نامه آقای محمد اسماعیل صلاحی به آقای حسینعلی کاشانی

۶۲۷

برگرفته از صفحه اینستاگرام شخصی جناب آقای محمداسماعیل صلاحی (لینک) :

١- نامه به اقای کاشانی

٢- نامه حضرت نورعلیشاه ثانی به مرحوم اقای حاج شیخ اسمعیل صلاحی درخصوص منبر آقاشیخ محمدصالحی برادرشان

٣- پاکت نامه اقای نورعلیشاه ثانی

۴- خاطره مرحوم اقای اموزگارکرمانی ازمنبراقاشیخ محمدصالحی به نقل از کتاب آموزگار علم وعرفان صفحه ۴٢٣

هو
١٢١

قال الله تعالی ؛ولاتقف مالیس لک به علم ان السمع والبصروالفوادکل أولئک کان عنه مسئولا

برادر مکرم آقای حاج شیخ حسینعلی کاشانی سلمه الله ووفقه
خداوند تبارک وتعالی چند روزی را به آدمی فرصت بخشیده تا در مسیرکمال گام نهد و دراین سیر از مبدا به معاد مسوولیت افراد بر حسب امکاناتی که خداوند به آنها موهبت فرموده مورد ارزیابی الهی قرار میگیرد و هرکه بأمش بیش لاجرم برفش نیز بیشتر است که «لا یکلف الله نفسا الاوسعها لهاما کسبت و علیها ما اکتسبت».

بنابراین مقدمه جنابعالی که درحال حاضر درجایگاه واعظ و سخنور و ماذون سلسله قرار دارید و تریبونی در اختیارتان قرار گرفته لازم است آن را تفضل محض دانسته و توجه کامل به مسوولیت سنگینی که از این حیث متوجه شماست بفرمایید و همانطور که مولای معظم به شما تذکرا فرمودند «حتی درمورد قتله حضرت حسین بن علی نظیر عمر بن سعد هم از آنچه مسلمیات تاریخ است پارا فراتر ننهیم و طوری نشود که عمر سعد طلبکار ما گردد و در محکمه عدل الهی عرضه دارد که خدایا همه جنایاتی که انجام داده ام راقبول دارم ولی موردی را بیش از آنچه کرده ام به من نسبت داده اند و از این حیث در پیشگاه عدلت تظلم مینمایم». این تذکر حکیمانه حضرت آقا به شما اهمیت وحساسیت جایگاهی که در آن قرار گرفته اید را به خوبی مشخص میسازد. گذشته از آن آیه شریفه «لم تقولون مالاتفعلون کبرمقتاعندالله ان تقولوا مالاتفعلون» باید دستور کار همه وعاظ و خطبا قرار گیرد.

حضرتعالی درحالیکه درس تفسیر را درحسینیه های مرحوم امیرسلیمانی وحایری میفرمودید نباید شخصی را که از لحاظ مراتب فقری همشان جنابعالی است و به هیچ وجه تفوقی بر ایشان ندارید و ازلحاظ علمی نیز به فرموده حضرت آقاروحیفداه ایشان از همه فاضلتر و دانشمندترند و از زمان قرین الشرف حضرت رضاعلیشاه تا به امروز اجازات متعدد کتبی و شفاهی در تبیین و تشریح و تفسیر متون مختلف معنوی و الهی و در راس آنها قرآن مجید دارند، و بنابراین تفسیر قران بخشی از ماموریت فقری ایشان تلقی میشود منع فرمایید و بصرف اینکه آقای جذبی بی جهت با ایشان و درس تفسیرشان مخالف است با ایشان مخالفت ورزید.

شناساندن عرفان درمحیط غرب که درفرمان صادره ازطرف قرین الشرف حضرت مجذوبعلیشاه برای آقای دکترازمایش مشخصا ذکرشده باتمسک به کتب مدونه در این باب که سر آمد آنها قران مجید است میسور میباشد و اذن درشیی اذن در لوازم آنست.

برادر عزیز توجه فرمایید که جنابعالی در جایگاهی قرار دارید که قبل از شما بزرگان و مجذوبانی نظیر مرحوم عموی پدرم آقاشیخ محمدصالحی که دارای حالت جذبه بوده قرار داشتند و به شهادت مرحوم آقای آموزگار کرمانی ظفرعلی مجذوبانه منبر میرفتند و مجنون وار شرح و بیان عشق میدادند و جان سالکان را تجلیه وتحلیه میفرمودند. دراین زمینه جنابعالی را به مطالعه صفحه ۴٢٣ از کتاب آموزگار علم و عرفان که درترجمه احوال جناب ظفرعلی کرمانی اخیرا زیر نظرخود شما به چاپ رسیده توصیه مینمایم. البته حضرت نورعلیشاه ثانی نیز در نامه ای به مرحوم جدم آقای حاج شیخ اسمعیل صلاحی حالت آقاشیخ محمد را در منبر بیان فرموده و ذکر نموده اند که “اقاشیخ محمد مدتی است به تربت و مشهد رفته مجنونانه منبر میرود” بآین وصف شما که بحمدالله توفیق یافته اید تا وارث میراث معنوی افرادی نظیرمرحوم آقاشیخ محمد باشید لازم است دقت بیشتری بفرمایید البته تذکر اینجانب صرفا ازسر علاقه و ارتباطی است که از زمان مرحوم جدتان آقای محبوبعلی برزکی رحمه الله علیه فیمابین مابوده است.

دور مجنون گذشت و نوبت ماست

هرکسی پنج روزه نوبت اوست

والسلام خیرختام

محمداسمعیل صلاحی  – ١۶ اذرماه ١٣٩٧