متن نوشتاری شرح و تفسیر آیاتی از سورۀ مبارکۀ طه

بیانات مأذون دانشمند جناب آقای حاج دکتر سید مصطفی آزمایش در مجلس فقری پنجشنبه 23 اسفند

96

هو

121

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ طه ﴿۱﴾

مَا أَنْزَلْنَا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى ﴿۲﴾

إِلَّا تَذْکِرَهً لِمَنْ یَخْشَى ﴿۳﴾

تَنْزِیلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى ﴿۴﴾

الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى ﴿۵﴾

لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى ﴿۶﴾

وَإِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ یَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفَى ﴿۷﴾

اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى ﴿۸﴾

وَهَلْ أَتَاکَ حَدِیثُ مُوسَى ﴿۹﴾

إِذْ رَأَى نَارًا فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْکُثُوا إِنِّی آنَسْتُ نَارًا لَعَلِّی آتِیکُمْ مِنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى ﴿۱۰﴾

فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِیَ یَا مُوسَى ﴿۱۱﴾

إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى ﴿۱۲﴾

وَأَنَا اخْتَرْتُکَ فَاسْتَمِعْ لِمَا یُوحَى ﴿۱۳﴾

إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاهَ لِذِکْرِی ﴿۱۴﴾

إِنَّ السَّاعَهَ آتِیَهٌ أَکَادُ أُخْفِیهَا لِتُجْزَى کُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى ﴿۱۵﴾

فَلَا یَصُدَّنَّکَ عَنْهَا مَنْ لَا یُؤْمِنُ بِهَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَتَرْدَى ﴿۱۶﴾

وَمَا تِلْکَ بِیَمِینِکَ یَا مُوسَى ﴿۱۷﴾

قَالَ هِیَ عَصَایَ أَتَوَکَّأُ عَلَیْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِی وَلِیَ فِیهَا مَآرِبُ أُخْرَى﴿۱۸﴾

قَالَ أَلْقِهَا یَا مُوسَى ﴿۱۹﴾

فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِیَ حَیَّهٌ تَسْعَى ﴿۲۰﴾

قَالَ خُذْهَا وَلَا تَخَفْ سَنُعِیدُهَا سِیرَتَهَا الْأُولَى ﴿۲۱﴾

وَاضْمُمْ یَدَکَ إِلَى جَنَاحِکَ تَخْرُجْ بَیْضَاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ آیَهً أُخْرَى ﴿۲۲﴾

لِنُرِیَکَ مِنْ آیَاتِنَا الْکُبْرَى ﴿۲۳﴾

اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى ﴿۲۴﴾

قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی ﴿۲۵﴾

وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی ﴿۲۶﴾

وَاحْلُلْ عُقْدَهً مِنْ لِسَانِی ﴿۲۷﴾

یَفْقَهُوا قَوْلِی ﴿۲۸﴾

وَاجْعَلْ لِی وَزِیرًا مِنْ أَهْلِی ﴿۲۹﴾

هَارُونَ أَخِی ﴿۳۰﴾

اشْدُدْ بِهِ أَزْرِی ﴿۳۱﴾

وَأَشْرِکْهُ فِی أَمْرِی ﴿۳۲﴾

کَیْ نُسَبِّحَکَ کَثِیرًا ﴿۳۳﴾

وَنَذْکُرَکَ کَثِیرًا ﴿۳۴﴾ إ

ِنَّکَ کُنْتَ بِنَا بَصِیرًا ﴿۳۵﴾

صَدَقَ اللهُ العَلِیُّ العَظیم

این آیات سورۀ مبارکۀ طه است که بخشی از آن را قبلاً بعرض رسانده بودم  و اکنون همان بخش دوباره آمده است .

