یحیی خوشمرام در پاسخ به انتقاد منتقدین

۵۱۴

یحیی خوشمرام در پاسخ به انتقاد منتقدین این متن را منتشر کرده :

چندی پیش اینجانب مطلبی در صفحۀ اینستاگرام خودم منتشر کردم که متاسفانه با واکنشهای منفی و بعضاً بدور از اخلاق و ادب انسانی ( تا چه رسد به درویشی ) برخی مواجه شد.

سوالی که حقیر مطرح کردم و نظری که ابراز کردم می توانست بطرزی متین و منطقی پاسخ داده شود.

دلایل قوی باید و معنوی

نه رگهای گردن به حجت قوی

ولی خوشبختانه اهانتها و گفتار بدور از آداب و تربیت برخی از کسانی که نسبت به نظر اینجانب عکس العمل نشان دادند ، اینجانب را متقاعد کرد که نظرم درست بوده و خطری بسیار عظیم و دسیسه ای بس ناجوانمردانه در کمین یکی از بزرگترین و قدیمیترین ( وطبعاً از نظر ما برحق ترین) سلسلۀ های درویشی در جهان  می باشد.

در اینجا قصد ندارم به توهین کنندگان پاسخی دهم چرا که رفتار و گفتار ایشان محکوم شرایط تربیتی ونیز شغلی آنهاست که بعید است دگرگون شود. وقتی بزرگشان آن بالا نشسته با فحاشی به تمامی دنیا از روی جهل و نادانی کشور را به یک قدمی نابودی کشانده است از نوچه هایش هم غیر از این توقعی نمی رود.

من از بیقدری خار سر دیوار دانستم

که ناکس کس نمی گردد از این بالا نشینی ها

روی سخنم  اینجا با آن دو سه برادر یا همشیره محترمی که با تمسک به ادب درویشی و از روی دلسوزی نظراتشان ابراز داشته خیرخواهانه حقیر را نصحیت کردند.

نخست از اینکه وقت گذاشتند و پست این حقیر را مطالعه کردند ونیز بابت نصحیت های مشفقانۀ ایشان از آنها  تشکر می کنم. 

و بعد اینکه ماحصل نظراتشان این بود که این اظهار نظر حقیرناشی ازحقد و حسادتی است که اینجانب نسبت به مولی زاده ها دارم.

در پاسخ ایشان عرض می کنم حتی اگر این نظر درست باشد باز تغییری دراصل قضیه ایجاد نمی کند چرا که منطقاً می شود که یک آدم حسود هم مطلب درستی را بیان نماید. شما چرا به خود مطلب نمی پردازید؟

لا تنظر إلى من قال وانظر إلى ما قال.

و اینکه پس از برخی توضیحات اظهار کرده بودید که از دیدن این پستی که حقیر گذاشتم دل چرکین می شوید و برادرانه خواسته بودید تا آن را حذف کنم.

حال سوال این حقیر از شما این است که آیا شما با دیدن آنهمه اهانت و جسارت نسبت به ساحت مولای معظم که در کانال های متعفن تلگرامی پخش شد دل چرکین نشدید؟

آیا ایراد اتهام جاسوسی و انتشار تمثال ایشان در میان بیرقهای بیگانه ، شما را دل چرکین نکرد؟

آیا می دانستید همان کانال های معتفن  مولا زادۀ شما را بعنوان قطب بعدی معرفی می کردند ؟

آیا شما آنموقع دل چرکین نشدید ؟

تا اینجای کار ایرادی به مولازادۀ شما نیست ، ایشان جوابگوی تفرقه افکنی های شیاطین نیستند ودلیلی ندارد به همه این موارد بخواهند پاسخ دهند. 

ولی مشکل از آنجا شروع شد که ایشان وارد مقوله هایی شدند که منصوصاً فقط از اختیارات بزرگ زمان می باشد و نه هیچ کس دیگر.

اینجا بود برای گروهی منجمله خود حقیر نوعی ارتباط  میان آن کانال های متعفن تلگرامی نظیر فرقه نیوز و ورود ایشان به مقوله هایی که اجازه نداشتند واردشوند پدیدار شد.

آیا ایشان تنها مولازاده در سلسله ما هستند ؟

فکر می کنید چند نفر دیگر در سلسلۀ ما در موقعیت به قول شما مولا زادگی هستند ؟

آیا آنها هم باید دست به چنین “شبه رهبری هایی ” بزنند یا زده اند چون پدرشان یا جدشان قطب بوده است ؟

آیا خود شما  هرگز دیده اید یا شنیده اید که تا بحال کس دیگری اعم از شیخ ، مأذون و یا بقول شما مولی زاده چینن حرکتی کرده باشد ؟

آیا می توانید حتی یک نمونه را بیان کنید ؟

دعوت عام فقراء و دراویش به روزۀ دست جمعی و بعد دادن ذکر لسانی واحد به همه فقراء  فقط در اختیار کسی است که به مراتب وجودی مریدان خویش اشراف و تصرف کامل دارد و نه هیچ کس دیگر .

