فرمایشات حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه ؛ صبح شنبه ۲۶ مرداد ماه ۱۳۹۸

۳۹۷

مکان برگزاری مراسم : دولتسرا (جلسه برادران ایمانی)

بسم الله الرحمن الرحیم

من توفیق زیارت بیدخت را پیدا نکردم اخیرا.

ولی ، زیارت بیدخت … اما زیارت زائران بیدخت را دیدم. خیلی از زائران بیدخت هستند همه چیز هستند آنجا …

البته خاک و قبر و گور، اثری ظاهرا ندارد ولی معنا دارد یعنی همانجایی که خداوند توجه کرده و از آنجا ارتباط جسمانی را قطع کرده که در واقع راهی بوده است که از آن راه به خدا راه داشته اند بطور معمولی هیچوقت انسانها راهی به بهشت ندارند از طریق زمین. ولی خداوند یک جایی را قرار داده که از انجا یادشان بیاید که من از اینجا راه بهشت را به شما اشاره کرده ام.

به این جهت آنجا ، ما به این جهت کربلا و مکه و مدینه را تعظیم می کنیم. برای اینکه پدران ما اجداد خیلی قدیم ما می آمدند آنجا و یادشان می آمد که در اینجا دریچه ای بسوی خدا برایشان باز میشد. این خاطره محترم بود. و الا فرض کنید یک ، مثلا ، هر یک از بزرگان بعدی که بودند اینا هیچکدام نه پیغمبر را دیدند نه امام را دیدند یادشان می آمد ، یادشان بود که من اینجا اگر لیاقت داشتم در این خانه یعنی در خانه خدا ، خدا را می دیدم . این برایشان عظمتی دارد.

بنابراین ، این احترامی هم که ما امام می گذاریم و به … از همین جهت است و الا امام نمرده ، پیغمبر ، امام زنده اند تا روز قیامت همان اعتقادی که ما داریم حاکی از این است که ما را پیغمبر و امام محاکمه می کنند یعنی در واقع شاهد تمام کارهای ما هستند.

درست است که ما پیغمبر را نمی بینیم ولی اثری که باید از دیدن باشد باز هم برای ما هست، ما اگر آدم مؤمنی باشیم در ضمن و روزی که پیغمبر را می بینیم دلمان شور می زند همیشه و دلمان در آغوش می گیرد اورا ، حالا هم همینجور است. متنها خداوند چون انسانها را جوری آفریده که احساساتشان غلبه می کند بر چیز ، غذا می خورد ولی احساس غذا خوردن وقتی که غذا می خورد ولی احساساتش همیشه غلبه می کند بنابراین ما هم در همین لحظه بیاد خدا هستیم و از خدا می خواهیم که انشالله او هم نگاه ما بکند. ما هم نگاه می کنیم بهش والسلام علیک یااباعبدالله یا السلام علیک بما جواب بده! جواب می دهد به ما. منتها ما توجه نداریم.

سلام مستحب است ، یعنی خوب است سلام کنیم. جواب سلام واجب است. این جواب سلام ، امام خب بر خودش واجب می داند و به ما جواب می دهد ، علیک سلام و علیک سلام به همه می گوید به بعضی ها می گوید علیک لعنت آن دیگه تقسیم بندی اش با خود خداست بما چطور جواب بده ما چجور سلام کنیم؟ همانجور جواب می شنویم. بنابراین این فکر را کنیم که ما که به امام معتقدیم هر کاری می کنیم امام بالای سرمان است. امام روحی است بالای سر ما پرواز می کند و انشالله بتوانیم رضایت او را فراهم کنیم و ما را دیگر بکشاند به سمت خودش. این بشر چون بنابر خلقتی که کرده عادت دارد به زیارت جسمانی ، زیارت عادی ، خداوند هم نیت اینها و فرزندان این بشر را پذیرفته.

