متن نوشتاری شرح و تفسیر آیاتی از سوره مبارکه البقره

مشروح بیانات مأذون دانشمند جناب آقای دکتر سید مصطفی آزمایش در جلسۀ فقری پنجم اردیبهشت ۱۳۹۸

73

هو

۱۲۱

تلاوت، تفسیر و تشریح آیاتی از سوره مبارکه البقره از قرآن مجید

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ ﴿۶﴾

خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَهٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ ﴿۷﴾

وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِینَ ﴿۸﴾

یُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَمَا یَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا یَشْعُرُونَ ﴿۹﴾

فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا کَانُوا یَکْذِبُونَ ﴿۱۰﴾

وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ﴿۱۱﴾

أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَکِنْ لَا یَشْعُرُونَ ﴿۱۲﴾

وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ کَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَکِنْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۱۳

وَإِذَا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَیَاطِینِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَکُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ ﴿۱۴﴾

اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَیَمُدُّهُمْ فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ ﴿۱۵﴾

أُولَئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَهَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَتْ تِجَارَتُهُمْ وَمَا کَانُوا مُهْتَدِینَ ﴿۱۶﴾

مَثَلُهُمْ کَمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَکَهُمْ فِی ظُلُمَاتٍ لَا یُبْصِرُونَ ﴿۱۷﴾

صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لَا یَرْجِعُونَ ﴿۱۸﴾

أَوْ کَصَیِّبٍ مِنَ السَّمَاءِ فِیهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ یَجْعَلُونَ أَصَابِعَهُمْ فِی آذَانِهِمْ مِنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَاللَّهُ مُحِیطٌ بِالْکَافِرِینَ ﴿۱۹﴾

یَکَادُ الْبَرْقُ یَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ کُلَّمَا أَضَاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِیهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَیْهِمْ قَامُوا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿۲۰﴾

قرآن مجید در دومین سوره یعنی  بقره  که در ضمن بلندترین سوره نیز می باشد ، مبحث بسیار بسیار مهمی را راجع به کسانی مطرح می کند که وارد یک جمع یا  یک گروه اعتقادی می شوند و دعوی آن را می کنند که اهل همین گروهند، اما در حقیقت نیرنگ بازند و در دلشان چیزی می گذرد که آن را بر زبانشان جاری نمی کنند و آن چیزی را که بر زبانشان جاری می کنند ، در واقع  آن چیزی نیست که در دلشان می گذرد. بهمین دلیل خداوند هم در سوره بقره ،نفاق را نمونه ای از خدعه به خداوند و به کسانی که به خداوند ایمان آورده اند بشمار می آورد.  کسانی که نسبت به خداوند یا نسبت به مؤمنین خدعه بکار می برند در واقع در حال گول زدن خودشان هستند و بالآخره پرده از روی چهره شان می افتد و دستشان رو می شود .

در ابتدای این فصل از سوره بقره ، خطاب به رسول اکرم می فرماید ” …سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ …” یعنی این  مساوی است که شما آنها را انذار بکنی یعنی اندرز بدهی یا ندهی و دلیلش هم این است که اینها از ابتداء از روی نیرنگ و ریاء و دروغ وارد این گروه شدند یعنی علت پیوستنشان به پیروان رسول اکرم از ابتداء این نبوده که ایمان بیاورند و رویه خودشان را تغییر دهند وشیوه زندگیشان را اصلاح کنند و راه توحید در پیش بگیرند ، بلکه به این دلیل آمدند تا همرنگ جماعت شوند و بعد از درون ، آن جماعت را فروبپاشانند . مقصودشان فقط این بوده است و قرآن بدینگونه پرده از کار این جماعت بر می دارد. نکاتی که در این قسمت از سوره بقره بیان شده اند ، بسیار بسیار مهمند:

