و غلامعباس محمدی ها و فرشید محجوبی ها نمیداد.
عباس محمدی نماینده یک قشر خاص اجتماعی است که از آن به لمپن تعبیر میشود. همان چماقدارها و قداره بندها که قطب الاقطابشان شعبان جعفری مشهور به شعبان بیمخ است. شعبان بیمخ اصولا فرد قلدر و زورگو بود. همان طور که یک ادیب فرهیخته بازبان مودبانه صحبت میکند، شعبان بیمخ با زبان فحش مملو از رکاکت تکلم میکرد.
عکسهای متعددی از او در میان نوچه هایش موجوداست که همه جا با چماقی در دست و بوقی جلوی دهان درحال عربده کشی و «مرده باد، زنده باد »گفتن به قصد ارعاب مردم است. آن زمان شعبان بیمخ به بهانه هایی از قبیل شاهپرستی نَسَق میگرفت و مردم را به ضرب و حرح و قتل و خانه خرابی تهدیدمیکرد و امروز غلامعباس محمدی به بهانه جاانداختن مقوله«مولازاده پرستی» نَسَق میگیرد و گُنده لات بازی در میآورد!
در آن ایام، پس از سقوط دولت ملی دکترمصدق، شعبان جعفری نامه ای به دربار نوشت و درخواست کرد که به پاس مشارکت او در سرکوب خونین مردم «مصدقی»  از طرف شاه مملکت به او لقب “تاجبخش” اعطا شود. بلافصله تیمسار تیمور بختیار رئیس تامینات خفیّه کل کشور به فرماندار نظامی تهران امریه ای صادر کرد و مقرر ساخت تا شعبان جعفری را کَت بسته بگیرند و در برابر چشم نوچه هایش جلوی درِ ورودی همان زورخانه جعفری جنب پارک شهر دراز کرده و شلاق کش کنند که دیگر از این بلندپروازیها و بیمخ بازیها درنیاورد! شعبان جعفری دریکی از مصاحبه هایش گفت که در اوائل انقلاب وقتی از ایران گریخت و سرانجام از آمریکا سر درآورد مدتی را در آلمان سپری کرد. در آنجا یکی از ایرانیهای ساکن آلمان با یک آلمانی اختلاف حساب پیدا کرده بود و میخواست شکایت کند. اما شعبان جعفری به او گفت احتیاج به این کارها نیست من خودم حسابش را تصفیه میکنم. آدرس اورا گرفت و به محل کار آن شخص
رفت تا لات بازی و قلدری کند. همانجا سرِضرب ماموران اجرای قانون به درخواست مردم محل سررسیدند  و شعبان بیمخ را در حال عربده کشی با افتضاح دستگیر کردند و دست بند زدند  و به بازداشتگاه بردند. بعد از آن واقعه بود که شعبان جعفری متوجه شد که در مغرب زمین، باید قدری مخش را فعال نماید و دست از بیمخ بازی بکشد و ادای جاهلهای سنگلج و درخونگاه و میدان اعدام و گودِزنبورکخانه را درنیاورد.، چرا که هزینه اش خیلی زیاد است.
اما درهرحال لات بازیها شعبان بیمخ ربطی به دنیای درویشی نداشت.
آن دوران طلایی فقر گذشته و امروز مشاهده میشود که  یکی از جوجه شعبان جعفریهای  بیمخِ قرن بیست و یکم ، غلامعباس محمدی است که کباده کش عالم فقرای تجدیدبیعتی گنابادی شده است!!! عباس محمدی هم به سبک و سیاق قطب الاقطاب خودش شعبان جعفری چندین عکس تاریخی از زوایای مختلف از هیکل خودش با چماقی دردست، روبروی خانه مردم گرفته است. این چماقکش حرفه ای، بهره ای از اخلاق درویشی ندارد و تمام روانش را خلق و خوی داعشی اشغال کرده و محور کلامش سربریدن و خون ریختن و چنین و چنان کردن است.
سئوال این است که چه شد  که آقایان نمایندگان خمسه، در دوران حصر و حبس خانگی حضرت آقای مجذوبعلی شاه/ درشرایطی که هیچ کسی اجازه تردد به دولتسرای حضرت آقا را نداشت/ به این پهلوان پنبه داعشی جواز عبور به دولتسرای حضرت آقا را دادو صندلی حضرت آقا را به دست او سپرد؟!! حضرت آقای مجذوبعلیشاه دوسال بعد از آغاز حصر ودرماههای آخرحیات با برکتشان، با اشاره به  این وقایع در بیدخت مطالبی به این مضمون فرمودند و گفتند:” من آزاد نیستم. مرا درخانه خودم زندان کرده اند  دائما میخواهند مرا از لولو خورخوره بترسانند و حساس میکنم دستهایی دخالت دارند تا سرنوشت مرا تعویض کنند”.
جناب آقای جذبی شما بهتر از هرکس دیگری میدانید که وجود همین فرد، در جمع اطرافیان شما کافی است که به کلیت اطرافیان شما برچسب «درویش داعشی»چسبانده شود.پس چرا و به چه دلیل غلامعباس محمدی امروز در سفر شما به بیدخت قدم به قدم به دنبال شما راه میفتد و حرکت میکند ؟!!!!
جناب آقای جذبی
فقرای تجدید بیعت کرده با سرکار امروز نظاره گر این سقوط قهقرایی فقرودرویشی هستند و میبییند که اخلاق فقری از درجه رفتار و کردار و گفتار دوران حضرت آقای رضاعلی شاه و شیخ ایشان آقای جذبی ثابتعلی، به این درکه باور نکردنی از رذالت سقوط کرده است. این درکه از رذالت ناشی ازکردار و رفتار و گفتار «مافیای یقه چرکیها» است که خُلق و سیرت شعبان بیمخی را جایگزین مکارم اخلاق نموده و لات بازی را با مبانی فقری ممزوج کرده و اسم این رویه نوظهور را سلسله گنابادی با خدمتگزاری شما گذاشته اند!!!
بگواهی عام و خاص، اخلاق و کردارضدفقری هوتن مداوی ها و محجوبیها و غلامعباس محمدیها روش داعش است.
جای تاسف است که این داعشی های رخنه کرده در عالم درویشی گنابادی خودشان را به شما منتسب میکنند و از جانب شما هرگز بطور علنی و عمومی مواخذه نمیشوند. در افوله شنیده میشود که چه بسا در خفا و بطور غیر علنی مورد تشویق هم قرار میگیرند.
امروزه، تهدیدهای جانی و اهانتهای لفظی این افراد به اسم فرقه گرایی درجهان طنین انداخته و کمیسیون آزادی ادیان در ایالات متحده آمریکا آن را شنیده و قویا محکوم کرده است. فردا همه خواهند دیدکه سایر نهادهای مدافع حقوق بشر و آزادی ادیان و عقایددینی در اتحادیه اروپا و کانادا و آمریکا، همراه با ستادحقوق بشر سازمان ملل متحد یک صدا آمرین و عاملین این تهدیدهای داعش مآبانه را افشاء و مورد سئوال قرار خواهند داد.
با تقدیم احترام
دکترحاج سیدمصطفی آزمایش