غلامرضا اعوانی : فردید غرب جدید را درک کرده بود

47

مراسم یادبود سیداحمد فردید در موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه با حضور اندیشمندان و صاحب نظران حوزه فلسفه برگزار شد.

غلامرضا اعوانی در این مراسم با بیان اینکه علاوه بر شاگردی مرحوم فردید دو سال در بنیاد فرهنگی با وی همکاری داشته است، اظهار کرد: مرحوم فردید در آنجا مشغول نوشتن فرهنگ های مختلف بودند و نوشتن فرهنگ فلسفه را به ایشان واگذار کرده بودند که بنده هم با علاقه فراوان در کنار ایشان کار می کردم.

فردید هم به عنوان معلم، استاد فلسفه و هم متفکر فیلسوف دارای مبانی فکری بود که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنم. اکنون بحث درباره بعضی از آنها در وضعیت فلسفی ما بسیار مهم است. بنده به عنوان معلم فلسفه به برخی از آنها اشاره می کنم که ما بیایم یک فیلسوف را از بقیه متمایز کنیم و این قبیح ترین چیز در فلسفه است و نباید به اقوال دیگران گوش بدهیم.

اعوانی با اشاره به برخی اصطلاحات فردید اظهار کرد: اصطلاح غربزدگی را فردید وضع کرد و غربزدگی فرهنگی یک مسئله مهمی در دنیای کنونی ما است. کسی که تعصب ورزی داشته باشد دچار خامی است و فلسفه، خامی نیست بلکه جستجوی حقیقت است. وجهی از حقیقت را یک فیلسوف اطلاق می کند و فردید روحیه غرب جدید را درک کرده بود که به نهیلیسم منتهی می‌شود و سعی متفکران دیگر نجات از نهیلیسم غرب بود.

وی ادامه داد: اصطلاح دیگر فردید، خودبنیادی است. این خود، خود سوبژکتیو دکارت است که به همه چیز شک می کند و در نهایت به خودش می رسد. این خودِ بنیادی یکی از مسائل مهم دوره جدید است که فلاسفه دیگر نتوانسته اند کم و بیش خود را از شک دکارتی نجات دهند. اگر فلاسفه جدید از دیدگاه حِکمی این قضیه را مورد بررسی قرار دهند به نیست انگاری منتهی می‌شود. فلاسفه جدید هم همین کار را کرده اند. مسئله حکم کردن در دوره جدید بسیار مورد خدشه واقع شده است. یکی از مسائل مهم در این باره این است که چطور عالم را می فهمیم و چگونه آن را تعبیر می کنیم؟ امکان ندارد که حس بتواند در این راه حکم کند. علیت دیدنی و حسی نیست و نمی توان علیت را از دیدگاه حسی بیان کرد. متاسفانه درباره فلسفه جدید بحث می‌شود ولی نقد نمی شود. ما حدود ۱۴۰ رساله دکتری در خصوص کانت نوشته ایم ولی آیا کسی کانت را درست نقد کرده است؟ بین اینها هیچ ارتباطی وجود ندارد و از فلسفه انتظار می رود که هر مطلبی را دربست نپذیرد.

اعوانی افزود: مرحوم فردید اینطور بود یعنی غربزدگی او حاصل یک تامل در تاریخ جدید غرب بود. فلسفه غرب را مسلمانها گرفته اند و آن را اصلاح کرده اند و فلسفه شرق به کمک عرفان به نهیلیسمی که غرب دچار آن شد، گرفتار نشد. دکتر فردید به علم زدگی، تکنیک زدگی و غربزدگی توجه داشت که البته مخالفان زیادی نیز داشت و متاسفانه به متفکران ما خیلی ظلم شده و جملات بی جا به آنها نسبت داده شده است. فردید بسیار اهل مطالعه در زبانهای مختلف بود و در لغت شناسی فلسفی بسیار دقت و مطالعه داشت.

وی در پایان گفت: فردید از فلاسفه بسیار تاثیرگذار در دپارتمان فلسفه بوده و در زمان ایشان فلسفه این گونه نبود. نسل قبلی در علم راسخ تر بود و علم را با زحمت زیادی کسب می کرد. به هر تقدیر شرایطی که ایشان داشت و با اساتید بزرگ فلسفه در آلمان حشر و نشر داشت که در شرایط سختی درس خوانده بود امیدوارم راه او ادامه داشته باشد و در آینده از اساتید دیگر ما همچون فردید که برای فرهنگ ایران زحمات زیادی کشیده اند تقدیر شود.

نظرات طرح شده در این یادداشت الزاماً بازتاب دیدگاه اینفوصوفی نیست.