نامه جمعی از پیروان، ارادتمندان و شاگردان جناب آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه خدمت سخنرانان شرکت کننده در سلسله نشست‌های کتابخانه تصوف و عرفان در ماه مبارک رمضان

۱۳۱

باعرض سلام و ادب و احترام

خدمت سخنرانان شرکت کننده در سلسله نشست‌های کتابخانه تصوف و عرفان در ماه مبارک رمضان

پیشاپیش از درگاه خداوند متعال خواستار قبولی طاعات و عبادات شما هستیم.

ما جمعی از پیروان، ارادتمندان و شاگردان جناب آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه، بر خود لازم دانستیم تا خدمت شما بزرگواران نکاتی چند را یادآور شویم.

تاریخ، ما را قضاوت خواهد کرد.

کانونى که بعنوان یک مرکز فرهنگى از یکایک شما عزیزان براى شرکت در سلسله سخنرانیهاى آنلاین ماه مبارک رمضان دعوت بعمل آورده است “کتابخانه تصوف و عرفان” نام دارد.

متاسفانه باید دانست که این کانون که خود را مزیّن به نام عرفان و تصوف کرده است، اهداف مخفى دیگرى را در روند  “حکومتى کردن طریقه صوفیانه نعمت اللهیه گنابادى” دنبال میکند.

واقعیت آن است که مدیریت این بنیاد شبه فرهنگى – که در لابیگرى، تخصص و تبحر خاصى دارد –  در اختیار آقای شهرام پازوکی میباشد. فعالیتهاى سه سال اخیر این بنیاد موسوم به “کتابخانه تصوف و عرفان ” بواسطه کارنامه قطور همکاریها و همراهیهاى آقای شهرام پازوکى با بخش “ادیان و عرفان” نظام حاکم بر ایران، به شدت از سوی سرسپردگان به جناب آقاى دکترنورعلى تابنده مجذوبعلیشاه مردود و محکوم است.

آقای شهرام پازوکی یکی از اعضا انجمن حکمت و فلسفه ایران و از اعضا قدیمی فرهنگستان هنر از زیرمجموعه های سازمان تبلیغات اسلامی و شورای عالی انقلاب فرهنگی و از نهادهای وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، که متأسفانه پس از درگذشت حاج حسینعلی کاشانی، یکی از اعضای خمسه گروه موسوم به «نمایندگان منتخب» – که نقش بسزایی در اجرایی کردن  پروژه حصر خانگی پیر، مراد و ملجأ و مقتدای دراویش گنابادی، یعنی جناب آقای دکتر نورعلی تابنده داشتند –  به عضویت در حلقه «گروه نمایندگان منتخب اربعه به علاوه یک» در آمد.

آقای شهرام پازوکی بعنوان یکى از قدیمیترین شاگردان مکتب فاشیستى و ضدانسانى احمد فردید یزدى – معروفترین تئوریسین خشونت در ایران – سابقه همکاری با اغلب مدیران ارشد حکومتى (از قبیل آقای حداد عادل مشاور عالی آقاى سید علی خامنه ای رهبر نظام ) را دارد.

اکنون شاهدیم که براى سومین سال متوالى آقای شهرام پازوکی و آشنایان ایشان در”کتابخانه تصوف و عرفان” با ایجاد یک شبکه لابیست، به دعوت از محققان و مدرسان وپژوهشگران درداخل و خارج از ایران پرداخته تا در سلسله نشستهای آنلاین ماه رمضان شرکت جویند و سخنرانی کنند.

چنین اقداماتى مسلما نه تنها کمکى به روشن شدن مکانیسم ترور ناجوانمردانه و خاموش قطب دراویش گنابادى «جناب آقای دکترنورعلى تابنده» ملقب به مجذوبعلیشاه نمیکند، بلکه آب به آسیاب نهادهاى امنیتى و طراحان پروسه شهادت تدریجى شخصیت برگوار و آزادیخواه عالیمقدار (که رسانه هاى فرانسوى از ایشان با عنوان گاندى قرن بیست ویکم تعبیرمیکردند) میریزد، و بهمین دلیل نیز نزد افکار عمومى پیشاپیش مردود و محکوم است، و پشت کردن به مکتب والا و انسانساز تصوف و عرفان تلقى میگردد.

