قسمت سوم؛ نماز و اسرار یوگا 

۲۰۴

در نوشتار پیشین اشاره رفت که واژۀ “نماز” برابر نهاد واژه “نماس” در زبان هندی است که برای “درود” بکار می رود . نکتۀ جالب آنکه حتی در قرآن مجید برابرنهاد “نماز” یعنی واژه “صلوه” به معنی درود نیز بکار رفته است چنانکه در سورۀ احزاب آیه ۵۶ می فرماید:

إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُواتَسْلِیمًا

خدای بزرگ و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند ای ایمان آورندگان شما هم بر او درود بفرستید و نفس خودرا آنچنان که بایسته است تسلیم کنید

سورۀ احزاب آیه ۵۶

همانگونه که ملاحظه می شود واژۀ “صلوه”- که معمولا برای انجام “مناسک عبادی یومیه پنجگانه” بکار برده میشود – در زبان قرآن کریم برای ایفاد همان معنایی بکار رفته است که واژگان “نماز” و «نماس» در زبانهای فارسی قدیم، پهلوی، هندی و سانسکریت بکار رفته اند، یعنی «درود فرستادن». بنابراین هماهنگ با یکدیگر، “صلوه” در زبان عربی، «نماز” در زبان فارسی، و “نماس “در زبانهای هندی وسانسکریت در دو مفهوم متفاوت بکاررفته اند، دو مفهومی که در هر سه زبان یکسان می باشند.
اما واژه “صلوات ” در آیه چهلم سورۀ حج به معنی محل عبادت نیز بکار رفته است :

الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ بِغَیْرِحَقٍّ إِلَّاأَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیرًا وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ

آیه ۴۰  سورۀ حج

تقریباً همه مفسرین متفق النظرندکه “صلوات” – که در اینجا به معنی عبادتگاه یهودیان یعنی کنیسه ها بکار رفته است- در اصل معرب واژه”ثلوتا” یا “صلوتا” در زبان عبری می باشد و “صلوتا” نزد قوم یهود به معنی محل عبادت یا همان کنیسه است. لذا حتی در زبان عبری نیز واژه ای که برای “درود” بکار میرفته، برای منسک عبادی هم مورد استفاه قرار گرفته است.

بنا به قواعدزبانشناسی واژه “صلوه” “دخیل” از زبانهای سریانی و عبرانی در زبان عربی است. چنان که «جلال الدین سیوطی» اگرچه در «المهذب» خود این واژه را غیرعربی و”دخیل “از ریشه عبرانی میداند اما تصریح میکند که در کتاب “المحتسب”، برای آن ریشۀ سریانی ذکر گردیده است. از سوی دیگر “صلوت” – “درود” salut, salutation – از طریق زبان لاتین وارد غالب زبانهای اروپایی شده و امروزه یکی ازمتداولترین شیوه های تهنیت و سلام واحوالپرسی هنگام دیدار میان افراداست.

بدین ترتیب مشاهده می شود در زبانهای باستانی وفرهنگهایی که بستر تکوین ادیان توحیدی بوده اند برای ابلاغ مفاهیم “درود” و “پرستش” از کلید واژه ای یکسان استفاه شده و این امر زاده تصادف نمیتواند باشد.

اما راز این یکسان بودن در چیست؟

اهل باطن در خصوص مفهوم و مقصود سورۀ احزاب آیه ۵۶ :

 إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا

تصریح کرده اند که هرگز در این آیه به باورآورندگان دستور داده نشده است که برای صلوات ، حروف یا واژگان یا اوراد خاصی را برزبان آورند یا تکرار کنند . بعبارت دیگر صلواتی که در این آیه مؤمنان به آن امر شده اند هرگز مقید به عبارت و صوت و کلام نبوده است بلکه در این آیه از مؤمنان خواسته شده است تانسبت به «النبی» (پیامبر اکرم) – به عنوان مظهر اتَمّ « انسان کامل» توجه قلبی داشته باشند چرا که توجه تام به «انسان کامل» منجر به توجه تام به «مبداء هستی» می شود و در انتهاء آیه نیز آنها به فرمانبردار کردن نفس اماره خود فراخوانده شده اند. اما توجه تام چیست و نهایت فرمانبردای کدام است؟

بیشتر بخوانیم : 

نماز و اسرار «یوگا»؛ بقلم یحیی خوشمرام

نماز و اسرار «یوگا»؛ بخش دوم 

زندگی هرفرد زنجیره ای بلاانقطاع از توالی شناخت های گوناگون استکه از راه حواس به ذهن راه یافته و در حافظه مغز انباشته می شوند. انباشت این شناختهای گوناگون در ذهن و تعامل میان آنها شکل دهنده شخصیت ما هستند. شخصیتی « معمولا کاذب»و بسیار دور از “خود حقیق» فرد!

