متن نوشتاری شرح و تفسیر آیاتی از سورۀ مبارکۀ بقره دربارۀ تحریف آیه های قرآن مجید

۲۹۹

هو

۱۲۱

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

چند آیه از سوره مبارکه بقره سوره دوم از جزء دوم قرآن مجید به عرض شما می رسانم :

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ فَهِیَ کَالْحِجَارَهِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَهً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَهِ لَمَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَهِ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿۷۴﴾

أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ یُؤْمِنُوا لَکُمْ وَقَدْ کَانَ فَرِیقٌ مِنْهُمْ یَسْمَعُونَ کَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ یُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ یَعْلَمُونَ ﴿۷۵﴾

وَإِذَا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَا بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ قَالُوا أَتُحَدِّثُونَهُمْ بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ لِیُحَاجُّوکُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّکُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿۷۶﴾

أَوَلَا یَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ مَا یُسِرُّونَ وَمَا یُعْلِنُونَ ﴿۷۷﴾

وَمِنْهُمْ أُمِّیُّونَ لَا یَعْلَمُونَ الْکِتَابَ إِلَّا أَمَانِیَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا یَظُنُّونَ ﴿۷۸﴾

فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتَابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِیلًا فَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا کَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا یَکْسِبُونَ ﴿۷۹﴾

وَقَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَیَّامًا مَعْدُودَهً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْدًا فَلَنْ یُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿۸۰﴾

بَلَى مَنْ کَسَبَ سَیِّئَهً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِیئَتُهُ فَأُولَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿۸۱﴾

وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِکَ أَصْحَابُ الْجَنَّهِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿۸۲﴾

صدق الله العلی العظیم.

در سورۀ مبارکۀ بقره آیات بسیار زیادی وارد شده که جهان بینی و نوع نگرش برخی آدمیزاد ها را به اصول اعتقادی ، معنوی و الهی   به لحاظ روانشناسی تحلیل می کند . در آیه هفتاد و چهارم می فرماید : ” ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ فَهِیَ کَالْحِجَارَهِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَهً…” یعنی خطاب به اشخاصی است که قسی القلب هستند قلبهایشان موصوف به صفت قساوت است ” ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ …” یعنی قبلهای این گروه از اشخاص آنقدر قسی است و آنقدر سفت و سخت و صلب شده است که مانند صخره یا مانند سنگ شده است بلکه از سنگ و صخره هم در قساوت شدت بیشتری پیدا کرده است . چرا ؟ به این دلیل که ” …وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَهِ لَمَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ …” یعنی گاهی پیش می آید که سخت ترین سنگها هم می شکافند و آب از آنها جاری می شود چشمه ها می جوشد و نهرها براه می افتند. ” … وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ … ” و سرچشمه حیات که آب است به ناگاه از دل صخره ها و سنگهای صلب و سخت و بی جان ظهور می کند ” … وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَهِ اللَّهِ… ”   و برخی از سنگها هستند که از آن طنطنۀ وحی ، خاک می شوند و می ریزند چنانکه در جای دیگر می فرماید ” لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْیَهِ اللَّهِ … ” [۱] یعنی اگر این قرآن بر کوه نازل شود مشاهده می شود که کوه از خشیه و طنطنۀ این ضرب خفی که در درونش می پیچد تکه تکه شده و خاک می شود . پس حتی کوه و صخره هم از ضرب خفی آیه های قرآنی ممکن است خاک شود و فرو ریزد . اما اشخاصی که قسی القلب شده اند ، آیه های قرآنی در قلبهایشان ، در ضمایرشان هیچ اثری نمی گذارد و در نتیجه در اذهانشان تاثیر ایجاد نمی کند  و در نتیجه در افکارشان تغییر ایجاد نمی شود و بی اثر خواهد بود. در آیات دیگر در قرآن مجید گفته می شود ” ..قَالُوا قُلُوبُنَا غُلْفٌ …”[۲] یعنی گویی در یک غلافی پیچیده شده است وقتی که شما سیمی را که در آن جریان الکتریسته برقرار است در اختیار داشته باشید ودر کنار آن بفاصله چند سانتیمتر یک سیم دیگری قرار دهید بدون اینکه بین اینها هیچگونه ارتباطی باشد از این سیم که در آن جریان وجود دارد به آن سیم دیگر جریانی منتقل می شود که اصطلاحاً در الکتریسیته به آن جریان القایی می گویند و همین حالت ممکن است بین یک قلب و قلب دیگری نیز ایجاد شود اما شرطش این است که به دور آن سیم دیگر که در آن الکتریسته جریان ندارد ،عایق خیلی خیلی کلفت و ضخیم وجود نداشته باشد ، در غیر اینصورت این جریان القایی بر آن بی تأثیر خواهد بود هر چقدر هم که نیرومند باشد وقتی ضخامت غلاف دور آن یکی سیم خیلی زیاد باشد ، بر روی آن اثر نخواهد داشت پس این غلاف ضخیم موجب این می شود که این قلب هیچ تأثیری نپذیرد و هنگامی که تأثیر نپذیرد ، خودش هم سفت تر و سخت تر خواهد شد و بیش از پیش خصلت قساوت بر خودش غلبه می کندو آن وقت آثار حیات قلبی را از دست می دهد ؛ اما آثار حیات قلبی چیست ؟ آن است که نسبت به ضرب خفی واکنش نشان دهد . ضرب خفی چیست ؟ ضرب خفی رزونانس است . اینگونه قبلهای قسی شده رزونانس پذیر نیستند و در این مورد ، قرآن مجید بسیار بسیار صریح صحبت می کند ؛ می فرماید : ” أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ یُؤْمِنُوا لَکُمْ …” یعنی شما که صحبت از حقایق می کنید و امیدوارید که به سخنان شما اعتناء شود و گوش داده شود و رخنه ای از ایمان در دلهای مستمعین ایجاد شود ، باید توجه داشته باشید که  “…وَقَدْ کَانَ فَرِیقٌ مِنْهُمْ یَسْمَعُونَ کَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ یُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ یَعْلَمُونَ ” یعنی عده ای هستند در میان آنها که کلام خدا را گوش می دهند و می فهمند و بعد می اندیشند و بعد آن را آگاهانه تحریف می کنند .