فرموده است : اگر پیغمبر را که فرستادیم تنها نمی گذارم شما را بالای سرتان پیغمبر است این پیغمبر دست راستش لباس رحمت است نورانی است و دست چپش غضبناک تا شما کدوم باشید ما همانیم که هستیم، شما بندگان را مراقبید. هم رحمت هم نقمت.

در تمام مدت زندگی ما ، خیلی کسانیکه ما شاید بعضی ها بهشان می گویند دیوانه از ان دیوانگانی که قسم می دهد خدا را

الهی به خاصان دیوانه ات

به عقل آفرینان دیوانه ات

از اینا هستن. خیلی از اینا را ما نمی بینیم ، چیزی نمی بینیم جز یک انسانی که با ما جور در نمی آید ولی واقعش این است که این دنیایی را می بیند و بما اشاره هم می کند ولی ما لیاقتش نداریم. این خصلت در همه بشرها هست و همه بشرها از بدو خلقت این وضعیت را دارند منتها ما باید به خودمان فکر کنیم. اما ، الطاف خداوند بما نگاهی که همیشه به ما می کند فرق نمی کند این بشر امروز یعنی ما ، با ابوعلی سینا ، با هرکه بگویید. یکنواخته.

همه ما در یک صفیم از ما و از اجداد ما و از فرزندان ما همه در یک صف هستیم نگاه خداوند به همه این صف است و همه این صف مدیون او هستند این یک احساس خاصی است که ما با این چشم نمی توانیم ببینیم.

شاید از یک جهت هم که غالبا ، یعنی همه در موقع مناجات در موقع دعا چشم را می بیندند برای اینکه از دیده های دیگر دور باشند. برای اینکه بقول آن شاعر :

دیده را فایده آنست که دلبر بیند

ور نبیند چه بود فایده بینایی را

ما حالا توجه کنید. دقت کنید که از دیده ها و دیدن هم پند بگیریم و عبرت بگیریم . توجه کنیم که همین دیده ها، همه اینها در خدمت ما و ظاهرا در خدمت ما هستند؛ هرجا را بخواهیم می بینیم، هرجا را نخواهیم نمی بینیم. نه ! ما در خدمت دیده ها هستیم.

ما مثل گله ای هستیم که خداوند برای اینکه پروار بشوند امکانات دستشان باشه ، آزادشان گذاشته .

ببینین در این زندگی که شما آزادی خیال می کنید ، اینرا و در واقع در این عالمی که هستید آزادید ، آزادی واقعی نیستید.

مثکه دیدید گوسفند یا اسب یا هرجایی ، براش چراگاه ریخته اند ، بلند به گردنش آویزان می کنند این ظاهرا آزاده ولی واقعش اون سرش میخ ، دیواری ، میخی است که به دست صاحب میخ است.

ما اگر نفهمیم در این ظاهرا آزاد و معنا اسیر ، اسیره. خلقت های خداوند نه اسیر بدون آزادی ، اسیری که خودش در عالم بالا دیگران را اسیر می کنه ، اسیر  آزادی است . ما در واقع خودمان اون عبارت که میگه :

ما ز بالاییم و بالا می رویم

همینه ، یعنی ما الان از ما نیستیم، ما ز بالاییم و بالا می رویم … ظاهرا بصورت تکلم که می گوید: “بی لا” می رویم ولی ما نیستیم، بالا می رویم.

هروقت فرمود ، ما می رویم .

بنابراین در آن حدی که بشما «ما ارای» آزادی داده اند ، باید سعی کنیم که امتحان خود ببینیم. به آزادی امتحان بدهیم. به این آزادی احترام بگذاریم  و مثل خیلی از تفاسیر نادرستی که از دعا و امام و چیز میشه کنار بگذاریم.

چشممان را باز کنیم که ببینیم که اینها کی هستند؛ اگر نمی بینیم این چه فایده بینایی را؟

انشالله که خداوند این توفیق را بما بدهید. امیدواریم. انشالله .