متن نوشتاری شرح و تفسیر آیاتی از سورۀ مبارکۀ القصص

بیانات مأذون دانشمند جناب آقای حاج دکتر سید مصطفی آزمایش در مجلس فقری شب دوشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷

۳۵۷

هو

۱۲۱

 

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَیْهِمْ وَآتَیْنَاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَهِ أُولِی الْقُوَّهِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ ﴿۷۶﴾

وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَهَ وَلَا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا وَأَحْسِنْ کَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ ﴿۷۷﴾

قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِی أَوَلَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّهً وَأَکْثَرُ جَمْعًا وَلَا یُسْأَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ ﴿۷۸﴾

فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قَالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا یَا لَیْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِیَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ ﴿۷۹﴾

وَقَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ ﴿۸۰﴾

فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا کَانَ لَهُ مِنْ فِئَهٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا کَانَ مِنَ الْمُنْتَصِرِینَ ﴿۸۱﴾

وَأَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکَانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللَّهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَیَقْدِرُ لَوْلَا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا لَخَسَفَ بِنَا وَیْکَأَنَّهُ لَا یُفْلِحُ الْکَافِرُونَ ﴿۸۲﴾

تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ ﴿۸۳﴾

مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْهَا وَمَنْ جَاءَ بِالسَّیِّئَهِ فَلَا یُجْزَى الَّذِینَ عَمِلُوا السَّیِّئَاتِ إِلَّا مَا إِلَّا مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿۸۴﴾

إِنَّ الَّذِی فَرَضَ عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لَرَادُّکَ إِلَى مَعَادٍ قُلْ رَبِّی أَعْلَمُ مَنْ جَاءَ بِالْهُدَى وَمَنْ هُوَ فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ ﴿۸۵﴾

وَمَا کُنْتَ تَرْجُو أَنْ یُلْقَى إِلَیْکَ الْکِتَابُ إِلَّا رَحْمَهً مِنْ رَبِّکَ فَلَا تَکُونَنَّ ظَهِیرًا لِلْکَافِرِینَ ﴿۸۶﴾

وَلَا یَصُدُّنَّکَ عَنْ آیَاتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ إِلَیْکَ وَادْعُ إِلَى رَبِّکَ وَلَا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ﴿۸۷﴾

وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُکْمُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۸۸﴾

صَدَقَ اللهُ العَلِیُّ العَظیم

 

این آیات مربوط به جز آخر سوره مبارکه قصص که سوره بیست و هشتم از   جز بیستم مجید می باشد که  و اقعه ای را توضیح می دهد و می فرماید :” إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى …” یعنی بدرستیکه قارون فردی بود ” … فَبَغَى عَلَیْهِم…” از قوم موسی که بر قوم موسی ستم کرد ” …وَآتَیْنَاهُ مِنَ الْکُنُوزِ…” و ما  گنجهای بسیار زیادی را به او داده بودیم ” … مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَهِ أُولِی الْقُوَّهِ …” یعنی آنقدر او صاحب گنج شده بود که کلید های این گنجها سنگین بود و کسانی که ” …أُولِی الْقُوَّهِ … ”  ( صاحب قوت)  و اشخاص بسیار نیرومندی بودند زیر بار سنگینی  وزن این کلید ها بودند یعنی اینقدر زیاد صندوق و گنجینه داشت ؛ کنز همان “گنج” در زبان فارسی است که در زبان عربی تبدیل به کنز شده است و بعد جمعش می بندند به کنوز و مفاتح جمع مفتاح است بعمنی کلیدها، کلید های آن گنجها.

اینجا می گوید که قارون از قوم موسی بود یعنی نمی گوید که  قارون از بنی اسرائیل بود و اشاره اش به قوم موسی هست اینجا بخاطر اینکه در هرحال موسی علیه اسلام  کسی بود که از طرف خداوند نهضت ضد ستمگری را زعامت کرد و قید وبندهای بردگی انسان توسط انسانهای دیگر را درهم شکست و انسانها را آزاد کرد ولی بعد از اینکه از قوم موسی همگی آزاد شدند  و بعد از مصر کوچ کردند و رفتند و جایی دیگر مستقر شدند ، از میان ایشان گروهی  “بغی” کردند یعنی سرکشی کردند ، یعنی پا از حریم و حیطه خودشان بیرون گذاشتند و حقوق دیگران را تصاحب کردند و با آن حقوق متعلق به دیگران برای خود گنجها اندوختند و گنج اندوزی آنها برای خودشان موجب مصیبت و بیچارگی و فقر و فاقه و تهیدستی برای دیگران شد.

لذا به قارون گفتند زیاد به این گنجهایی که داری و موقعیتی که بدست آوردی با زیر پا گذاشتن حقوق دیگران غرّه نشو “…إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ ” چرا که  سرمست باده قدرت و مکنت و شهرت و این قبیل امور نا پایدار زود به خماری می افتد و خداوند کسانی را که اینگونه درگمراهی جز فرحین و غافلان و سرمستان هستند دوست ندارد .

” وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَهَ وَلَا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا “یعنی با این وضع و موقعیتی که داری بهتر است سرای آخرت خود را تدارک ببینی؛ اگر می خواهی بهره ای هم  از دنیا ببری ببر ولی غفلت از آخرت مکن .

” وَأَحْسِنْ کَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ… ” یعنی همانگونه  که خداوند به تو احسان کرده است تو هم به نیازمندان احسان کن؛ یعنی بجای اینکه اینگونه ثروت اندوزی نمایی به راه جوانمردی پای بگذار و از احوال بیچارگان غافل مشو وبه تهیدستان رسیدگی کن.

ولی قارون از جمله کسانی بود که چون به ایشان می گفتند احسان و انفاق کنید تا دیگران به تهیدستی نیفتند می گفت  اگر خدا می خواست خودش آن ها را تهیدست نمی آفرید یا مقدّر نمی کرد که اینها  تهیدست باشند حال که  خدا اینگونه مقدّر کرده ما چرا باید به کمک آنها بشتابیم و زیر بال و پر تهیدستان را بگیریم  ؟   ” وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ قَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ یَشَاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ ”  [۱]

در مقابل مردم به او می گفتند ” … وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ… ” یعنی روی زمین دنبال پاشیدن بذر فساد نباش که خداوند مفسدین را دوست ندارد. قارون در پاسخ می گفت که ” قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ …”  یعنی هر چه که من دارم را خودم بدست آوردم اینها را کسی به من نداده است از جایی به من ارثی نرسیده است این ها خود م زحمت کشیدم و بدست آرودم ، دانش این کار را داشتم ، به اصطلاح کار بلد بودم و این هم نتیجه آن مهارتی  است که خودم  داشتم :” قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِی …” .

خداوند می فرماید “… أَوَلَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّهً وَأَکْثَرُ جَمْعًا … ”     یعنی عجیب است که او از روی غفلت توجه نداشت که خداوند بسیاری از نسلها را ، پیش از او هلاک کرد که بسیار از او نیرومند تر و صاحب مکنت و قوت بیشتری  بودند ” … قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّهً وَأَکْثَرُ جَمْعًا…”  و البته نیروهای بیشتر و امکانات بیشتری هم داشتند ولی همه آنها از بین رفتند.

بهرحال می فرماید که ”  فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ … ” یک روز با جاه وجلال تمام از قصرش خارج شد و با خدم و حشم و امکانات بسیار زیادی که داشت درحالی که زینتهای تصنعی بسیار زیادی بخودش آویخته بود و  بردگانش هم پشت سرش بودند ، شروع به قدم زدن در میان مردم کرد : “… قَالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا یَا لَیْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِیَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ ” یعنی دنیاپرستانی که باور به حیات آخرت نداشتند وضعیت قارون چشمشان را گرفت و گفتند ای کاش ماهم وضعیتی مانند وضیعت قارون می داشتیم و ای کاش آن چیزی هایی که به قارون داده شده است ،به ماهم داده می شد چراکه : “…إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ ”  یعنی او از زندگی خویش لذت می برد.

اما ” وَقَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ ”   یعنی خردمندان ، خرد ورزان و صاحبان علم می گفتند وای برشما ! آیا آرزوی قارون بودن به سرتان زده است ؟ و وضعیت قارون چشمتان را گرفته است ؟ در حالی که ثواب خداوند و پاداش نیکی که خداوند می دهد بهترین بهره و پاداش برای انسان است که آنهم برای کسی است که ایمان می آورد و عمل صالح انجام می دهد و به چنین ثواب الله یعنی ثواب و پاداش های  نیک خداوند دست پیدا نمی کنند مگر کسانی که ثبات قدم  دارند و جزء صابرین هستند.

