بیانیه حمزه درویش زندانی عقیدتی سیاسی در رابطه با هفته وحدت

44

همواره در طول تاریخ بازی با کلمات به عنوان یک سیاست پوپولیستی جهت سرپوش نهادن بر جنایات و ظلم و ستمی که به مردم کرده اند بکار برده شده است، شعارهایی براق و پوشالی که به دور از واقعیت بوده و گذر زمان و تاریخ به تدریج واقعیتها را جلوی چشم همگان نمایان می سازد.

اینجانب حمزه درویش در این مدت ۳ سالی که در دست جلادان وزارت اطلاعات اسیر بوده و در تبعیدگاه رجایی شهر به سرمی برم و از نزدیک با کارشناسان خبره وزارت اطلاعات و نمایندگان ویژه قوه قضائیه ملاقات و صحبت کرده ام می خواهم چند سطری در پیرامون هفته وحدت که شعاری بیش نیست مواردی را متذکر شوم.

به درستی که یکی از زیباترین و ارزشمندترین واژه ها، واژه وحدت و صلح می باشد.

هر ساله در ایران شاهد نشستی بین علماء اهل سنت و تشیع در هفته ای به اسم وحدت هستیم که این هفته از سوی بنیانگذارجمهوری اسلامی آقای خمینی به اسم هفته وحدت نامگذاری شده و هیچ وجود خارجی ندارد.

وحدتی که صادقانه نبوده و مکر و حیله و نیرنگ در آن آغشته شده و عده ای فرصت طلب و سودجو، آن را اهرم فشاری قرار داده و به بهانه حفظ وحدت، اقلیتهای دینی و مذهبی را در مضیغه قرار می دهند.

چند سال قبل رهبر جمهوری اسلامی آقای خامنه ای در نامه ای به رهبر اهل سنت ایران آقای عبدالحمید اسمائیل زهی اعلام کردند: که همه ارکان جمهوری اسلامی موظفند براساس معارف دینی و قانون اساسی هیچ گونه تبعیض و نابرابری بین ایرانیان از هرقوم و نژاد و مذهبی روا ندارند.

 سوال اینجاست که در عمل صحت و سقم این نشستها و سخنان تا چه اندازه ای صحیح می باشد.

آیااین نشستهاو سخنها مورد قبول و تایید همه ادیان و مذاهب در ایران می باشد؟

باید عرض کنم که بنده به عنوان یک جوان اهل سنت که ۲۵ سال از عمر خود رو در بین مردم اهل سنت زندگی کرده ام قطع به یقین رسیده ام که این نشستها و سخنها در نزد ما اهل سنت پوچ و بی اساس می باشد، چرا که ما مردم اهل سنت در این چهار دهه چیزی جزء ظلم و نفاق ندیده ایم.

برای نمونه ما اهل سنت در طول این چهار دهه، اجازه ساخت مسجد در تهران را از جانب جمهوری اسلامی نداریم و نماز خانه کوچکی هم که داشتیم جمهوری اسلامی آن را تخریب کرد، اما این شروع کار نبوده بلکه جمهوری اسلامی پای خود را فراتر از آن گذاشته و دست به اعدام و زندانی کردن علماء و جوانان مبلغ اهل سنت کرده و مساجد و مدارس دینی اهل سنت را تخریب و از فعالیت دینی اهل سنت با تمام قوا جلوگیری می کند.

 کماکان با وجود تمامی این مشکلات، جمهوری اسلامی مدعی است که ما به اهل سنت در مناطق سنی نشین آزادی داده ایم:

اولا: باید بگویم که منظور از آزادی کدام آزادیست؟

دوما: این را بدانید که این اندک آزادی و حقوق شهروندی هم که وجود دارد از جانب شما (جمهوری اسلامی) نبوده بلکه ما اهل سنت برای گرفتن همین آزادی اندک ☆ اعدامی و خون ☆ داده ایم.

هدفم از به میان آوردن این صحبتها ایجاد تفرقه بین اهل سنت و تشیع نمیباشد بلکه ما خواهان وحدت واقعی با اهل تشیع هستیم اما بر خلاف آن حاضر به هیچگونه وحدتی با جمهوری اسلامی نیستیم مگر اینکه تمامی علماء و جوانان اعدام شده اهل سنت زنده شوند.

و اما در سخن آخر:

بنده به عنوان یک زندانی عقیدتی سیاسی اهل سنت، حساب مردم اهل تشیع را از جمهوری اسلامی جدا می کنم زیرا در مدت این ۳سال حبس، به برکت وجود وزارت اطلاعات و قوه قضائیه به یک نتیجه صددرصدی رسیده ام که جمهوری اسلامی به اهل سنت به چشم یک دشمن نگاه می کند، به قول کارشناسان وزارت اطلاعات؛ شما اهل سنت جبهه اول ما در ایران هستید و هر وقت که موقعش فرا رسد مثل شاه اسمائیل صفوی همه شما را از لبه تیغ میگذرانیم.

باید بگم زهی خیال باطل.

به قول سیف فرقانی:

در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت

این عوعوی سگان شما نیز بگذرد

بیانیه حمزه درویش زندانی عقیدتی سیاسی تالشی (زندان رجایی شهر کرج)