ایشان با کدامین سرمایه وارد این میدان شدند ؟

سرمایه ای که ایشان از آن مصرف کردند یعنی اعتقاد فقراء به “جامع الشریعه و الطریقه  المتخلق بالاخلاق حسنه محبوب اولیاء الله مرحوم حضرت آقای حاج علی تابنده محبوبعلیشاه اعلی الله مقامه الشریف ” متعلق به مولازادۀ شما نبود که در آن دست برد بلکه متعلق به جانشین منصوص ، بزرگ زمان، مولای معظم حضرت آقای مجذوب علیشاه می باشد.

مولازادۀ شما در سرمایه ای دست بردند که به خودشان تعلق نداشت و از این بابت قطعا جوابگو خواهند بود.

صرف تولد جسمانی از جود یک پیامبر یا امام یا قطب متضمنداشتن اینگونه اختیارات نیست  و از این جهت فرقی بین یک سالک عادی و یک مولازاده نیست.

البته شما می توانید خاک پای هر کس را که خواستید طوطیای چشم خود کنید ولی بدانید یک دل جای دو دلبر نیست و یک بنده نمی تواند دو مولی داشته باشد. 

شما در هر مرحله ای از معرفت که باشید می پذیرید که راه عرفان راه معنی و راه باطن است  و نه ظاهر.

روزه امری است بسیار عظیم و تنها عبادتی است که  ریاء در آن راه ندارد چرا که رابطه ای است کاملاً دوسویه و بسته البته تا وقتی که میان بنده و پرودگارش باقی بماند .  اگر پای شخص ثالث به این رابطه باز شد – درست مانند پیمان زناشویی که اگر پای شخص ثالث به آن باز شد خود بخود گسسته می شود این رابطه نیز شرک آمیز می شود. 

روزه مانند نماز نیست که بتوانید در معابر عمومی راه مردم ببندید و به نماز به ایستید تا همه را مطلع کنید که مشغول خواندن نماز هستید .

روزه مانند مهر پیشانی نیست که بتوان آن را به رخ مردم کشید و با آن ییزنس کرد

روزه مانند خمس و زکات نیست که لاجرم شخص دیگری از آن خبردار شود. 

روزه قول و قراری است کاملاً درونی و صددر صد “باطنی”با حضرت مولی که اگر پای شخص ثالث به آن باز شد همانگونهکه عرض شد گرچه ممکن صحت ظاهر آن خدشه دار نشود ، قطعاً فاقد باطن خواهد. 

بنابراین اگر کسی بیاید روزه بودن خود را جار بزند خودش “حقیقت” روزۀ خودش را نقض کرده است.

این امری بسیار غریب و بی سابقه بود که مردم گروه گروه از خود سلفی گرفتند و می گفتند ایها الناس بدانید و آگاه باشید که ما هم روزه هستیم. 

درست مانند قوم موسی که در غیبت موقتی او به گمراهی افتادند. 

آیا قرار است طریقت پاک محمدی که تا امروز به همت اهل الله ،پاک و دست نخورده به ما رسیده دستخوش ابتذال و بدعت شود ؟

متاسفانه این کمپینی که مولازادۀ شما راه انداخت اعلان جنگ آشکار به خود “روزه ” بود. 

از این طریق دستگاههای اطلاعاتی براحتی توانستند پروژۀ “مرید” سازی را درون سلسله پیش برده و از وزن و نفوذ کلام مولازادۀ شما در میان دارویش تخمین درستی بدست آورند. 

محرومیت موقتی ما از زیارت مولایمان بسان به کوه طور رفتن حضرت موسی (ع) آزمایشی برای فقرا بود  و  متاسفانه گروهی از  فقرا مانند مردم آنزمان قوم بنی اسرائیل راهی بجز راه مولایشان را برگزیدند 

البته برای حقیر آشکار است که این فتنه و این شیطنت نه از مولا زادۀ شما که از سوی بعضی از اطرافیان خبیث ایشان و بعضی از شیاطینی است که ایشان را احاطه کرده تا متاسفانهاز جوانی ایشان نهایت استفاده را برای تخریب و تصرف دژ بلند سلسلۀ نعمت اللهی گنابادی سلطانعلیشاهی ببرند.

معاندان سعی می کنند تا از طریق مفاهیمی انحرافی و نوظهور مانند مولازاده  ، روزۀ نذری ، دعاء حاجت و امثال آن آفاتی نظیر  قشری گری ، ظاهر گرایی و کاسبی دینی را به گلستان  عرفان تزریق کرده تا بخیال ناپختۀ خودشان ، بوستان تصوف را از معنی تهی کرده آنرا یا نابود کرده ویا در اختیار خویش گیرند. 

مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ما    

غافل از آنکه خدا هست در اندیشه ما

همانطور که عرض کردم شما می توانید خاک پای هر کس را که خواستید طوطیای چشم خود کنید ولی بدانید یک دل جای دو دلبر نیست و یک بنده نمی تواند دو مولی داشته باشد 

اگر شما بیعتتان را با مولایتان فراموش کردید ما نکردیم و بیاری خودش تا آخرین نفس وفادا خواهیم ماند و از سرزنش هیچ سرزشن کننده ای نمی هراسیم . 

ما  تنها راه مقابله با دسیسه های معاندان را اطاعت انحصاری و بی چون و چرا از بزرگ زمان حضرت آقای مجذوبعلیشاه می دانیم و در راه ایشان با هر پیرایه ، خرافه و بدعتی مقابله خواهیم کرد. 

یاعلی