آیا این اعمال و انتشار اخبار بی سر و ته نیست که موجب تفرقه و چند دستگی فقرا میباشد و میان دلهای آرام تشنج ایجاد میکند؟

۱,۴۳۱

مقالات وارده 

با سلام مجدد خدمت آقای حاج محمد تابنده,

این حقیر برای روشن شدن جریان “ذکر اخبار بدون درج منبع” و خطراتی که در پی ان است تحلیلی با استناد بر فکر و تحقیق خدمت شما ارائه میدهم و امیدوارم که جناب عالی هر چه زودتر برای دفع این خطر بزرگ دست به کار شوید و رضا و رحمت الله عزیز را فرمان دهید تا ایشان و هواداران ایشان در فضای مجازی اخبار را بدون ذکر منبع پخش نکنند. و چنان چه پیامی واضح و عملی راسخ از سوی جناب عالی دیده نشود این حقیر با اتکا به دو فرمان حضرت آقا که فرمودند “همه فقرا نمایندگان ایشان هستند” و اشاره ایشان به “بنشینم و صبر پیش گیرم؟” ناچار بر اینم که شکایت خود را نزد عمو های گرامی شما که گل سر سبد احفاد سلطانی و خاندان تابنده هستند ببرم که قطعا ایشان این خطر بزرگ را جدی گرفته و بر دفع ان کوشا خواهند بود.

در این تحلیل, حقیر تلاش بر این داشته که برای حفظ بیطرفی خود و اعتدال تا حد ممکن اشخاص مذکور را در نظر نداشته باشم بلکه فقط و فقط ذکر اخبار ایشان را مد نظر بگیرم.

اخباری که آقای رضا تابنده در تاریخ یکشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۷ انتشار دادند به این قرار است:

سلام عرض شد
یک ساعت پیش با دولتسرا تماس گرفتم حال جسمانی حضرت ایشان خوب بود و از صحت کامل برخوردارند. البته همچون روزهای گذشته با همه محدودیتهای موجود که امیدواریم هر چه سریعتر همه مشکلات مرتفع شود.
از همه فقرا تمنا دارم به هرگونه خبری غیر از چیزی که عرض کردم اعتماد نکنند.
التماس دعا, یاعلی مدد

تحلیل این خبر چنان که بسیار کوتاه است کار چندان مشکلی نیست.

ایشان در وهله اول از دولتسرا نام میبرد که منزل مسکونی حضرت آقا مجذوب علیشاه میباشد. ولی تماس با دولتسرا گرفتن به خودی خود معنی ندارد و مقصود تماس باید با فرد یا افرادی باشد که در دولتسرا حضور دارند پس ایشان باید ذکر کنند که با چه کسی یا افرادی در دولتسرا ارتباط بر قرار کردند که برای مخاطبان مشخص باشد که تا چه اندازه میشود به صحت اخبار ان شخص در دولتسرا اعتماد کرد. به طور مثال آیا رضا اخبار سلامتی حضرت آقا را از پزشکی که در دولتسرا حضور داشتند گرفته یا از آشپز دولتسرا.

در وهله دوم ایشان اشاره نمیکند که تماس به چه نحوی, صوتی, تصویری, مکتوبی, برقرار شده یا اصلا بر قرار شده یا خیر, فقط مینویسد “یک ساعت پیش با دولتسرا تماس گرفتم حال جسمانی حضرت ایشان خوب بود و از صحت کامل برخوردارند.” دو قسمت این جمله که حاوی اخبار است اصولا به هم ربطی ندارد, “با دولتسرا تماس گرفتم”, “حال جسمانی ایشان خوب است.” یعنی با دولتسرا تماس گرفتن به تنهایی چنان چه اینجا ذکر شده چه ربطی به سلامتی جسمانی حضرت آقا دارد؟

آقا رضا در پایان میگوید که “از همه فقرا تمنا دارم به هرگونه خبری غیر از چیزی که عرض کردم اعتماد نکنند.” وی با اتکاء بر روی چه بخشی از این خبر خود دیگران را دعوت به عدم اعتماد نسبت به سایر اخبار میکند؟ اگر منبع خبری موثق باشد یقین مخاطبان نتیجه و حاصل ان است و دیگر نیازی به تمنا کردن و دیگران را کذاب خواندن نیست, چنان چه اینجا مشاهده میشود. در اینجا ما اخباری میگیریم که هیچ نوع منبعی برای ان ذکر نشده, پس چطور به عنوان یک درویش که در بخش اول پند صالح از تفکر و تحقیق خوانده ایم و ان را سر لوحه زندگی کردیم این اخبار بی سر و ته را قبول کنیم؟

بیشتر بخوانیم : 

واکنش آقای محمد اسماعیل صلاحی به دروغ پراکنی مزدوران نهادهای امنیتی

کمپین «نوای فراق مجذوب»

در برابر این خبر بی سر و ته, آقای محمد اسماعیل صلاحی خبری را انتشار داده است با ذکر نام منابع, آقای دکتر پازوکی و آقای متولی از قول آقای شاه حیدری که از سر شناسان ما هستند و اخبار ایشان نزد فقرا موثق و مورد اطمینان عموم فقرا میباشد. در اخباری که آقای محمد اسماعیل صلاحی در اینستاگرام شخصی خود منتشر نمودند, از قول منابع خود میفرمایند که کسالتی عارض وجود مولایمان شده و حضرت آقا مجذوب علیشاه خود فرموده اند که “تا موفق به ملاقات با فقرا نشوم بهبود نخواهم یافت”.

حال در اینجا با دو خبر مواجه هستیم, خبر آقای محمد اسماعیل صلاحی با ذکر منابع که همه افراد شناخته شده بین فقرا هستند و نقل قول از فرمایشات دقیق حضرت آقا مجذوب علیشاه, و در تقابل ان خبر آقا رضا تابنده بدون ذکر منبع و همزمان زیر سوال بردن آقای صلاحی و منابع شناخته شده ایشان و غیرقابل اعتماد شمردن آنها بدون اتکاء بر هیچ اصل و اساسی. و طبق معمول غائله در اینجا پایان نمییابد, بلکه قطار افراد و رسانه های مشکوک که گرگان در لباس صلح فقری هستند به اخبار آقا رضا دامن زده و این را برای خود مجوز استنباط کرده و سایر فقرا را به رگبار توهین و تهمت میبندند.

آیا این اعمال و انتشار اخبار بی سر و ته نیست که موجب تفرقه و چند دستگی فقرا میباشد و میان دلهای آرام تشنج ایجاد میکند؟

آیا همین اخبار و اعمال بی سر و ته نبود که روزهای تاریک گلستان هفتم را رقم زد؟

آیا همین اعمال نیست که به سبب گل آلود کردن فضای مجازی و همچنین فضای دلهایمان صورت میگیرد که ما را از مهم ترین وظیفه و خواسته خود بازمیدارد و تمرکز فقرا را که میبایست متمرکز فقط یک جهت باشد به هم میزند؟ و ان خواسته این است که حصر مولا باید به پایان برسد, نه فردا, نه پسفردا, بلکه همین امروز و آنها که خود را درویش مینامند و زیر سایه مولا به سلوک خود میپردازند و دست در کار دارند و دل با یار, هر روز با این خواسته از خاب بیدار میشوند و با چشمانی گریان با این آرزو به خاب میروند.

ای سخت دلان سست پیمان
این شرط وفا بود که بی‌دوست
بنشینم و صبر پیش گیرم؟
دنبالهٔ کار خویش گیرم؟

محسن سلطانی (امجد)

@amjadsoltannejad

@gonabadisufinews