در این آیات، خداوند به موسی  می فرماید :” اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى  ” یعنی ای موسی بسوی فرعون رو که او طغیانگر است . “…طَغَى …” یعنی طغیان کرده است . فعل طغیان کردن بوِیژه در مورد جریان  آب  رودخانه هنگامی که از  دو طرف رودخانه  بالا آمده سرریز می شود ، بکار می رود که  این را در زبان عربی می گویند “طغی الماء” یعنی آب از بستر خودش بیرون  آمده و جاهای دیگر را فرا گرفته است ؛چرا که اگر این آب ، درکانال یا مسیر یا بسترخودش باقی بماند همه جا آبیاری می شود.  اما اگرجریان آب به حدی شدید شود که که  همۀ سدها را ازسر راه خودش بردارد و از بستر خود بیرون زند ، آنوقت تبدیل به سیل می شود و هرچه سرراه خودش هست را بر می دارد و می برد ، یعنی خرابی به پا می کند پس “طغی الماء” یعنی آب طغیان کرد .

در این خصوص قرآن مجید واژه خاصی را بعنوان صفت مشبّهه بر وزن فاعول بکار می برد که از همین طغی الماءیا بعبارت ساده تر از طغیان گرفته شده  و آن واژۀ  “طاغوت” است.  طاغوت به  کسی گفته می شود که طغیان پیشه است یعنی اصولاً کارش این است که حدود را رعایت نکند و از مرزها و حدود تعیین شده تجاوز کرده خرابی به بار آورد.

لذا  در آن نیمه شب و در کوه طور  خداوند به حضرت موسی علیه السلام می فرماید ” اذْهَبْ …”    برو  ” … إِلَى …” به سوی فرعون ” … إِنَّهُ طَغَى” چرا که او طغیانگر و طغیان پیشه است . او طغیان کرده است . بعد حضرت موسی علیه السلام به خداوند عرض می کند  در این مأموریت مهمی که  مرا مامور این کار کردی که آن را به انجام برسانم هارون را بعنوان وزیر من همراه کن که من تنها نباشم ”  اشْدُدْ بِهِ أَزْرِی” یعنی پشتم را به او محکم کن تا به او تکیه کنم ” وَأَشْرِکْهُ فِی أَمْرِی  ” یعنی او را در این امر یعنی مأموریتی که به واگذار فرمودی شریک کن.

اینجاست که خداوند می فرماید:” اذْهَبْ أَنْتَ وَأَخُوکَ بِآیَاتِی …”[1] یعنی بسیار خوب من این حاجت تو را شنیدم و برآورده ساختم . ” اذْهَبْ …”  یعنی برو  “… أَنْتَ …” یعنی  تو  “… وَأَخُوکَ … ” همراه برادرت با این معجزاتی که من بتو داده ام به سوی فرعون برو.

آنگاه  دو باره تکرار می کند می فرماید : ” اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ… ” یعنی دوشما  نفری  بروید به ملاقات فرعون به همان دلیلی که قبلاً گفته :” اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى  چون او طغیان پیشه است.

” فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَیِّنًا لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشَى “[2] یعنی هنگامی که  به نزد او می روید ” فَقُولَا …  ” یعنی با او صحبت کنید “… قَوْلًا لَیِّنًا…”  به نرمی ،  یعنی به او سخنانی نرم بگویید ، سخنانی دلنشین ، سخنانی که دل او را نرم کند . “…لَیِّنً…”  یعنی چیزی که “لینت” دارد و آرامش ایجاد می کند.

قرآن کریم کسی را  که خیلی سخت گیر است  “قسی القلب” می نامد چنانکه می فرماید ” قلوبشان دچار قساوت شده مانند سنگ بلکه اشد” [3]یعنی در قساوت حتی از سنگ هم سخت تر شده است.  اما شما (دو نفر)  بایک زبان چرب و نرم دلش را نرم کنید “فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَیِّنًا ….” ؛

در اینجا ” …لَیِّنً… ” صفت ” …قَوْل… ” است . یعنی اینکه  با او با زبان نرم صحبت کن چرا؟ “… لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشَى ” به امید اینکه ” … یَتَذَکَّرُ … ” بخودش بیاید و  متذکر شود که از این طغیانگری خودش دست بردارد ” … أَوْ یَخْشَى ” یا بترسد و  دچار خشیت شود و لرزه ای بر دلش بیفتد.

