متن نوشتاری شرح و تفسیر آیاتی از قرآن مجید سوره مبارکه نساء آیات ۱۵۰ تا ۱۵۴

بیانات مأذون دانشمند و مربی جلیل القدر جناب آقای حاج دکتر سید مصطفی آزمایش در مجلس فقری شب دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۸

۶۸۲

هو

۱۲۱

بسم‌الله الرحمن الرحیم

صفحاتی که باز شده از سوره مبارکه نساء آمده که سوره چهارم ازجزء ششم قرآن مجید می باشد و قبلاَ آیاتی از این سوره را به سمع شما عزیزان رسانده بودیم و اینک آیات جدیدی[۱] را تقدیم حضورتان می کنم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

می فرماید : ” إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَیُرِیدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَیَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَیُرِیدُونَ أَنْ یَتَّخِذُوا بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلًا أُولَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَابًا مُهِینًا  وَالَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ أُولَئِکَ سَوْفَ یُؤْتِیهِمْ أُجُورَهُمْ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا ” یعنی کسانی که نسبت به خداوند کفر می روزند و نسبت به فرستادگان کفر می ورزند

” إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَیُرِیدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ… ” کافر نسبت به خداوند هستند و نیز نسبت به رسولان خداوند هم کافر هستند

” …وَیُرِیدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ…. “روشی را که آنها اتخاذ می کنند این است که بین خداوند از یک طرف و انبیاء و رسل از طرف دیگر تفرقه بیاندازند ” …وَیُرِیدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا… ” یعنی اراده می کنند تا ایجاد تفرقه کنند ” …بَیْنَ اللَّهِ  …”  بین خدا ” … وَرُسُلِهِ… ” و پیامبرانش از چه طریق ؟ ” …َیَقُولُونَ … ” می گویند “… نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ …” آن بخش از  فرمایشهایی که رسول اکرم را که به مذاقمان خوش بیاید می پذیریم  و آن بخشی را که خوش نیاید نمی پذیریم یعنی  ” …نُؤْمِنُ …” ایمان می آوریم ” …بِبَعْضٍ …”  به بعضی  ” … وَنَکْفُرُ … ” و کفر می ورزیم به ” … بِبَعْضٍ…” به بخشی دیگر. ” … وَیُرِیدُونَ أَنْ یَتَّخِذُوا …” و اراده می کنند که بدست آورند  ” …بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلًا  ” با جست و خیز کردن از این آیه به آن آیه و رد کردن این و قبول کردن آن ، راهی را برای نفاق خودشان پیدا کنند ” …أُولَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ… ”  اینها کافرند “…حَقًّا …” از روی حق و حقیقت و این ها نشانه کفر است ” …وَأَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَابًا مُهِینًا …”  مهین یعنی خوار کننده و عذاب به معنی پاداش است یعنی عکس العمل کاری که انسان انجام می دهد و این عکس العمل نسبت به نفاقی که این ها می روزند و می خواهند که تفرقه بیاندازند بین خداوند که منبع وحی است و فرستادگان خداوند که بیان کنندگان وحی هستند این بدترین کاری است که آنها انجام می دهند بهمین دلیل است که خداوند می فرماید پاداش عمل اینها خیلی بد و خوار کننده خواهد بود.

اما در مقابل می فرماید : ”  …وَالَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ …” یعنی کسانی که به خداوند و به فرستادگان خداوند ایمان می آورند ” … “… لَا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ ….”[۲] و همه انبیاء و رسل فرستادگان الهی و کسانی که  به خداوند مربوطند و در هر زمانی نماینده خداوند می گویند “…َمْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ…” یعنی ما همه اینها را بطور یکسان قبول داریم و همه این ها از نظر ما سلسله هدایت را تشکیل می دهند و درزمان خودشان ولی زمان خودشان هستند و ما نسبت به آنهامطیع هستیم و اطاعت می کنیم ارادت می ورزیم از آنها پیروی می کنیم و نمی خواهیم که ایجاد تفرقه نماییم . ایجاد تفرقه یعنی چه ؟ یعنی مثلاً یک نفر بیاید و برای تضعیف جایگاه رسول اکرم از پیش خود بگوید که حضرت موسی فلان اینگونه گفته است یا حضرت عیسی آنگونه گفته است و از این راه سعی در ایجاد تفرقه نمایند در حالی که علامت مؤمن این است که “… لَا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ … “[۳] یعنی ما بین هیچیک از فرستادگان الهی و نمایندگان خداوند فرقی نخواهیم گذاشت ؛ وظیفه ما اطاعت کردن و ارادت ورزیدن است . پس این خصوصیت اهل ایمان است.