در قسمتی دیگر می فرماید این ها شبیه کسانی هستند که در دل شب تاریک ، آتشی برمی افرزوند تا اطراف خودشان را روشن کنند تا بتوانند اطراف خودشان را ببینند… بعد ناگهان بادی می وزد و این آتش را خاموش می کند و این ها در تاریکی خودشان غوطه می خورند ” مَثَلُهُمْ کَمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا….” این مثال اشخاصی است که آتشی بر می افروزند “… فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ …” که  همه  اطرافشان را روشن کند و چون اطرافشان روشن می شود ” …ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ …” خدا آن را  خاموش می کند ” … وَتَرَکَهُمْ فِی ظُلُمَاتٍ …” و آنها را د رتاریکی برجای می گذارد. در شرایطی که “… لَا یُبْصِرُونَ ” دیگر چیزی نمی بینند .

یعنی چشم دارند گوش دارند حواسشان سرجاست اما امکان استفاده از این حواس برای کسب اطلاعات درست از عالم خارج را ندارند . این امکان را ندارند “صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لَا یَرْجِعُونَ ” یعنی کرند و کورند و لالند و امکان راهیابی از آنها بصورت برگشت ناپذیری سلب شده و در تاریک و سیاهی منغمرند .

بعد مثال دیگری میزند ” أَوْ کَصَیِّبٍ مِنَ السَّمَاءِ…” این یک مثال جدید است اینجا “أَوْ… ” به معنی یا یعنی یک مثال جدید زده می شود “أَوْکَصَیِّبٍ مِنَ السَّمَاءِ فِیهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ …” یعنی مانند یک رگباری که از آسمان ببارد و  ابرهای بسیار متکاثف سیاه  به پایین جوّ آمده و جلوی نور خورشید را  بگیرند وصدای رعد بلند شود و برق در درون ابرها بزند وبعد صاقه بزند و شرایط بسیار بسیار ترسناکی بوجود بیاید و از دل این رعد ها، برق و صاعقه بهر سو بجهد وصدای رعد در آسمان طنین اندازد وکسانی که در این شرایط گرفتار می شوند، انگشتهایشان را در گوشهایشان می گذارند تا هراسشان از صاعقه هایی که ممکن است هر لحظه به آنها اصابت کرده و آنها را خاکستر کند، قدری کاسته شود ”

أَوْ کَصَیِّبٍ مِنَ السَّمَاءِ فِیهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ یَجْعَلُونَ أَصَابِعَهُمْ فِی آذَانِهِمْ مِنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَاللَّهُ مُحِیطٌ بِالْکَافِرِینَ یَکَادُ الْبَرْقُ یَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ…” غرّش رعد و جهش برق بقدری خوفناک است که چشمها را می رباید ” …یَخطَفٌ… ”  یعنی می رباید و “خطفه” به معنی ربایش می باشد. یعنی این “برق” که می زند برق از چشم انسان می پرد . و بعد از اینکه برق قطع می شود چشم سیاهی می رود و دیگر چیزی نمی بیند”  یَکَادُ الْبَرْقُ یَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ کُلَّمَا أَضَاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِیهِ …ٌ” یعنی هر بار که این برق می زند و کمی روشنایی ظهور می کند ، قصد حرکت می کنند تا بجایی بروند که شاید کمی نور آنجا باشد ، اما چون  روشنایی حاصل از این برق تنها برای یک لحظه است  ، دوباره همه جا تاریک می شود.” … وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَیْهِمْ قَامُوا … ” دوباره ناچارند که در همانجایی که هستند بایستند ” .وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ … ” و خداوند اگر اراده فرماید چشمها و گوشهای ایشان را کاملاً می بندد:

چشم باز و گوش باز این عمی                    حیرتم از چشم بندی خدا

“…إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ” خداوند به هر کاری که بخواهد قادر است .

