بهانه جویی های بنی اسرائیلی

۴۴۰

هو
١٢١

هر ایرادی که بر پایه خرد نباشد و دلایلیش, غیر موجه باشد آن را ایراد بنی اسرائیلی می‌گویند: اساسا ایراد بنی اسرائیلی نیازی به دلیل و مدرک ندارد. چراکه؛ از نامی که بر آن گذاشته شده پیداست – خواه مستند و خواه غیر مستند – برای ایراد گیرنده فرقی نمی‌کند.

گاهی از عرف هم تجاوز کرده به صورت توقع نابجا در می آید و حتی مشکلاتی را متوجه یک جامعه می کند.
در نظر بگیریم به یک هنرمند سفارش یک تابلویی داده ایم با موضوع آزاد. او نیز تصویری از دماوند زیبا را با برف نشسته بر قله ترسیم کرده است. برای شخص بهانه جو, احتمال اینکه با دیدن تابلوی فوق احساس سرما بکند بسیار است! یا نمونه هایی که همه ما بسیار با آن برخورد کرده ایم و برای جمعیت درویشان گنابادی در درازای چهار دهه ی اخیر بسیار رخ داده است و در این ماه های گذشته به حد اعلا رسیده است.
مقصود ما در اینجا گروهی است که در ظاهر! خود را درویش می خوانند و حال آنکه؛ آنچه از ایشان سر زده و می زند،نه تنها رفتارهای این گروه با درویشی همخوانی ندارد!  بلکه در تقابل با فرهنگ و قوانین تصوف است!

همانگونه که همگان شاهد بوده اند از سال گذشته؛ شدت ایرادهای بنی اسرائیلی, نسبت به درویشان گنابادی و فعالیت های ایشان, صد چندان شد و با دستاویز قرار دادن هر موضوعی، چماق تکفیر را بر سر ایشان کوبیده اند و پس از وقایع پیش آورده شده، در گلستان هفتم این بهانه جویی های واهی چنان شدت گرفت و خصمانه شد! که بسیاری از درویشان ساده دل، که همیشه در پی صلح و صفا بوده اند، ترجیح دادند سکوت پیشه سازند و با این جماعت غوغاسالار به مقابله بر نخیزند. و همین امر موجب شد شغالان گمان کنند بیشه شیران خالی شده و می توانند بخوبی جولان دهند و هر چه را می خواهند به ایشان نسبت بدهند و کسی هم نیست که پاسخی بدهد! ولیکن؛ دیدند هنوز هستند کسانی که سکوت نکنند و در صدد مقابله با این جماعت برخیزند و نگذارند که به مقاصد شوم خود برسند.

از آغاز ماجرای گلستان هفتم به هر موضوعی بدون عنوان کردن حتی یک دلیل درست و عاقلانه، فقط حمله کردند!

کسانی که به گلستان هفتم برای دفاع از کیان اعتقادی خویش رفتند را؛ خوارج، مارقین، داعشی و نظیر اینها نام نهادند.

کسانی که در حمایت از ایشان برخاستند را؛ فتنه گر، و فعالیت های ایشان را، دکان نام نهادند!

گفتیم گلستان هفتم دفاع از کیان اعتقادی و حق شهروندی ست. گفتند: اغتشاش بوده و همگی داعشی هستید!

گفتیم، جناب دکتر تابنده در حصر هستند، گفتند: نه! و استدلال های عجیب و غریب آوردند.

گفتیم؛ ایشان حصرشان برداشته شده، گفتند: جماعت فتنه گر می خواهند غائله بپا کنند!

از حقوق درویشان در بند گفتیم. گفتند: داعشی اند، و حقی ندارند!

از تجمع گفته شد، گفتند: درویش و چه به این کارها.

از فعالیت مجازی گفتیم، گفتند: در پی تحریک درویشان هستید!

از دیدار دوست گفتیم، گفتند: تو رو چه به این غلط ها!

حرف زدیم، گفتند: درویش و چه به حرف زدن!

خلاصه هر چه گفته و انجام شد.

با مخالفت و بهانه جویی های این جماعت صورت گرفت و اکنون پس از شش ماه بیادشان آمده! که مولایشان در حصر است و می خواهند همدلی کنند و اتحادی که بوده را ایجاد نمایند!

با عجیب جماعتی طرف هستیم که؛ به هیچ راهی، جز “خود” نمی روند!

مهراد جم