” …أُولَئِکَ سَوْفَ یُؤْتِیهِمْ أُجُورَهُمْ… ”  این ها پاداش عملشان را خواهند داشت یعنی واکنش کاری که انجام می دهند مثبت است و نتیجه عملی که نصیبشان هم می شود طبیعتاً مثبت خواهند بود “… أُولَئِکَ سَوْفَ یُؤْتِیهِمْ أُجُورَهُمْ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا ” و خداوند با صفت غفران وصفت رحمت خودش با این اشخاص برخورد می کند و این ها را در کنف حمایت وعنایت خودش می گیرد.

بعد می پردازدبه نمونه ای از اصرار ورزی کسانی که در زمان رسول اکرم می رفتند خدمت ایشان و دنبال بهانه جویی بودند برای اینکه رسول اکرم حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را خسته کنند . قرآن اینگونه بیان می فرماید : ” یَسْأَلُکَ أَهْلُ الْکِتَابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَیْهِمْ کِتَابًا مِنَ السَّمَاءِ…” یعنی اهل کتاب – تازه این ها اهل کتابند و غیر از کفار و بت پرستان  می باشند – آن کسانی که خود قرآن از ایشان بعنوان اهل کتاب نام می برد یعنی ظاهر توحیدی دارند درمیانشان اشخاصی هستند که دارای قساوت قلب می باشند و اینها می آیند خدمت رسول اکرم و اینچنین سوالی را از ایشان می پرسند البته بعنوان سوال پرسش نمی کنند بلکه مطالبه می کنند و می گویند اگر تو پیغمبر هستی کتابی را از آسمان به زمین بیاور ” یَسْأَلُکَ أَهْلُ الْکِتَابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَیْهِمْ کِتَابًا مِنَ السَّمَاءِ …” شما که می گویی من پیغمبرم و پیغمبران در گذشته معجزه می کردند ، شما برای اینکه ما را به صحت رسالت خود متقاعد بفرمایید ، در حضور ما کتابی را از آسمان به پائین بیاورید .

آنگاه قرآن در پاسخ می گوید که آنها بدنبال حقیقت نیستند آنها همان کسانی اند که مطالباتی بالاتر را از انبیاء پیشین داشتند ” … فَقَدْ سَأَلُوا مُوسَى أَکْبَرَ مِنْ ذَلِکَ …”  از حضرت موسی بالاتر از این را سوال کردند نگفتند که برای ما کتاب بیاور ” … فَقَالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَهً …” یعنی گفتند  خدا را به همان شکلی که هست به ما نشان بده تا ببینیم او به چه شکل است ! “…جَهْرَه…” یعنی بصورت آشکار یعنی  بدون پرده رونمایی کن پرده را از صورت خدا کنار بزن تا ما او را ببینیم ” … أَرِنَا…” یعنی به رویت ما برسان تا ما او را ببینیم “…فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَهُ…”   این سخن را که گفتند و این مطالبه اغراق آمیز در کفر را از موسی علیه اسلام که کردند و حرمت تقدس خداوند را که شکستند ، بناگاه صاعقه ای از آسمان  ایشان در گرفته بخاک هلاک انداخت . ” …فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَهُ بِظُلْمِهِمْ …”  همه آنها به سبب این ستمی که روا داشتند دچار صاعقه ای شدند و ازبین رفتند .

اما باز ماجرا تمام نشد ” … اتَّخَذُوا الْعِجْلَ …”  بحثی که هفته پیش داشتیم نیز این بود که آنها با اینکه لطف و کرامت و معجزات خداوند را دیده بودند و حتی قهر خداوند را نیز مشاهده کرده بودند ، با اینحال باز در کوتاه مدتی فراموشش کرده بودند و باز از زینت قوم گوساله ای درست کرده بودند و “… اتَّخَذُوا الْعِجْلَ…” یعنی گوساله پرستی را پیشه کردند “.. عِجْلَ …” به معنی گوساله می باشد .

” …ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ … ” بعد از اینکه آن همه معجزه را دیده بودند ! توجه بفرمایید

بهمین دلیل خداوند توضیح می دهد که حتی اگر رسول خدا به خواست خدا کوه را و صخره های عظیم چند صد تنی را  میان زمین و آسمان معلق کند و معجرات شگرفی  را در برابر چشم منکران انجام دهد، در قلب آنها تأثیری نخواهد داشت و ذهنشان تغییر نمی کند.

” وَرَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِیثَاقِهِمْ …”  ما کوه طور را بالای سرشان در آسمان معلق کردیم ولی تأثیری نکرد و بر آنها اثری نگذاشت بهمان راه غلطی که می رفتند ، رفتند و همان ها که با موسی چنان رفتاری کردند ، اکنون نزد شما آمده می گویند که اگر راست می گویی یک کتابی از آسمان پائین بیاور وگرنه ما بعنوان پیغمبر صحت قول تو را قبول نخواهیم کرد و تن به اطاعت از فرمایشهای شما نمی دهیم

صدق الله العلی العظیم

 

[۱]  آیات ۱۵۰ تا ۱۵۴

[۲]  سوره بقره آیه  های ۱۳۶و  ۲۸۵ ونیز سوره آل عمران آیه ۸۴

[۳]  همان