نامه سرگشاده محمداسماعیل صلاحی به حضرت آقای دکتر نورعلی تابنده «مجذوبعلیشاه»

۸۸۲

هو
١٢١

حضورباهر النور حضرت مولی الموالی حاج دکترنورعلی تابنده مجذوبعلیشاه ثانی مدظله العالی
قربان خاکپای ملایک پاسبانت گردم

عمریست که در پای خم افتاده خرابیم

همسایه دیوار بدیوار شرابیم

مطمئن نیستم که اخباری که در خارج از حصار منزل آنجناب میگذردبه سمع و نظرمبارک برسد که جنابتان درحصار اقارب کالعقاربید و اگرچه تلاش کردم در این مدت که از شما پدر روحانی بظاهر دور بودم لب ومغز اخبار را توسط معتمدین به حضرتتان برسانم و البته پیامها و پیام اخیر شما روحی در کالبد نیمه جانم میدمید و اطاعت کرده بعموم ابلاغ نمودم و متاسفانه نمایندگان منصوبتان مانع از آن میشوند که بدیدارتان بیایم؛ ازترس آنکه مبادا ناگفته هاییکمافی السابق گفته شود و آنچه رشته اند پنبه گردد.

نمیدانم مصاحبه اخیر جناب کدیور را به سمع و نظرتان رسانده اند یا خیر و نمیدانم که این نامه که بصورت سرگشاده تنظیم نموده ام به لحاظ مبارک خواهد رسید یا نه اگر چه گفتنی بسیار است ولی خوشحالم که درطی ١۴ سال متوالیا در محضر شریف شرفیاب بودم و آنچه میبایست آموختم و شدنی تحقق یافت و وعده الهی بانجام رسید و از اینجهت تکلیف مشخص است ولی تنها نگرانی این ضعیف دسائس دشمنان درویش نماست که اگرچه از حضرتتان راه مقابله را آموخته ام، لیکن موج دسیسه بسیار است و من جز لطف الهی تکیه گاهی ندارم؛ امیدکه «قدخاب من دسیها» تحقق یابد و البته
خواهدیافت و آنهایی که «لیس من اهلک» هستند باگذر زمان عدم اهلیتشان بدست خودشان بیشتر اثبات میشود.

بامیددیدار؛ سحرگاه ٢٩ مردادماه ١٣٩٧ – فدوی ؛ صلاحی