ذهن انسان ساده انگارانه “دریافتهای حسی ” را به عنوان “آگاهی ” می پذیرد و انباشت می کند. در فلسفه مغرب زمین بویژه در مکتب “فنومنولوژی” یا«پدیدار شناسی» این معضل بخوبی مورد بررسی قرار گرفته است، چنانکه «ادموند هوسرل» واضع مکتب پدیدار شناسی تصریح می کند که: “وجدان همواره معطوف بچیزی استLa conscience est consciente de quelque chose بودیزم نیز معتقد است که دست یابی به ذهن خالص (Citta) غیر ممکن است و ما همیشه با یک محصول ذهنی (Ciatta) مواجهیم و ذهن خالص همچون صفحه ای پاک و خالی فقط در ژرفنای « تجربه »نیرواناست که می تواند محقق شود.

محتویات ذهن انسان مانع از “توجه تام ” او به مبدا هستی می باشند.

از سوی دیگر نفس انسان چون پروردۀ تعامل با اجتماع است هرگز نمی تواند به درجه «فرمانبرداری خالصانه» که از او خواسته شده دست یابد مگر آنکه ابتدا به آن «گوهر خود حقیقی» بعنی «معرفت الروح خود» دست یابد.

اینجاست که سالک راهب در مییابد که به منظور دستیابی به «گوهرخود” که از«صدف کون ومکان بیرون است» ابتدا باید «ذهن را از محتویات ذهنی اش – که انعکاس پدیده های دخیل در ذهن اما بیگانه با ذهن اند- تهی نماید (مقام تخلیه).
دراین میان همانگونه که پیشتر اشاره رفت در متون ودایی که کهن ترین متون شناخته شده بشریت بوده و به تعبیری سرآغاز معرفت بشری بشمار می روند سلسله فنونی که حاصل تجربیات مربیان ورزیده بوده است تحت عنوان آموزشهای یوگا به بشریت عرضه شده است.

یوگا هرگز دین یا مذهب خاصی نبوده و نیست و هرکسی با هر دین و آئینی می تواند در راه یوگا گام نهد. چنانکه بودائیان برای دستیابی به “ایده آل یا آرهاتArhat ” ، هندوان برای وصول به مقام ” زندۀ آزادی یا Jivan Mukti” و جین ها برای نیل به مفهوم “فاتح یا Jina” تکنیکهای یوگا را به خدمت گرفتند.

یوگا فن گرایش به جهان “درون ” و فرو رفتن در اعماق لایه های وجود “خود” است. فرو رفتن به خود به منظور باز یافت “گوهر” وجود که در پس انباشتها و انگاره های ذهنی مدفون شده است. یوگا تکنیک خاموش کردن ذهن از طریق خویشتن کاوی است. همانگونه که حافظه یک رایانه روشن را نمی توان فرمت کرد یک ذهن فعال نیز نمی تواند بازآرایی شود مگر آنکه ابتداء خاموش شود هدف یوگا خاموش کردن حیات ذهنی از طریق ریاضت و محو پیش انگاره های ذهنی است. هدف نهایی یوگا پیوستن و اتصال می باشد اتصال روح سالک به مبداء هستی و این دقیقا یکی دیگر از کاربرد های واژه “صلوه” در قران مجیدمی باشد چرا یکی دیگر از معانی واژه “صلوۀ” رسیدن و وصل شدن است. یوگا آئین عملی و طریق سیر و سلوک است.

سلام بر خورشید،
درود بر آفتاب
سوریا ناماس کار

به آفتاب، سلامی دوباره خواهم‌داد…

(فروغ فرخزاد)

مقاله ای بقلم یحیی خوشمرام

برگرفته از مجموعه آموزه های : دکتر سیدمصطفی آزمایش

پخش : اندیشکده سما

انتشار : چرخ سیمرغ