سپس هر دو عرض می کنند یعنی موسی و هارون به اتفاق هم عرض می کنند : ” قَالَا ” یعنی هر دو عرض کردند ” … رَبَّنَا إِنَّنَا نَخَافُ …” ما هر دو می ترسیم که “… أَنْ یَفْرُطَ عَلَیْنَا …” که به ناگهان در برابر ما دچار افراط گرایی شود و بر ما تند شود و سخت گیری کند و از سخنانی که می خواهیم بگوییم ، بجای اینکه قبلش نرم شود  به ناگاه به خشم آید  “… یَفْرُطَ… ” یعنی افراط پیشه کند ،  تند شود “… أَوْ أَنْ یَطْغَى ” یا دچار طغیان اضافه ای شود .

خداوند که ندا می دهد و با هارون و موسی از طریق وحی صحبت می کند ،  می فرماید: ” قَالَ لَا تَخَافَا …” یعنی  خداوند فرمود “…لَا تَخَافَا …”   یعنی  نترسید  “…إِنَّنِی مَعَکُمَا… ” من هم همراه شما دو نفر هستم ” … أَسْمَعُ… ” یعنی می شنوم “…وَأَرَى ” یعنی می بینم یعنی آنجا حاضرم آنجا برهمه چیز اشراف دارم همه چیز زیر نظر من است . نگران نباشید .

پس شما دو نفر بروید و بدانید که من هم با شما هستم می شنوم و می بینم.

بعد می روند وارد دربار فرعون می شوند و به فرعون  فرمایند که : ” … فَقُولَا إِنَّا رَسُولَا رَبِّکَ فَأَرْسِلْ مَعَنَا بَنِی إِسْرَائِیلَ …” ما از سوی پرودگار تو به سوی تو فرستاده شدیم تا این پیام را به تو ابلاغ کنیم که : “… فَأَرْسِلْ مَعَنَا…” یعنی همراه ما کن قوم بنی اسرایئل را ؛ یعنی این زنجیر های رقیّت را از پای آنها باز کن تا آنها آزادانه همراه ما از  مصر  به سرزمین خودشان هجرت کنند  ؛ “… وَلَا تُعَذِّبْهُمْ…”  و اینقدر اینها را شکنجه نکن.

یکی از معانی واژۀ عذاب در قرآن مجید “شکنجه” است یعنی اینقدر آنها را به بیگاری مگیر و ایشان را  به بردگی مکش .

در ادامه  می فرماید : “… قَدْ جِئْنَاکَ بِآیَهٍ مِنْ رَبِّکَ …” و ما یک مجعزه ای از جانب پروردگار تو  آورده یم که اینجا ارائه دهیم “…وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى ” وسلامتی و صلح و صفا باد برکسی که  در راه هدایت می خواهد پیرو باشد ، پیرو هدایت باشد و دست از طغیان بکشد ”  ….قَدْ جِئْنَاکَ بِآیَهٍ مِنْ رَبِّکَ وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى”

صدق الله العلی العظیم

 

[1] سورۀ طه آیه 42 ” اذْهَبْ أَنْتَ وَأَخُوکَ بِآیَاتِی وَلَا تَنِیَا فِی ذِکْرِی”

[2] سورۀ طه آیه 44

[3] [3] سورۀ مباکۀ بقره آیه 74 : ” ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُم مِّن بَعْدِ ذَٰلِکَ فَهِیَ کَالْحِجَارَهِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَهً ۚ وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَهِ لَمَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ ۚ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ ۚ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَهِ اللَّهِ ۗ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ”