ما رأیت الا جمیلا

۱۹۴

ما رأیت الا جمیلا

هوالمحبوب

دخترم خواهر جگرسوخته ودلشکسته بهنام
آنزمان که دیدم برمزار برادر مستانه میخوانی

گرما زسر بریده میترسیدم

درمحفل عاشقان نمیرقصیدیم

به اراده استوارو صبر ظلم ستیزت غبطه خوردم
وبه یاد زینب دخترعلی خواهر حسین که درودخدا برآنان باد افتادم
توهم کاری زینبی کردی
مسند نشینان شریعت وحاکمان دولت اسلامی ظاهر پرست اموی
برای اینکه دل شکسته وتن تازیانه خورده وشکنجه دیده زینب کبرا را بیشتر بیازارند
درزمان حرکت کاروان اسیران آل الله
آنها را از کنار قتلگاه عبور دادند
شیرزن دشت خون زینب
توجهی به پیکرهای سراز تن جدای فرزندانش نکرد
و پیکر بی سر ابی عبدااله را بردوست بلند کرد وبر بلندی رو به جانب مدینه زادگاه و محل زندگی ودفن پبامبر کرد وفرمود:

اللهم تقبل منا هذا قلیل قربان!

خدوندا این قربانی اندک را از ما بپذیر

این سخن زینب از سینه سوخته درحال اسارت که شلاق جابران بربالای سر اوست
پیامیست آشکار
یعنی ای ظالمان که خودرا مسلمان مینامید و جانشین خدا و رسول میپندارید
رسواشوید این قربانی اندک از آل پیامبر شمارا به بی غیرتی، نامردمی، نامسلمانی و دیوسیرتی که بویی از عالم معنا و عشق به محبوب را نمیفهمید…

رسوا وبی آبروی دنیا وعقبی خواهدکرد و در مجلس ابن زیاد نماینده حکومت اسلامی اموی که از روی شماتت می گوید:
دیدی که خداوند با برادر وخاندانت چه کرد؟

زینب میفرماید :

ما رأیت الا جمیلا

جز زیبایی چیری ندیدم

یعنی ای کوردلان شب پرست، شمارا نه توان و نه قدرت آن هست که خاندان خدا را از بین به برید آل الله زنده اند.
حسین و تمامی پروانه های عاشق در نرد عشق بازی کربلا به محبوب واصل شدند و داغ ننگ و نفرین ابدی بر شما که خود را حاکم مسلمان میدانید و مسند نشین شرع.

دخترم، خواهر بهنام

تونیز چه خوب به تاسی از سفیر دشت بلا زینب کبرا ، برپیکر بی جان وآرامگاه ابدی بهنام عزیز میخواندی :

گرما زسر بریده میترسیدیم

در محفل عاشقان نمیرقصیدیم

و محکم پیامی بود که زهی خیال باطل ، بهنام نمرده است.

ثبت است بر جریده عالم دوام او

آنکه بی شک رفتنی ظالم هست، حاکم و مسند نشینان شریعت اموی به نفرین و لعن ابدی گرفتار و به مزبله تاریخ خواهند رفت.

دخترم ، خواهر بهنام نوگل خفته در خاک

دیدی محمل بهنام عزیز ، چه باشور وعشق بر دست عاشقان پایکوب در سماع همچو حضرت مولانا به جانب دیار مجذوب میرفت.
که:

من از دیار حبیم نه از بلاد غریب
مهیمنا به بزرگان خودرسان بازم

درخاتمه دخترم باورکن که صبح میدمد و دیو بددل کینه جوی شب پرست رفتنیست.

آرزومند سلامتی برای مادر داغدار بهنام عزیز و شما و خانواده معزز محجوبی

پاینده ایران برقرار وسرفراز پرچم فقر ودرویشی

علیرضا نیکزاده دماوندی

نظرات طرح شده در این یادداشت الزاماً بازتاب دیدگاه اینفوصوفی نیست.