“لا تنظر إلى من قال وانظر إلى ما قال” به گوینده نگاه نکن بلکه به اصل گفته بنگر

۹۸۷

امجد کیست؟
این حقیر, خاک پای فقرا, درویشی هستم سر تا پا تقصیر زیر سایه مولا که ایشان با مهر بی پایان خود خریدار ما بودند. به فرمایش بزرگان در طول عمر, خود را از فعالیت ها در جامعه فقری به دور نگاه داشتم, تا زمانی موعود. از همین چند ماه پیش که فعالیت های خود را در فضای مجازی اغاز کردم, افرادی مشکوک میان فقرا که به لطف حق, مامور بودنشان از طرف دشمنان فقر و تصوف آشکار شده یک سوال را ورد زبان خود کرده, و متاسفانه با تکرار ان, به فقرای پاک سیرت نیز القاء کرده, و ان سوال این است که: “تو تخم و ترکه کی هستی؟ تو از کجا پیدات شد؟ در کجای شجره نامه خاندان سلطانی هستی؟ پدرت کیست؟ از زیر کدام بته در آمدی؟ و از این قبیل سوالات همراه با فحاشی و تهدید نثار بنده کردند.
آنها که مامورند البته معذورند. مطالبی را هم که مطرح میکنند, دست خودشان نیست و از اداره های مرکزی ضد تصوف به آنها فرمان داده میشود.

سخن بنده با فقرای پاک سیرت و خوش نیت است که عشق مولا در دل آنها میجوشد تا به امید حق تبدیل به شرابا طهورا شود.
عزیزان یاد آور میشوم سخن شیر خدا, حضرت امیر المومنین, مولا علی که میفرمودند: لا تنظر إلى من

قال وانظر إلى ما قال

به گوینده نگاه نکن بلکه به اصل گفته بنگر

در مکتب درویشی, اولین سوالی که فقرا از خود میپرسند این است که ,اصل سخن چیست؟
و با تجزیه و تحلیل اصل سخن به حقانیت سخنگو پی میبرند . این روش مورد نظر مولای ما هم هست, و اصلا دیگر نیازی نیست که از کسی بپرسند ” تو کیستی؟”
این حقیر در مقوله سه روز روزه دست جمعی, مقاله هایی نوشتم که ممکن است خدایی نکرده برخی از فقرا را آزرده خاطر کرده باشد, و به این دلیل دوباره خلاصه عرض میکنم, انتقاد بنده نه بر تک تک دراویش که با نیت خالص سه روز روزه میگیرند, و اتحاد خود را اعلام میکنند هست. انتقاد بنده از فراخوان دادن به روزه دست جمعی است که مقوله دینی هست و نیاز به اجازه مجاز دینی دارد, و میبایست از طرف ولی وقت و یا وصی ولی فرمان داده میشد. این نظر شخصی بنده نیست بلکه قوانینی است که بزرگان برای حفظ سلسله و امور دیانتی مقرر فرموده اند, و فقط قطب وقت میتواند این قوانین را تغییر دهد.
آنها که روزه گرفتند اجرشان با مولا, آنها که نگرفتند هم اجرشان با مولا, ما همه برادران و خواهران ایمانی هستیم, درویش که نیاز به بهانه و کمپین ندارد. با راه انداختن کمپین و نمایشهای سیاسی این چنینی که نمیشد با درویشی دیگر متحد و همدل شد. ولی بنده نیز متذکر میشوم که آنها که این کمپین را در این چهار چوب راه انداخته و هدایت میکنند, همان هایی هستند که خودشان هم میدانند و معترفند که هیچگونه اجازه دینی ندارند. خودشان تا دیروز از سایر فقرا برائت میجستند و میگفتند نفس نکشید که مبادا از یک سوراخ دوبار گزیده شوید! با مطالب زهر آلود بین دراویش تفرقه می انداختند, دراویش “صداقت طلب” برخلاف “نفوذی ها” و “مرعوب ها” همیشه هم دل بوده اند و هستند و نیازی به کمپین نبود که دراویش را متحد کند. اتحاد ما از بیعت ما با مولا مجذوب علیشاه است که در حصر صوری هستند و نه از کمپین های اینترنتی. بنابراین از این پس لطف فرمایید از خود و دیگران بپرسید که:
سخن امجد چیست؟

و چنان چه انتقاد از مطالب بنده داشتید, این حقیر سر تا پا گوشم, که تا به حال مخالفان بنده حتا یک بار هم که شده مطالب بنده را زیر سوال نبرده اند یا هویت مرا زیر سئوال میبرند یا شخصیت مرا, که این مخالف امر مولا علی هست که بهترین راه شناخت برای افراد را سخنان و رفتار آنها معرفی میفرمایند, و نه اسم و رسم آنها را.

سئوال امروز امجد کدام است؟

آیا تمثالهای آقایان اقطاب بزرگوار مانند حضرت محبوبعلیشاه و مجذوبعلیشاه را باید ابزاری برای فرار کردن از پاسخ به منتقدان نمود؟ چرا هربار کارهای بی اجازه میکنیم و غائله ای به راه میندازیم که اسباب تفرقه در سلسله گنابادی میشود و مشایخ و ماذونین و فقرا را دچار تفرقه و دو دستگی و سردرگمی میکنیم و در برابر سئوال و انتقاد حرفی برای گفتن نداریم خودمان را پشت عکسهای حضرات اقطاب مخفی میکنیم؟

لطفا این بار جواب امجد را بدهید. فحش ندهید!

کلب استان مولا
محسن سلطانی (امجد)