تحریف یعنی چه ؟ یعنی این که شما حرفی را بردارید و به جای آن حرف دیگری را بگذارید کلمه ای را از جایی بردارید و در جای دیگر بگذارید ؛ جابجا کنید ، یعنی همان حروف و همان کلماتی را که با آنها جمله ای درست شده است ، مورد استفاده قرار دهید اما بصورت جابجا برای اینکه ذهن شنونده متوجه این تردستی و شعبده بازی نشود . یعنی این ها خودشان صحبتهایی را که مؤمنین با آنها می کنند  قبول ندارند ، نمی پذیرند در آنها نفوذی ندارد. و در عین حال می خواهند با بکارگیری ترفند تحریف مانع آن شوند که دیگران این مطالب توحیدی را مورد اعتناء قرار دهند. آنها اشخاصی هستند که ” نفاق پیشه ” هستند و خصوصیت آنها این است که  ” وَإِذَا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا …” وقتی با اهل ایمان برخورد می کنند می گویند ماهم مؤمنیم ، ما هم ایمان آورده ایم ، ما هم جزء شما هستیم .  ” …وَإِذَا خَلَا بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ …” اما وقتی خودشان با یکدیگر خلوت می کنند ” … قَالُوا أَتُحَدِّثُونَهُمْ بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ لِیُحَاجُّوکُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّکُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ  ” می گویند چرا از آن چیزی که خداوند برای شما آشکار کرده و آن درِ فهمی را که برای شما باز کرده ،برای دیگران حکایت می کنید تا آن دیگران با استناد به همان مطالب بر ضد شما نزد خداوند  استدلال کنند چرا نمی اندیشید .