در این آیات واژه ” صیب” به معنی رگبارهای بسیار بسیار تند است و صحنه ای که تجسم می شود بقدری قوی است که گویی انسان از پنجره اتاقش به بیرون می نگرد و این فضای خوفناک و هراس انگیز را می بیند. این تاریکی و سیاهی و ظلمتی که به ناگهان پایین می آید و همه جا را فرامی گیرد و راه برون رفتی از آن نیست و این رعد و برق و سرو صدای عظیم و گوشخراش و صاعقه هایی که به هر چیزی بخورد آن را خاکستر می کند ، وحشت از مرگ را در دل این صحنه و ناظرانش بر می انگیزد بنحوی که برای فرار از واقعیت می خواهند چشمانشان را ببندند و گوشهایشان را بگیرند که این صداها را نشنوند و از وحشت قالب تهی نکنند . اما این واقعیت قوی تر از آن است که با بستن چشم و یا گوش بر روی آن نادیده گرفته شود .

این ها مثال هایی است که خداوند در مورد کسانی که از طریق “نفاق” می خواهند در گروهها و جمعهای  اعتقادی نفوذ کنند ، می زند. آنها خودشان را بخشی از این جمع بشمار آورند و بگویند ما هم همراه شما ایمان آورده ایم. ” وَإِذَا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا… ”  هنگامی که مؤمنین را ملاقات می کنند می گویند ما هم ایمان آورده ایم و مانند شما از اهل ایمانیم و با شما هم عقیده و هم اعتقادیم . اما در واقع “… وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَیَاطِینِهِمْ … ” اما این هایی که شیطنت پیشه هستند هنگامی که دور هم جمع می شوند “… قَالُوا إِنَّا مَعَکُمْ … ” می گویند ما با شما هستیم با آنها نیستیم ، ما با مؤمینن نیستیم ، ما منکر مؤمنین هستیم ، ما منکر ایمانیم و منکر اهل ایمانیم به آنجا می رویم که ببینیم آنها چه می گویند تا بعد بتوانیم آنها را به سخره گیریم “… إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ ” در حالی که این عملی که اینها در حال انجام آن هستند ، عکس العملی دارد که قطعاً آنها را فرا می گیرد ” اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَیَمُدُّهُمْ فِی طُغْیَانِهِمْ ” خداوند در عکس العملی که برای اعمال سوء اینها قرار داده است ، اینها را ریشخند و استهزاء کرده و در غرق در بحر طغیان و سرکشی آنها را با چشمهای بسته  می کند .

هنگامی که به اینها نصیحت می شود که شما هم حقیقتاً ایمان آورده و در جرگه مؤمنین داخل شوید ، همانگونه که سایر مردم ایمان آورده اند ” وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَمَا آمَنَ النَّاسُ … ” ، اینها در جواب می گویند که آیا    “… قَالُوا أَنُؤْمِنُ کَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ … ” ، یعنی می خواهید ما هم مانند بیخردان ایمان و اعتقادمان را تصحیح کنیم ؟ اصولاً ما این صحبتها را قبول نداریم و اینجا حاضر شدیم تا از فراز و نشیب امور شما مطلع شویم و برای اینکه از کم و کیف کارتان اطلاع پیدا کنیم و نقاط ضعف و قوت شما را بسنجیم و بعد آنها را بر علیه شما بکار گیریم . ما بیخرد نیستیم که همراه شما اعتقادمان را تصحیح کرده  ایمان آوریم . اما واقعیت این است که روش این هاست که سفاهت آمیز است ” … إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَکِنْ لَا یَعْلَمُونَ ” ولی خودشان نمی دانند و مؤمنان را سفیه می خوانند . وقتی به آنها گفته می شود که شما با این کارها بذر فساد را در زمین می پراکنید نکنید این کارها را ، می گویند نه ما اهل اصلاحیم و کارهایی که می کنیم از روی مصلحت بوده و به صلاح می باشد و برای اصلاح این کارها را انجام می دهیم ” وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ  أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَکِنْ لَا یَشْعُرُونَ ” خیر حقیقت این است که این ها کاری را که انجام می دهند ، افساد بوده و در حال پاشاندن بذر فساد در همه جا هستند ولی شعور و فهم ارزیابی کاری را که به آن مشغولند ، ندارند  .

صدق الله العلی العظیم