خیانت یا حماقت

۱,۲۲۵

زیر پوشش هیا هوی سه روز روزه در فضای مجازی اتفاقاتی رخ داد که پرداختن به ان مورد اهمیت است. بزرگترین و حیرت انگیزترین اتفاق, نامه حضرت آقای رضا علی شاه بود که از صندوقچه ارثی رضا تابنده در آمد و در فضای مجازی در روز سه شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷ زیر عنوان “مرقومه حضرت آقاى رضا علیشاه در رابطه با عدم دخالت فقراء در سیاست” از طرف آقای هوتن مداوی انتشار یافت.

این نامه تاریخی بر میگردد به سال ۱۳۶۵, زمانی که افراطیون با فشار و تهدید فقرای گنابادی, موسسه “جمعیت دفاع از آزادی” و بنیانگزار این موسسه جناب آقای دکتر نور علی تابنده را زیر سوال برده و با برچسب سیاسی, بر فعالیتهای اجتماعی و حقوق بشری ایشان خواهان برائت حضرت رضا علیشاه از این موسسه شدند, و ایشان نیز به دلیل نگرانی برای امنیت فقرا این نامه را مرقوم فرمودند. چنان چه فقرای پیش کسوت به خوبی به یاد دارند, بعد از این نامه به نصیحت حضرت رضا علیشاه, دکتر نور علی تابنده که هنوز در ان زمان مقام والای باطنی ایشان اعلام نشده بود, رفت آمد صوری خود را به حسینیه قطع فرمودند. دورانی بود دشوار که از طرف دشمنان مولا بر فقرا تحمیل شد.

واقعا دلیل بازنشر این نامه بعد از ۳۳ سال, به فرمان رضا تابنده و از طرف آقای مداوی و نیز بازنشر مجدد ان از طرف هواداران نزدیک رضا تابنده چیست؟

برای پاسخ به این سوال باید اول ببینیم که ارتباط بین آقای هوتن مداوی با آقای دکتر رضا تابنده چیست؟

هوتن مداوی خواهرزاده همسر محترم جبان آقای حاج محمد تابنده هست. در تاریخ جمعه ۲۹ تیر ۱۳۹۷, رضا تابنده یک سلفی که از پیش از خود گرفته برای هوتن مداوی ارسال میکند که ایشان ان را انتشار دهد زیر عنوان “یادگار محبوب دلها حضرت آقای محبوب علیشاه اولیاءالله مولازاده محترم استاد دکتر رضا تابنده سلمه الله” اگر نه چطور عکسی که بدون تردید یک سلفی هست که افراد معمولا با موبایل های خود از خود میگیرند, سر از موبایل هوتن در بیارد؟ البته مطالب در این زمینه زیاد است ولی این جریان سلفی ارتباط و همکاری تنگانگ ایشان را به وضوح نشان میدهد. یعنی زمانی که رضا تابنده مطلبی را خود به دلایل مختلف نمیتواند انتشار دهد ان را واگذار به هوتن یا دیگران میکند.

جریان نامه حضرت رضا علیشاه نیز مثل همین سلفی هست. یعنی چیزی هست که فقط میتوانست در اختیار ارثی رضا تابنده و یا آقای حاج محمد تابنده میبود. ولی چنان چه دیدیم این رضا هست که معمولا مطلب برای هوتن ارسال میکند برای انتشار و نتیجه میگیریم که اصل نامه نزد رضا تابنده هست. پس دلیل انتشار این نامه با این چنین خصوصیاتی, در این دوره زمان حساس توسط رضا تابنده چه میتواند باشد؟

این فقط هوتن مداوی نیست که این نامه را به رضا تابنده مرتبط میکند, بعد از اینکه هوتن این نامه را انتشار داد, نزدیکان و همکاران شناخته شده رضا, از قبیل آقایان شرر کنور تبریزی و امیرحسین قشقائیان, این نامه را مسلسل وار بازنشر کردند. چرا؟

آیا نمیدانستند که این نامه خطاب به فعالیت های حضرت آقای مجذوب علیشاه بوده است؟ و از روی مصلحت و برای رفع خطر از سر فقرا و نجات جان فردی که در آینده مسؤلیت قطبیت بر دوش ایشان خواهد بود از طرف حضرت رضا علیشاه نوشته شده؟ اگر این افراد که عضو خانواده اصیل و محترم تابنده هستند از این اتفاقات مهم تاریخی بیخبر هستند و از روی حماقت این نامه را انتشار دادند که “ای وای ما”.

اگر هم دانسته این را منتشر میکنند پس بوی خیانت و توطئه از اطرافیان حضرت آقا میاید که “ای وای دل ای وای ما”. که اگر این طور باشد, نصیحتی دارم برای آنهایی که دارند عذاب ابدی را برای خود خریدار میشوند بلکه به امید حق از بیراه خود برگردند.

سالک, سر سپرده به قطب وقت خود است, نه نگاهی به آینده دارد و نه به گذشته, نگاهش به حال است و سرور حال که قطب زمان است. اگر میخواهید واژه “سیاست” را بفهمید, ان را از قطب وقت خود حضرت آقای مجذوب علیشاه بیاموزید که فرمودند “سیاست یعنی روش ادارهٔ جامعه”. پس اینقدر تلاش بر این نداشته باشید که به کلمه سیاست این همه بار منفی بدهید و لولو و برچسبی کنید که دراویش از ان بترسند, که این کاریست که دشمنان حضرت مجذوب علیشاه بیش از ۳۰ سال است که به ان مشغولند, ولی افسوس رضا که در صفحه ات این چنین مینویسی و خواسته یا نا خواسته همجهت با دشمنان مولا مجذوب علیشاه میشوی.

“جای مردان سیاست بنشانید درخت تا هوا تازه شود”

اگر میخواهی مطلبی در مورد سیاست یا هر چیز دیگری بنویسی, بهتر بود که از تعلیمات و فرمایشات مولا مینوشتی بجای اینکه سر خود و از روی علاقه شخصی خود مینوشتی, که مصلحت مسلم برایت هم جهت با تعلیمات قطب وقتت میباشد.

من از روییدن خار سر دیوار دانستم
که نا کس, کس نمیگردد از این سلفی گرفتن ها

کلب استان مولا
محسن سلطانی (امجد)