مقاله ای در باب «وحدت وجود» بقلم آقای محمداسماعیل صلاحی

88

 هو
١٢١
وجود اندر کمال خویش ساریست
تعینها امور اعتباری است

چندی پیش با حضرت آیت الله دکتر سیدمصطفی محقق داماد ملاقاتی دست داد که در آن ملاقات مباحث عرفانی از جمله وحدت وجود مطرح گردید و ایشان تعبیری ساده از آن را که عوام فهم باشد، بعنوان مطلع سخن ارائه نمودند:

بااین توصیف که وجود که در فارسی از آن به هستی میگردد و حقیقت محض است در همه عوالم یکی است و تفاوتهایی که در ممکنات مشاهده میشود اعتبارات مختلفه وجود ازحیث تعینات وماهیات است و الا اگر این تعینات برداشته شود و عوارض رفع گردد همه هستی وحدت حقیقی را داراست.

این تعبیر جناب محقق داماد دقیقا شرح بیت مطلع این مقاله است که جناب شیخ محمودشبستری آنرا به زیبایی بیان فرموده ومیفرماید :

شعاع وجود که عبارت حقیقه محضه باشد بدون تجافی از مقام عالی خود در عوالم مختلفه پرتو افکنده و هر یک از مراتب از ملک تا ملکوت و تا قوه الوجود را پایدار ساخته چیزی که هست این است که هریک از ممکنات به حسب دوری یا نزدیکی از ذات حق بهره ای از این حقیقت برده اند و هیچ یک از این مراتب از حقیقت بی بهره نیستند حتی قوه الوجود که قوه محضه است و فعلیتی ندارد هم بی بهره از آن حقیقت نیست ولی بهره آن از حقیقت آنقدر اندک است که کأنه بی بهره است.

در این مورد میتوان این مثال راز د که اگر ما چندین اتاق تو در تو و دریک راستا را در نظربگیریم و سلسله وار به هم وصل باشند و ما در اولین اتاق پروژکتوری قوی روشن کنیم اولین اتاق که این پروژکتور در آن قرار دارد بیشترین بهره را از روشنایی آن میبرد، دومین اتاق کمتر از اول و سومی از دومی و أولی بهره کمتری برده، هکذا چهارمین اتاق و پنجمین و ششمین و همینطور هر اتاقی که دورتر قرار دارد بهره کمتری از ما قبل خود دارد تا اتاق صدمین که اگرچه بی بهره مطلق نیست ولی آنقدر أشعه پروژکتور بان کم رسیده که کأنه هیچ بهره ای نبرده و به تاریکی محض میگرود، اگرچه تاریک مطلق نیست و البته با این توضیح مشخص میگردد که مخالفین وحدت وجود خواسته یا ناخواسته مخالفت با توحید حق دارند چراکه هیچ مکنی در عالم بی بهره از حقیقت نیست که اگر بی بهره باشد خلقت آن عبث و بیهوده است و به موجب آیه شریفه :

خداوند هیچ چیز را در عالم عبث نیافریده

پس همه ممکنات بهره ای ازحقیقت که ما از آن تعبیر به وجود میکنیم برده اندو بنابراین هریک حقیقتی را در کنه ذات خود داراست.

حال اگر حقیقت هریک از ممکنات با دیگری مختلف باشد و با حقیقت الحقائق که ذات الهی است متفاوت باشد بدلالت التزامی باید که دو یا چند حقیقت مستقل را در عالم قائل شویم که این خود شرک و در تعارض با توحیداست. لاجرم باید بگویم که وجود که همان حقیقت است در عالم یکی است و همه ماهیات ممکنات به حسب استعداد از آن بهره ای برده اند؛

اعیان همه شیشه های گوناگون بود

تابید در او پرتو خورشید وجود

هر شیشه که سرخ بود یا زرد و کبود

خورشید در او بدانچه او بود نمود

این ابیات که جامی آنرا سروده به خوبی پاسخگوی کسانی است که باتمسک به سفسطه درصددنفی وحدت وجودندو مثلا اگر بگویم که کثافات و قاذورات از حقیقت حق بهره برده اند این خلاف شان الهی است یا اگربگویم قاذورات شخصی عین وجود خود آن شخص است به او توهین کرده ایم و این اشعار دقیقا پاسخ باین اشکال وسفسطه است.

و هکذا فرموده سعدی علیه الرحمه نیز که میفرماید:

باران که درلطافت طبعش خلاف نیست

درباغ لاله روید و در شوره زار خس

به خوبی پاسخ به این ایراداست؛ قاعده بسیط الحقیقه کل الأشیاء هم که مورد تعرض مخالفین وحدت وجود قرار گرفته با مداقه در مفهوم ابیات جامی وسعدی قابل فهم میگردد و آنچه در این باره گفته شده که :

الوجودالحقیقی (ای الحق المطلق) هو حقیقه جمیع الموجودات من حیث الوجود لا من حیث التعینات الشخصیه

نیزبا آنچه تاکنون گفتیم قابل فهم است و باین اعتبار میتوان گفت که وحدت شخصی و نوعی و عددی و جمعی مراتب نازله از وحدت حقیقی حق تعالی است و خلل در هر یک از این موجب خلل در توحیدمیگردد و از این حیث خداوند سفارش به وحدت اجتماعی و نهی شدید از تفرقه فرموده .

بایدتوجه داشت که مبحث وحدت وجود که از طرف عرفا ابتدائا مطرح شده در اصل مبتنی بر شهودعرفانی آنها بوده و بعدا فلاسفه عارف مشرب به بحث عقلی درباره آن پرداخته اند و از این رهگذر آیاتی از قرآن را که بیانگر این نظریه است.

نظیر آیه ۳۵ سوره شریفه  نور و نیز سوره انعام آیه ٣ :

هوالله فی السموات وفی الارض

و سوره شریفه حدید آیه ٣ :

هوالاول والآخر والظاهروالباطن وهو بکل شیئ علیم

درک کرده اند و به مفهوم آن بیش ازپیش پی برده اند اما چون هریک از عرفا به حسب مقام معنوی خود مرتبه ای از وحدت وجودرا درک کرده اند بعبارات مختلفه و تعابیر متفاوته آنرا بیان ساخته اند که خلاصه همه آن مراتب در این بیت جمع شده ؛

کل مافی الکون وهم او خیال

اوعکوس فی مرایا او ظلال

و وحدت وجود اطواری و افیایی و غیرذلک که مورد تفوه عرفا قرار گرفته از این جهت است؛ آری حقیقت مبحث وحدت وجود همان حقیقت توحید و تهلیل است که هاتف اصفهانی آنرا به نیکوتر بیانی سروده ؛

سه نگردد بریشم ار او را

پرنیان خوانی و حریر و پرند

ما در این گفتگو که از یکسو

شد ز ناقوس این ترانه بلند

که یکی هست وهیچ نیست جز او

وحده لا اله الاهو

یازدهم اذرماه ١٣٩٧ – وآخر دَعْوَینا ان الحمدلله رب العالمین ؛محمداسمعیل صلاحی