بعد آیۀ قرآن در انتقاد از این روش می فرماید : ”  أَوَلَا یَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ مَا یُسِرُّونَ وَمَا یُعْلِنُونَ ”  آیا این اشخاص نمی دانند که خداوند هر چیزی را که آنها آشکار می کنند یا هر چیزی را که پنهان می کنند ، می داند ؟ یعنی خداوند آشکار و پنهان تمام طرحها و ترفند های ایشان را می داند و ایشان نمی دانند که خداوند اشراف دارد و می داند به خیال خودشان می خواهند طرح بریزند و به این ترفند ها عمل می کنند .

بعد می فرماید : ” وَمِنْهُمْ أُمِّیُّونَ لَا یَعْلَمُونَ الْکِتَابَ إِلَّا أَمَانِیَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا یَظُنُّونَ ” یعنی  این اشخاصی که تصور می کنند دانش علمی یا بینش علمی جداگانه ای دارند و بیشتر از دیگران از دین می فهمند یا خودشان را ممکن است که دانای دینی بدانند ، درحقیقت “امّی” هستند . اینجا نمی خوام وارد معنی واژۀ “امّی”  بشوم ولی بصورت کلی عرض می کنم “َمِنْهُمْ أُمِّیُّونَ لَا یَعْلَمُونَ الْکِتَابَ …”  یعنی هرگز در کلام خدا درکتاب خدا در آثاری که خداوند از طریق اولیاء و رسل فرستاده است ، و در آیه های شریفۀ قرآن مجید و در کتب الهی ، این ها خردورزی نکرده اند ، نیاندیشیده اند ، نزد استادان نرفته اند و چیزی فرا نگرفته اند ” … إِلَّا أَمَانِیَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا یَظُنُّونَ ” یعنی آنها از تصورات خودشان پیروی می کنند و  آن برداشتهای کاملاً واهی و خیالی خودشان را. یعنی آن برداشتها و تصوراتی را که از نزد خودشان دارند را مبنی گرفته و می خواهند آیه های کتب مقدسه را بر اساس آن مبانی که خودشان قبول دارند معنی بکنند و هر جایی هم که نمی توانند این کار را بکنند روی به ” تحریف” آن می آورند . از این صریحتر دیگر نمی شود مسئله را باز کرد .

کسانی که به آیات قرآن مجید رجوع می کنند می دانند که در قرآن مجید آیاتی وجود دارد که احکام طبیعت توسط آن احکام بیان شده و در عین حال آیاتی وجود دارد که توصیه و اندرز محسوب می شود و در عین حال در قرآن آیات منسوخه وجود دارد و آیات ناسخه وجود دارد و مباحث مختلف وجود دارد وعلماء اعلام که در احکام شریعت بر مبناء آیه های قرآن می اندیشند و به طور کلی می خواهند با تکیه بر آن  اصول و قواعد فقهی استنتاج نمایند در بسیار از استنباطها و استنتاجها ممکن است بایکدیگر وحدت نظر نداشته باشند و برداشتهای متفاوتی را بکنند اما اصولا شرط نزدیک شدن به آیات قرآن مجید و کتب مقدسه “شرح صدر ” است و نه “قساوت قلب” . روح قرآن را باید درک کرد . قرآن مجید می فرماید ” … وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ …”[۳] ای رسول خدا که رحمتٌ للعاملین هستی اگر جز این می بود که رحمت للعالمین باشی و یک شخص سخت گیری می بودی همۀ این مردمی که قلبهایشان را تو جذب کردی و پیرامون شما جمع شدند تا بتدریج و گام به گام آموزش بگیرند  و از جاهلیت به  مدنیت  تحول پیدا کنند از همان گام نخست از  پیرامون تو می گریختند و می رفتند . زور و فشاری در کار نیست . روش آموزش و پروش قرآن در حقیقت روش الهی است .

جفا نه شیوه دین گستری بود                           حاشا همه کرامت و لطف است شرع یزدانی

صدق الله العلی العظیم.

 

 

 

 

 

 

 

[1] سورۀ حشر آیه ۲۱

[۲] سورۀ بقره آیۀ ۸۸ و سورۀ نساء آیۀ ۱۵۵

[۳] سورۀ آل عمران آیۀ ۱۵۹