واکاوی علت حملات سازمان یافته علیه دکترسیدمصطفی آزمایش بقلم مهراد جم

۶۹۲

آقای دکتر آزمایش از ذخایر ادبی ،عرفانی و معنوی ایرانیها هستند. خدمتشان در راه عرفان و مبارزه با جهل (تبعا با جاهل ) موردعلاقه و تأییداست (دکترنورعلی تابنده )

محل امضامبارک

در  تصوف روال بر این نیست که مرید درباره بزرگ سخنی بگوید! و حتی بزرگان هم درباره خود سخنی نمی گویند. مگر در موارد خاص. یا دوستداران بصورت شخصی و از روی علاقه قلبی، که امری مرسوم بوده و بر اقتضای حال افراد می باشد ابراز علاقه می کنند.

در این دوران همه چیز دگرگون شده و به جهت اجتماعی شدن بیشتر تصوف و مسائل ایجاد شده که ابهاماتی در ذهن عموم هم میهنان فراهم می آورد به دلیل عدم شناخت کافی، لازم می آید برخی مسائل از منظر شخصی گفته شود.

قصد نداشتم در این دوران سیاه! که سم پاشی بر علیه  قطب سلسله گنابادی حضرت دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه که هر دم بیشتر می شود و مخالفان ایشان از درویش نمایان تا دشمنان قسم خورده هر روز بازی تازه ای را رقم می زنند، مطلبی درباره دیگر سروران عرض کنم مگر به ضرورت و یا فعالیت هایی که درباره حضرشان صورت می گیرد.

ولیکن سیاه نمایی و دروغ پردازی دشمنان سلسله موجب می شود که برخی مسائل را یادآور شویم برای اینکه دوستانی که آگاهی کمتری دارند اطلاع یابند.

طی پانزده سال گذشته که فشارها و حملات سیستماتیک رژیم به درویشان گنابادی شدت گرفته و از هر سو توطئه و حمله ای تازه تدارک دیده می شود، تنها یک صدا بطور مداوم در حمایت از حقوق تضعیع شده درویشان در جهان بگوش می رسد( البته فعالیت ها گسترده و در راستای احقاق حقوق ملت ایران است ولیکن در اینجا مشخصا درباره درویشان گفتگو می کنیم و از دیگر ابعاد این فعالیت ها می گذریم)، و آن «انجمن پاسداشت حقوق بشر» می باشد به مدیریت دکترسیدمصطفی آزمایش، که فعالیت ها و افشاگری های حقوقی ایشان و تیم وکلای انجمن پاسداشت موجب شده در این سالها ، جیغ رژیم سفاک آخوندی بیش از پیش بلند و در مجامع بین المللی دچار مشکل شود و همین امر موجب شده به انواع رذالت ها دست بزند برای خاموش کردن این صدای رسا! که می شود به مواردی همچون حمله به دفتر دکترآزمایش در پاریس و یا تهدید به ترور ایشان در ماه های گذشته که در تکاپوی برچیدن حصر خانگی دکترتابنده بودند و همچنان می باشند و نیز به لجن پراکنی سایت های صوفی ستیز که بارها از آن سخن گفته شده، اشاره کرد. که این رفتار تروریستی رژیم آخوندی موجب اعتراض نهادهای حقوق بشری شد و با واکنش شدید روبرو شدند.

در ماه های اخیر موج حملات سازماندهی شده حکومتی به دکترآزمایش بیش از پیش شد.

اما؛ این بار روشی دیگر نیز مضاف بر حملات پیشین افزوده شد و آن استفاده از افرادی ست که بظاهر درویش هستند و اینگونه نشان می دهند!

چراکه؛ ایادی فاسد رژیم آخوندی دستشان برای مردمان ایران رو شده و دیگر ذره ای برای این جانوران وحشی ارزشی قائل نیستند و باید روش دیگری برای مقابله تدارک می دیدند و به همین روی از در دیگری وارد شده و در یک فرایند برنامه ریزی شده که منجر به گلستان هفتم شد، افرادی را تحت عنوان درویش در فضای مجاری وارد کرده تا پس از حمله و سرکوب درویشان این گروه ورود کرده و مأموریت خود را که جوسازی و اشاعه خبرهای دروغ برای گمراه کردن افراد و تخریب مدافعان حقوق درویشان است را انجام دهند. این افراد به برخی از نزدیکان جناب دکترتابنده، که با دستگاه های امنیتی در ارتباط هستند و برای پیشبرد اهدافشان از آنها دستور می گیرند و در این موضوع با هم بطور موازی حرکت می کنند، متصل هستند و در این کودتا از آنها خط می گیرند.

