مولای مهربان ما، نام ما را در زُمرۀ اصحاب اُخدود قرار مده

۴۶

بسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیْمِ

 هــــــــــــــو
 ۱۲۱

آه دل درویش به سوهان مانَد
گر خود نبُرد، بُرنده را تیز کند

  •   درویش کُشی بر هیچ مُلکی مبارک و میمون نبوده است…

آورده اند: به سعایت برخی از درباریانِ ِسلطان محمد خوارزمشاه، “درویشی” به ناحق به دست جلاد سپرده و کشته میشود.

پس از اعدام ناجوانمردانه آن درویش و بعد از گذشتن مدتی از شهادتِ وی،

حقیقتِ مطلب کشف شده وسلطان محمد سرافکنده و شرمسار به خدمتِ قطب وقت ( پیر و مراد درویشان و خلیفه الهی) رفته وتقاضای عفو وگذشت و بخشش مینماید.

قطبِ وقت در آنزمان که جناب شیخ نجم الدین کبری بودند در جواب سلطان محمد خوارزمشاه میفرمایند:

خون بهای آن درویش که به دست تو به قتل رسید خونِ تو و خونِ نیمی از مردمانِ مُلکِ ایران است.

گویند: چندی نگذشت که مغولان به ایران حمله ور شده کردند آنچه نباید میکردند وآنچنان کشتاری از ملت مظلوم نمودند که ضرب المثل گردیده است…

  •  متاسفانه با اینکه بسیاری این واقعه را باور نداشته و نخواهند داشت اما تاریخ تکرار خواهد شد و زمانش بسیار نزدیک شده است…..

یا حضرت مجذوبعلیشاه ای مولای مهربان ما :

نام ما را در زُمره ی اصحاب اُخدود قرار مده و از باب لطف و عنایت به ما حالی عطا کن که تماشاچی نباشیم همانا تنها محول الحال تویی و بس…

از طرف تعدادی از ارادتمندان سلسله جلیله نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی و مریدانِ جنابِ شاهنشاه عالم حضرت آقای دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه طاب ثراه

نظرات طرح شده در این یادداشت الزاماً بازتاب دیدگاه اینفوصوفی نیست.