آنگاه ادامه می دهد فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ … ” یعنی یک دفعه زمین باز شد و یک حفرۀ عجیبی پیدا شد و  زمین شکاف برداشت و قصر قارون ، خود قارون و کسانی که جزعملۀ قارون بودند در زمین فرو رفتند  :

گنج قارون که فرو می رود از قهر هنوز                خوانده باشی که هم از غیرت درویشان است[۲]

آن موقعی که دفعتاً و بشکلی غافلگیرانه ، این اتفاق افتاد هیچ کسی نبود که بخواهد یا بتواند کوچکترین کمکی بکند ” …فَمَا کَانَ لَهُ مِنْ فِئَهٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا کَانَ مِنَ الْمُنْتَصِرِینَ ” یعنی احدی نبود که در برابر این عذاب پروردگار بتواند کوچکترین کمکی به او بکند و او هم خود  نتوانست این حادثه را از سر خود دفع کند.

” وَأَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکَانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللَّهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَیَقْدِر…” یعنی همان آدمهایی که دیروز می گفتند ای کاش ما جای قارون بودیم و یک بهره ای از گنج قارون به ما می رسید روز بعد گفتند : “ای وای چه اتفاقی افتاده !بنظر می رسد  خداوند برای هرکسی که خودش بخواهد در روزی گشایش می دهد و برای هرکسی که خودش بخواهد روزی را تنگ می کند ” و ” …لَوْلَا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا لَخَسَفَ بِنَا وَیْکَأَنَّهُ لَا یُفْلِحُ الْکَافِرُونَ” یعنی این خودش منتی بود “…لَوْلَا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا … ” یعنی اگر خدا این منّت را بر ما نمی گذاشت که ما مثل قارون نباشیم و در جایگاه قارون نباشیم ” … لَوْلَا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا لَخَسَفَ بِنَا … ”  همین بلایی که سر قارون آمد و زمین زیرپایش باز شد ، زیر پای ماهم زمین باز می شد  و ماهم به سرنوشت قارون مبتلا می شدیم ” …وَیْکَأَنَّهُ لَا یُفْلِحُ الْکَافِرُونَ ”   و گویی که کافران رستگار نمی شوند به فلاح نمی رسند.

سپس در ادامه می فرماید این دار آخرت برای کسانی است که دنبال علو و سرکشی روی زمین نیستند و درپی گسترش فساد برای امیال و غرائز سخیف خودشان نیستند وباید بدانند همه که عاقبت برای اهل تقوی است ” تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ” در اینجا در جهت تأکید بر  قانونمندی ،  قاعدۀ  کنش و واکنش را بیان می فرماید بدین معنی که اگر عمل آدم بد باشد ، عکس العملش هم بد است و بهمان اندازه بد است که عمل بد است. عمل بد البته عکس العمل بد درست می کند با همان شدت و ضعف بدی عمل . اما اگر عمل خوب باشد مسلماً عکس العملش خوب است اما در برابر یک عمل خوب ، عکس العملش ، چندین برابر عمل خوب ، خوب است لذا می فرماید : “…مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْهَا وَمَنْ جَاءَ بِالسَّیِّئَهِ فَلَا یُجْزَى الَّذِینَ عَمِلُوا السَّیِّئَاتِ إِلَّا مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ…” یعنی هر کسی که کار نیک انجام دهد پاداشی که دریافت می کند خیلی بهتر از اصل عملی است که انجام داده است یعنی مثل این است که یک نفر یک دانه گندمی می کارد در زیر خاک ولی وقتی این گندم سبز می شود و جوانه می زند و خوشه می دهد ، د رهر خوشه ،  هفتاد عدد دانۀ گندم می دهد یعنی  نتیجۀ عمل خوب ، هفتاد برابر است.

اما کسی که عمل بد انجام می دهد  درست به اندازۀ عملی که انجام داده در روز کشت و درو بر می دارد ” … فَلَا یُجْزَى الَّذِینَ عَمِلُوا السَّیِّئَاتِ إِلَّا مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ”  یعنی آن کسانی که کارهای سیئّه ، بد و سوء کرده اند ،جز آنچه که کرده اند سزا نمی بینند و بیشتر مجازات نمی شوند.

بعد می فرماید : “إِنَّ الَّذِی فَرَضَ عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لَرَادُّکَ إِلَى مَعَادٍ… ”  یعنی همان کسی که این قرآن را بر تو واجب و فریضه کرده است تو را ای رسول بزرگوار به سوی وعده گاه باز می گرداند .