اما؛ مردم عادی که از چند و چون این توطئه بی خبرند متوجه حیله بکار رفته و موذیانه این گروه نشده و اشتباهات فاحشی نیز در این میان برخی ها انجام دادند.

از روزهای آغازین ماجرای گلستان هفتم کلید حملات به دکترآزمایش و فعالان حقوق درویشان و رسانه های آزاد که پوشش خبری این وقایع را می دادند، به فرماندهی نمایندگان تحمیلی حکومتی و اتاق های خالی از فکر اداره فرق و ادیان و هنچنین خط دهی افرادی که نسبت فامیلی با دکترتابنده دارند زده شد و در اعلامیه ای هم که منتشر کردند به تاریخ ۱۴ خرداد۹۷ این موضوع به وضوح و بی پرده آمده است و غیرقابل انکار می باشد!

این گروه پس از اتهامات عجیب که حتی دشمنان سلسله هم جرأت بیان چنین اراجیفی را نداشتند! تمام کوشش خود در تخریب ایشان انجام دادند و برای نمونه: پا را فراتر از موارد اتهامی گذاشته و عنوان کردند که دکتر آزمایش سالهاست (با ذکر سال) با جناب دکترتابنده ارتباطی نداشته و در گام بعدی ذهن بیمار برخی از این موجودات دلقک تا جایی رفت که گفتند ایشان اساسا درویش نیست! و یا چسباندن ایشان و تیم حقوقی انجمن پاسداشت حقوق بشر به ماجرای تروریستی اهواز که توسط اطاعات سپاه صورت گرفت!

حال آنکه به عنوان مثال سمپزیوم های حضرت شاه نعمت الله ولی که حسب الامر مولا، از جانب ایشان در اقصا نقاط دنیا برگذار می شد، در ابتدای آنها بیانیه ای به تاریخ و در رابطه با همان سمپزیوم از جانب دکترنورعلی تابنده صادر و در آن خوانده می شد. و یا در بیانیه مورخ ۲۱ / ۱۲ / ۸۷ جناب دکتر تابنده صراحتا درویشان خارج از کشور را برای هرگونه پرسشی و مطلبی به ایشان ارجاع می دهند و اطلاع رسانی نامه فوق را هم از طریق ایشان به درویشان اعلام می دارند. و نمونه هایی از این دست بسیار است.

مورد دیگر اینکه؛ بنابر ادعای های پوچ این مزدوران مبنی بر لغو اجازات دکتر آزمایش و یا عدم اجازه تفسیر و … همچنین دیگر اتهامات وارده که مورد تایید نمایندگان تحمیلی حکومتی هم بود!، جناب دکتر تابنده آیا نمی توانستند در همه این سالها درویشان را از موقعیت ایشان آگاه سازند! که نظیرش را در فقره معاف شدن شیخ مکرم و عزیز جناب خواجه بابا گراشی وفاعلی قدس الله روحی العزیز،که عامل اصلی مشکلات پیش آورده شده برای جناب وفاعلی برخی از همین نمایندگان مزدور تحمیلی حکومتی بود (بسیاری از درویشان شاهد این ماجراها و دسیسه های اینها بودند)، صورت گرفت.

ایشان اکنون در حصر هستند و افرادی از جانب ایشان حرف هایی را می زنند! پیش از این ماجرا که چنین نبوده و رویه جناب دکتر آزمایش هم در همه این سالها همین بوده و تغییری نکرده و اگر لازم بود حداقل اشاره ای می فرمودند. البته اشاراتی فرموده اند، اما؛ در تایید ایشان نه در آنچه که این بزمچه ها می گویند.

این خیل حملات سازماندهی شده به ایشان به جهت این است که دکتر آزمایش بجز حضرت مجذوبعلیشاه از کسی فرمان نمی برد و این موضوع برای مدعیان کودتاگر که در نظر داشتند ایشان هم در این کودتا همراه باشند بسیار گران می آید و البته این موضوع فقط به این ماه ها برنمی گردد!

لازم بود چنین مطالبی گفته شود و دوباره هم اگر ضرورت بیاید گفته خواهد شد. گرچه بزرگان تصوف نیازی ندارند کسی درباره ایشان بگوید، چه تمجید و تعریف باشد، چه توهین و اتهام. که از نظر ایشان این سخنان از روی نادانی، خوب و بدش یکی ست!

بقلم : مهراد جم

نظرات طرح شده در این یادداشت الزاماً بازتاب دیدگاه اینفوصوفی نیست.