سئوال یکی از فقرا از آقای کاشانی

۹۲۶

هو

۱۲۱

با سلام و ادب و احترام خدمت برادران و خواهران ایمانی عزیزتر از جانم

بنده نه سواد درست و حسابی دارم و نه اهل جنگ و جنجال، بحث و کشمکش هستم.

در بیست و چند سالی که از تشرفم به فقر و درویشی گذشته روح درگاه عشق و باطن پیر بزرگوار از من یک فرد کاملا سر بزیر و صلح طلب ساخته است.

بقول معروف سرم در لاک خودم است و با کسی کارم نیست و مشغول حال خودم هستم و آرزویی جز رضایت حقیقت چه در حال و آینده در سر ندارم…

گر یک بار بگویی بنده من

از عرش بگذرد خنده من

ولی بعد از بیانیه اعلام اجازه مجدد اقامه نماز در شهر اصفهان که توسط آقای کاشانی مأذون محترم قرائت گردیدو بعد از اندک زمانی مورد ایراد جمعی از فقرا واقع گردید ، سئوال اکثریت این بود که بیانیه به این مهمی ( تمام بیانیه های مولای بزرگوار مهم هستند ) چرا در سایت مزار بیدخت منعکس نگردیده و متعاقب آن دیده شد که سایت مذکور مبادرت به انعکاس بیانیه مزبور که منتصب به نور دیده همه فقرا حضرت مولانالمعظم دکتر نور علی تابنده (مجذوبعلیشاه ) میبود کرد.

بنده برای اطمینان به قاری بیانیه ، چندان توجهی به مطالعه بیانیه نداشتم تـــــا شخصی که خودش را از فقرا معرفی میکرد، در یکی از سایتها اعتراض نمود که در بعضی از کلمات در اصل بیانیه و آنچه که در مجلس اصفهان قرائت گردیده تفاوتهای لغتی و کلامی و جابجایی لغات بطور فاحش دیده میشود، که این اتفاق بسیار قابل تأمل و مورد شبهه و بسیار بحث انگیز است.

بنده بعد از مشاهده و تطابق گفتار گوینده بیانیه و آنچه در متن بیانیه پیش رو چاپ کرده بودم کاملا شوکه شدم و این اتفاق برایم قابل باور نبوده و نخواهد بود.

چرا شوکه شدم خدمتتان عرض خواهم کرد…

برای روشنتر شدن موضوع و شوکه شدن خودم ، مجبورم خاطره ایی از دستور مولای بزرگوار به آقای کاشانی در اوایل به قطبیت رسیدنشان مبنی بر ایجاد کلاسهای عرفانی اشاره کنم که من هم در کلاسها توفیق شرکت داشتم و بهره میبردم.

یک روز آقای کاشانی مبادرت به امتحان گرفتن فرمودند. مثل امتحانات متداول در کلاسهای درس و در انتها ورقه ها را برای نمره دادن با خود میبردند.

یکی از فقرا که اتفاقا از همکاران بنده بودند کلمه یقضه را به غلط با غین نوشتند.

در جلسه بعدی آقای کاشانی ضمن باز پس دادن ورقه های امتحانی فرمودند که «یک نفر کلمه یقضه را غلط نوشته بود» و بعد از آن فرمودند که «چقدر در ادای صحیح لغات و کلمات حساس هستند» و با خنده و شوخی فرمودند که «من مُلّا لغتی هستم.»

منظورشان ( وسواس شدید در درست تلفظ کردن کلمات ) و برای درک و دقت بیشتر ما فرمودند که «این وسواس و حساسیت را که یادم نیست فرمودند از استادشان یا استاد استادشان به ارث برده اند و خاطره ایی از استاد برایمان تعریف کردند که روزی ایشان عازم و مسافر بودند در دوره قدیم گویا فروش تریاک به عنوان دارو و مرحم رایج بوده ، بر روی شیشه دکان عطاری در میدان بهارستان نوشته شده بوده ، تریاک مرقوب موجود است ! استاد که متوجه اشتباه املایی شده بود چند ساعت ایستاد تا صاحب مغازه آمد و با عصبانیت رو به او کرد و با صدای بلند گفت تریاکت مردم را کشته و مرقوبت هم مرا !!! مرغوب با غین است نه با قاف !!!»
من شک ندارم که ایشان اصولا در بیان مطالب و رو خوانی از کتاب و هر دست نوشته و بیانیه ایی نهایت دقت را به کار میبرند.

سواد بالای ایشان چه در سطح حوزوی و چه در سطح عالی دانشگاهی بر کسی پوشیده نیست.

رو خوانی غلط یک بیانیه از طرف ایشان آنهم بیانیه ولی خدا قابل پذیرش نیست.

امیدوارم آقای کاشانی و یا کسانی که به ایشان دسترسی دارند، این انتقاد و اعتراض مرا به گوششان برسانند و از ایشان تقاضامندم برای رفع شبهه و شک در مقام پاسخگویی بر آیند و در غیر این صورت اگر سکوت کنند این شبهه تا یوم القیامه در دل خواهد ماند، و آنگاه حس، به شعور تلنگر خواهد زد که نکند کاسه ایی زیر نیم کاسه باشد.
فقرا ، عزیزان دل! در این برهه حساس میباید و تکلیف عقل است که بیش از پیش هوشیارتر باشیم.

بقلم : یکی از فقرای سلسله جلیله نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی

نظرات طرح شده در این یادداشت الزاماً بازتاب دیدگاه اینفوصوفی نیست.