گفتاری از آقای محمداسماعیل صلاحی در مورد «اجازه» در تصوّف

۸۴۰

بسم الله الرحمین الرحیم

یکی از مواردی که اُس و اساس تصوف و طریقت هست «اجازه » است.

اجازه در تصوف و نیز در تشیع ملاک عمل سالک و شیعه حقیقی است درباره لزوم اجازه آیات و اخبار متعدده و لا تعد و لاتحصى دلالت بر لزوم آن دارد.

آیه شریفه ٣۷ سوره مبارکه «ق» یکی از آن آیات است که می فرماید :

لِمَن کَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِیدٌ

درباره این آیه حضرت سلطانعلیشاه شهید در تفسیر شریف بیان السعاده مطالب نغز و لطیفی را فرموده اند ؛ که عبارت از آنستکه :

کسی که در مقام تقلید است و هنوز داخلِ در بیت قلب نشده و حقیقت اَعمالِ شرعیه برای او به شهود نرسیده، در مقام انصات و استماع است. و یک مرتبه از مراتب علم را دارد ، مرتبه بعد از آن مرتبه قلب است که تقلید با تحقیق ممزوج می شود یعنی آنچه سالک الی الله در اثر ممارست و توجه به دستورات قالبی و قلبی که با اجازه از طرف بزرگ زمان اخذ کرده است از مقام تقلید به مقام تحقیق و قلب می رسد.

لذا خداوند متعال می فرماید :

لِمَن کَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِیدٌ

یعنی یا خودش به مقام تحقیق رسیده باشد یا گوشش به فرمان و اجازه بزرگ وقت باشد، لذا کسی که در طریقت وارد می شود نباید اَعمال شرعیه و عبادات و ریاضات خود را بدون اجازه انجام دهد و اگر چنین کند شاکله عمل او شاکله توحیدی و الهی نخواهد بود.

در این باره حضرت نورعلیشاه ثانی نیز در رساله شریفه صالحیه مطالب نغزی را فرموده اند در روایات و اخبار پیامبر و ائمه معصومین هم به کرات و مرات در اینباره سخن رفته است.

حدیثی است که با عباراتی به اندک متفاوت از پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و سلم ) و علی ابن ابیطالب (علیه السلام) و حضرت صادق نقل شده است می فرماید :

« قصم ظهری أثنان (رجلان) عالم متهتک، وجاهل متنسک، هذا یصد الناس عن علمه بتهتکه و هذا یصد الناس عن نسکه بجهله»

در روایتی که از پیامبر و علی ابن ابیطالب و حضرت صادق نقل شده اندک تفاوتی در عبارت است که مصداق «عباراتنا شتى وحسنک واحد وکل الى ذاک الجمال یشیر» می باشد خلاصه و چکیده این روایت شریفه این است که پیامبر اکرم و همچنین علی بن ابیطالب و حضرت صادق فرموده اند که :

پشت مرا دو گروه شکستند : یکی عالِمی که بدون اجازه مبادرت به فتوا کند دیگر جاهلی که عبادت کند.

جهل در اینجا به معنای عدم وجود اجازه است به این تعریف و این توصیف که کسی که مبادرت به انجام اعمال قالبی و قلبی بدون اجازه کند چون ان اَعمال و عبادات را از مقام عقل که ولی زمان است اخذ نکرده در حکم جاهل است.

بقول مولوی :

عقل دشنامم دهد من راضیم
چونکه فیضی دارد از فیاضیم
احمق ار حلوا نهد اندر لبم
من از آن حلوای وی اندر تبم

لذا اجازه مصحح عمل است؛ بنابراین حضرت آقای نورعلیشاه در رساله شریفه صالحیه در چند موضع به این مهم پرداخته اند.

حقیقت ۲۶۶ کتاب صالحیه :

منطریات بگفتن بابا ما تو را دم دادیم اگر چه غلط خوانده شود، اثر نماید و بدون آن اذن هرقدر تصحیح نماید اثر نبخشد و مار و افعی رام نگردد.

چون « منطریات » از عباراتی است که از کسانیکه با ملکوت سفلی و عالم جن و شیاطین در ارتباط هستند اخذ می شود، برای اینکه حیوانات موذی را رام کنند و در تسخیر خود در آوردند در آن مرتبه یعنی در ملکوت سفلی اجازه شرط است. اگر این اجازه نباشد ولو ان عبارت منطریات را شخصی بخواند چون اجازه ندارد اثر نمی بخشد و مار و افعی رام او نمی شوند همینطور در مرتبه ملکوت علیا که عالم ملایک و فرشتگان است و عالم عقل است بدون اجازه این امرممکن نیست.

کمااینکه فرموده اند :

هکذا ریاضات و مکاشفه بدون این اذن به سفل کشاند و دعوت به اذن اگرچه کمال تامّ در داعی نمایش نکرده باشد، مؤثر است این ظنّ مصاب است و این خطای مفروض عین ثواب است. اگر ریاضات و مکاشفاتی که سالک برایش دست می دهد بدون اذن باشد سر از ملکوت سفلی و عالم جن و شیاطین در می آورد و برای او استدراج است نه تکامل.

لذا نماز بدون اجازه روزه بدون اجازه ذکر بدون اجازه در تصوف باطل است و موجب ترقی سالک نمی شود بلکه موحب استدراج و تنزل سالک می شود ولی اگر با اجازه باشد ولو اینکه صاحب اجازه به کمال مطلق نرسیده باشد مصداق ان فرموده ای است که می فرماید :

«للمصیب اجران و للمخطی ء اجر واحد» ، کسیکه درست عمل کند دو اجر دارد و کسیکه خطا کند ولی چونکه اجازه دارد برای او اجر واحدی است.

همینطور در حقیقت ۶۵۱ رساله شریفه صالحیه می فرمایند :

«تأثیر اوراد و اذکار و ادعیه و تعویضات به نفس است. خواص ذاتیه را هم مدخل است به هر اندازه به کسی رسد در آن مؤثر است لهذا تصرف در غیر آن صحیح نیست معیار صحت و بطلان امورات دینیه الهیه اذن و اجازه است که مورد توسل ، وجهه توجه آنست که رسم نبود بدون اجازه بزرگان خبری را روایت کنند چه جای آنکه دستگیری ، تلقین ذکر و فکر ، یا امر و نهی و فتوا نمایند و نشستن در مناصب الهیه بدون اجازه شقاوت و اضلال و ضلالت است و سلسله اجازه مشایخ روایت و بیعت و هدایت معنعن و مسلسل است تا حضرت آدم علیه السلام و سلسله فقریه این ضعیف به این طریقه است.»

در مورد اجازه ، خداوند در قرآن مجید می فرماید :

مَن یَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ ۖ وَمَن یُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُ ولیا مرشدا

آیۀ ١٧ سورۀ کهف مرحوم سیدمحمدنوربخش هم که از عرفای أزمنه سابقه بوده فرموده است که من ارتکب المجاهدات بغیر مرشد فضل و غوی.

در اینباره بحث بسیار است و انشالله در ادامه ما به این مطلب بطور مفصل خواهیم پرداخت.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

محمداسماعیل صلاحی – شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۷