بحثی درباره «اجازه شاعری؟»

۳۴۶

گازری در  نواحی  بغداد

بود  در   کار  گازری     استاد

برلب دجله گازری کردی

روزی خود  ز کار خود خوردی …

در گذشته غالباً کف منازل مردم با قالی با گلیم مفروش بود. بچه های خانواده که به مدرسه میرفتند – آن زمان که هنوز خودکار اختراع نشده بود- با قلم و دوات و بعداً با خودنویس ومرکب مشقهایشان را مینوشتند. گاهی پیش می آمد که در اثر سر به هوایی اهل خانه، دوات واژگون میشد و مرکب روی قالی و گلیم میریخت و آن را سیاه میکرد. اهل خانه بناچار قالی و گلیم رنگی شده را برمیداشتند و نزد قالی شور  و گازر میبردند. قالیشور هم در لب چشمه یا کنار رودحانه قالی یا گلیم را با آب و صابون شستشو میداد و رنگ سیاه مرکب را میزدود و قالی را به صاحب آن مسترد میداشت.

رنگ سیاه مرکب برروی کاغذ یا قالی یا گلیم یا روی هر محمل دیگر عروض میکند، عارضی است! جبِلّی نیست. به همین دلیل هم قابل شستشو است. اما سیاهی زغال، عارض بر زغال نیست. زغال کربن خالص است و به همین دلیل هم سیاه اندر سیاه است. تاروپود بافت آن با سیاهی تافته شده. سیاهی قیر و زغال را با آب رودخانه و چشمه که هیچ، با آب زمزم (درمکه) و کوثر (در بهشت) هم نمیتوان پاک کرد. پس اگر شما یک قطعه زغال را به دست ماهرترین استادان گازری برای سفید کردن بسپارید و به او وعده مزد بسیار زیادی هم بدهید، او از قبول این سفارش امتناع کرده و میگوید:”متاسفم این امر از عهده من ساخته نیست”!

گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه

به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد!

در زمانهای قدیم، پیش از اختراع وسایل مدرن گرمایش، مردم شهرها و روستاها در فصل سرما کرسی میگذاشتند. هر منزلی انبارکی داشت که در آن خاکه زغال برای فصل زمستان انبار میکرد. انبار خاکه زغال در اثر گَرده های سیاهی که از زغال و خاکه در هوا پراکنده میشد بکلی سیاه میشد و رنگ تیره و تار عجیبی به خود میگرفت. همه جا را برف سفید میکرد، اما زغالهای ریز و درشت، کنتراست عجیبی با سفیدی برف ایجاد میکردند.

برف سفید، آب پاک یخ زده به صورت مولکولهای شش گوشه است، به دلیل خلوص و پاکی آب، وقتی در اثر برودت شکل میگیرد، سفید خالص است. درست نقطه مقابل زغال که سیاهی خالص است، چون کربن خالص است.

حالا با این خصوصیات آیا میتوان انتظار صفت سفیدی و صفا از زغال سیاه و قیرگون داشت؟

هموطنی فاضل به نام آقای مهندس آریاسیروس رنج و شکنجی سخت برخود هموار کرده تا با متین ترین و مودبانه ترین روشهای ممکن دست اندرکاران کانال تلگرامی معاند موسوم به “خبرگزاری(ضد) صوفیه” را به “چالش صداقت” دعوت کند. پاسخ سربالا و بیسروته گردانندگان کانال معاند موسوم به “خبرگزاری(ضد) صوفیه” ثابت میکند که انتظار صداقت داشتن از کارمندان و کارکنان این قبیل پایگاههای فتنه انگیز و تفرقه افکن، مانند داشتن توقع سپیدی از کربن خالص است.

با دریافت این قبیل لاطائلات بیسروته – که به عنوان جواب – گرداننده کانال معاند موسوم به “خبرگزاری(ضد)صوفیه” – خطاب به هموطن فاضل آقای مهندس آریا سیروس نوشته، بر   ایشان حجت تمام میشود که مِنبعد رنجِ بذر فشاندن در شوره زار را برخودشان هموار نکنند. چون وقت و انرژی شان را مسلما میتوانند صرف فعالیتهای مفید و سازنده بسیار زیادی بنمایند.

گرداننده خبرگزاری معاند ضد صوفیه در پاسخ هموطن فاضل جناب آقای مهندس آریاسیروس مینویسد:

#جوابیه_خبرگزاری_صوفیه

جناب آقای #آریا_سیروس
سلام علیکم

تا جای که ما اطلاع داریم حضرتعالی یک فقیر عادی بدون کوچکترین #اجازه هستید. در نامه قبل هم که سوالات خود را مطرح کردید به نحوی نامه نگاری کرده بودید که یک لحظه فکر کردیم #قطب سلسله یا یکی از بزرگان سلسله شرط به کار نبردن واژه #معاند برای خبرگزاری صوفیه پاسخ به سوالات خود دانسته است!

برادر عزیر لحن نامه های خود را تغییر دهید و همانند یک فقیر عادی بدون #پیش_شرط سوالات خود را مطرح کنید تا به آن پاسخ دهیم. ضمن اینکه استفاده از واژه #معاند از سوی حضرتعالی اصلا برای این خبرگزاری مهم نیست چون دارای اجازه و جایگاه خاصی در سلسله نیستید و بهتر است بدون #توهم سوالات خود را مطرح کنید تا پاسخ دریافت کنید.

باتشکر
مسئول خبرگزاری صوفیه

و در پست بعدی مینویسد:

#التماس_تفکر
آریاسیروس در سوال اول از خبرگزاری صوفیه گفته بود چرا به چه دلیل خود را دارای صلاحیت برای بررسی رفتار دراویش میدانید!
جناب آریا سیروس شما طبق کدام صلاحیت و اجازه خود را دارای صلاحیت برای بررسی رفتار دراویش میدانید؟ شما درویش هستید و بدون اجازه نباید کاری انجام دهید! چه کسی به شما اجازه داده به کار دیگران پرداخته؟!

ایکاش گردانندگان دایره فرق و ادیان آن قدر شعور میداشتند و یک دوره کلاس اکابر برای عَمَله ها و فَعله های خود میگذاشتند که چنین خزعبلات بیسروته با جمله بندیهای کج و کوله و بدون معنا و محتوا  را روانه فضای مجازی نکنند و آبروریزی برای خود و اربابهای بیسوادشان به بار نیاورند! اما بیش از هرچیز و پیش از هرچیز به این خبرگزاری نامشروع و معاندضدصوفیه میگوئیم شما اجازه های خودتان را ازکجا آورده اید که از دیگران میخواهید اجازه هایشان رو کنند. آیا نسبت به مطالبی که مینویسید “شاعر” هستید؟ براستی “شعور“تان کجا رفته که چنین مطالباتی میکنید؟

شاید دنبال این جمله را گرفته اید که در قدیم میگفتند “یجوز للشاعر مالایجوز لغیره!” یعنی “شاعر” اجازه دارد کارهایی انجام دهد که دیگران ندارند!

نظرات طرح شده در این یادداشت الزاماً بازتاب دیدگاه اینفوصوفی نیست.