” …قُلْ رَبِّی أَعْلَمُ مَنْ جَاءَ بِالْهُدَى وَمَنْ هُوَ فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ…”  خداوند است که داناتر از هر کس دیگرنسبت به کسی است که در جاده هدایت قدم برمی دارد و هم او داناتر است  نسبت به کسی است که در جادۀ انحرافی پاگذاشته است.

آنگاه خطاب به پیامبر اکرم می فرماید : “…مَا کُنْتَ تَرْجُو أَنْ یُلْقَى إِلَیْکَ الْکِتَابُ…” .یعنی شما رجاء یا توقع یا امیدی نداشتی که حکم رسالت دریافت کنی “… یُلْقَى إِلَیْکَ الْکِتَابُ… ” کتاب در اینجا به معنی “مکتوب ” و به عبارتی معنی  “حکم رسالت”  است . کما اینکه در مورد یحیی نیز می فرماید : ” یَا یَحْیَى خُذِ الْکِتَابَ بِقُوَّهٍ وَآتَیْنَاهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا “[۳] .یعنی ای یحیی این فرمان پیغمبری را بگیر با قدرت ما او را به مقام پیغمبری نصب کردیم در حالی که کودک بود اینجا هم می فرماید : ” …مَا کُنْتَ تَرْجُو أَنْ یُلْقَى إِلَیْکَ الْکِتَابُ …” یعنی فرمان نبوت را انتظار نداشتی که دریافت کنی ” …إِلَّا رَحْمَهً مِنْ رَبِّکَ … ” مگر عین رحمت که آنهم ازجانب پرودرگارت بود

“… فَلَا تَکُونَنَّ ظَهِیرًا لِلْکَافِرِینَ “حال با این موقعیتی که خداوند برای شما در نظر گرفته و به شما عطا فرموده ، شما از کافرین و منکران حمایت مفرما البته واژۀ کتاب را بعضی از مفسران فقط به معنی فرمان و حکم رسالت نگرفته اند و به معنی قرآن گرفته اند یعنی شما انتظار نداشتید که کتابی از آسمان به شما نازل شود یا آیات شریفۀ قرآن مجید به شما نازل شود بعد توقع پیغمبر شدن نداشتید در هر حال “الکتاب” معانی متعدد دارد.

” وَلَا یَصُدُّنَّکَ عَنْ آیَاتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ إِلَیْکَ وَادْعُ إِلَى رَبِّکَ وَلَا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکِینَ  ”  و مشرکین و کافرین و منکرین وغیره نباید سد کند راه شما را از آیه های خداوند که بر شما نازل می شوند بعد از اینکه بر تو نازل می شدو و دعوت کن بسوی پروردگارت  مردمان را و بخوان  ” …وَادْعُ … ” دعوتشان کن و ” … وَلَا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکِینَ  ” و مطلقا هیچ نوع شرکی را مگذار که در فضاء ذهنت ظهور کند .عصمت رسول اکرم حافظ ایشان است و هرگز شرک خفی یا حتی شائبه شرک خفی یا  جلی به ساحت ایشان راه ندارد .

” وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ… ” این قاعده است  کلی که  تمامی تمرکز خاطر و توجه نظرو ذهن و فکر انسان باید همواره  متوجۀ یک نقطه باشد و آن هم خداوند است که می فرماید : ” وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ… ”  همراه با خدای بزرگ به “اله” دیگری میاندیش  و مخوانش و به یادش نباش و دعوتش مکن و دعای خودت را به درگاه خدای دیگری بجز خدای واحد مبر.

” لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ …”  خدایی جز “هو” وجود ندارد ” … کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ…”  همه چیز ناپایدار و هلاک شدنی است جز وجه خداوند که باقی می ماند ” …لَهُ الْحُکْمُ … ”  حکم در دست خداوند است و ” … وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ”  خداوند ملک و مالک هستی و صاحب اختیار و پادشاه آفرینش است صاحب حکم و فرمان هم خداونداست و همه چیز بسوی خداوند بازگردانیده می شود.

صَدَقَ اللهُ العَلِیُّ العَظیم

 

 

 

[1] سوره یس آیه ۴۷

[۲] دیوان غزلیات لسان الغیب خواجه حافظ شیرازی

[۳] سوره مریم علیها السلام آیه ۱۲