در دوران طلایی قطبیت دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه ، پیروان راستین ایشان لطمات زیادی را از سوی حاکمیت متحمل شدند: بازداشت و حبس های طویل المدت، قتل تنی چند از دارویش گنابادی نظیر آقایان وحید بنانی ، محمد اسحاق آبادی، بهنام محجوبی، سردار محمد راجی ، محمد ثلاث و محمد پوریوسفی تنها نمونه هایی از پروژه درویش کشی نظام حاکم است.

تبعید و بازداشت ناگهانی دکتر نورعلی تابنده از زادگاهشان و انتقال ایشان با تدابیر امنیتی و زیر فشار مأموران امنیتی به تهران (که حتی کمترین نیازها برای رفع حاجات را از ایشان که فردی سالخورده بودند دریغ کردن برای ساعتها با هدف تحقیر ایشان در جمع پیروانشان ) و حصر و در نهایت به سرانجام رساندن پروژه حذف و ترور ایشان – همانگونه که همگان می دانند – حکایت از وجود نمونه های بارز دشمنی دستهای پیدا و پنهان در برخورد جدی با دکتر نورعلی تابنده و آموزه های ایشان و پیروانشان دارد.

فاجعه شوم گلستان هفتم، دشمنی با درویشی را به معنای واقعی بمنصه ظهور رساند، امری که با حکم بازداشت دکتر نورعلی تابنده آغاز شد و به دلیل مقاومت پیروان رشید و دلاور ایشان، به حصر خانگی ، بازداشت و زندانی شدن عاشقان راستین ایشان که جان بر کف نهاده و در گلستان هفتم حضور بهم رساندند و اعدام درویش شهید راه حق و حقیقت محمد ثلاث و سردار شهید محمد راجی (در زیر شکنجه هاى سبعانه در شکنجه خانه بازداشتگاه شاپور)  و درویش شهید جاویدنام بهنام محجوبی و محمد پوریوسفی انجامید.

کتابخانه تصوف و عرفان (که این سلسله نشستها را درست پس از شهادت مظلومانه پیر و مراد ما آغاز کرده)، در همسویی با سیاست های “سازمان تبلیغات اسلامى” و “دایره فرق و ادیان” وابسته به نهادهاى امنیتى، از تصوف و عرفان بعنوان ویترینی برای عملی کردن طرحهای بعدی خود سوءاستفاده می کنند.

فریاد تظلم خواهی و دادخواهی ما اکنون قریب چهار سال است که به گوش جهانیان رسیده است.

ما با ایجاد کمپین دادخواهی (تصریح میکنیم “کمپین دادخواهى” و نه خونخواهى!) درباره مقتدا  و مرادمان جناب آقاى دکتر نورعلى تابنده مجذوبعلیشاه، مبادرت به جمع آورى و انتشار اسناد و مدارک و شواهد بسیاری نموده ایم و با طرح پرسشهاى دقیق و حقوقى-پزشکىِ مودبانه ومحترمانه  تلاش کردیم تا این کمپین دادخواهی کمکى باشد به کنکاش زوایاى تاریک چگونگى شهادت و حذف پیر و مرادمان.

اکنون بر شما عزیزان است، انتخاب کنید که مایلید در حافظه تاریخی مردم عرفان دوست ایران زمین چه جایگاهی برای خود برگزینید؟

تاریخ گذشتگان را قضاوت کرده است.

تاریخ ایران زمین مملو از بزرگ مردانی است که حاضر نشدند مُهر ننگین  دشمنی با  متصوفه و عرفا را بر پیشانی خود نقش کنند.

برشماست که این توصیه های دوستانه و صادقانه را جدی بگیرید و قبل از موافقت براى اعلام مشارکت در شعبده بازى “کتابخانه تصوف وعرفان” درباره صحت و سقم هشدار صمیمانه و غیرمغرضانه ما امعان نظر نمایید.

توفیق روزافزون جملگی شما بزرگواران را از درگاه ایزد منان خواستاریم.

 

جمعی از پیروان دکتر نورعلی تابنده حضرت آقای مجذوبعلیشاه

یکشنبه ۱۴ فروردین ۱۴۰۱