«پشیمانم» ؛ به قلم یکی از فقرای گنابادیه

۱۸۹

درود خدمت ارادتمندان مکتب صوفیانه و خصوصا سرسپردگان سلسله نعمت اللهی گنابادیه و عرض سپاس و تشکر به مدیران محترم کانال اینفوصوفی که در خبررسانی و ابراز حقیقت کوشا بوده و هستند.

اینجانب یکی از فقرای سلسله گنابادی هستم که اواخر سلطنت حضرت آقای رضا علیشاه اعلی الله مقام الشریف به دست مبارک مرحوم آقای درویش صدق علی مشرف به فقر شدم.

علاوه بر نورانیت و حس نزدیکی به خدا که در هیچ جایی امکان مشاهده آن نبود و فقط در این سلسله الهی به وضوح و شهود و بصورت محسوس نمایان بود یک امتیاز بزرگ و قابل توجه وجود داشت که اینجانب را با رضایت تام و دلی به سمت و سوق این سلسله کشاند و آن اتحاد و اتفاق فقرا در ظلم ستیزی و تلاش برای احقاق حق بود و این رویه بعد از پرواز ملکوتی قطب جلیل سلسله یعنی حضرت آقای رضاعلیشاه و پس از ایشان بعد از شهادت مظلومانه و خرقه تهی کردن مولای مظلوم و محبوب حضرت آقای محبوبعلیشاه بیشتر و بیشتر شده تا اینکه در زمان سلطنت الهی مولاناالغریب حضرت آقای مجذوبعلیشاه قدس سره الشریف به اوج خود رسید بطوریکه فرمایش پدر بزرگوار ایشان یعنی حضرت آقای صالح علیشاه که فرمودند : فقیر، دشمن ستمگری و یار ستمکشیدگان باشد در وجود و نهاد فقرا به جایی رسید که در میان عموم مردم و حتی در جهان زبانزد همگان گردیدند.

با توجه به اینکه قانون فقر و طریقت همیشه و در همه ازمنه بیانگر مطلب مهمی بوده که هر قطبی که خرقه تهی میفرمایند و جانشین الهی خویش را بر دو اصل نص صحیح و اثر صحیح تعیین میفرمایند و حقیقتی است بدون شک و ابهام که در آثار و فرمایشات عرفا نیز به آن اشاراتی شده مبنی بر اینکه قطب جانشین از قطب قبل کامل تر هستند و بنا بر اصل طبیعی عالَم خلقت که به سمت کمال حرکت کرده و این موضوع غیر قابل تردید میباشد اما درین زمان که این مساله یکی از بزرگترین مسایل است در شخصی که بعنوان جانشین تعیین گردیده دیده نمیشود و فقط عده ای از فقرا در این مساله کوشا و ساعی میباشند.

اینجانب هرچند به کَرات فرمایش مولاناالغریب را گوش کرده و خصوصا به فرمایشاتشان که در مصاحبه کانال مهرتابنده منتسب به سلسله بصورت تصویری از ایشان درج شده و حضرت آقای مجذوبعلیشاه در آن مصاحبه به صراحت فرمودند که من تا زنده ام حق ندارم کسی رو به جانشینی خودم معین کنم و بنا به فرمایششان چند روز قبل از اتفاق و فاجعه حمله به دولتسرا که فرمودند اینها میخواهند که اینجا را بدست بگیرند و رییس درویشان یکی از افسران حکومتی باشد و با تفکر و تعقل در مجموع فرمایشاتشان و توصیه حضرتشان که به تک تک جملات و کلماتی که من میگویم دقت و توجه کنید ، اینجانب با فراموش کردن توصیه های ایشان، مانند میلیونها نفر تمام این نکات را از یاد برده و فقط به آن قسمت که با تکرار و تاکید فقرای ساده و بعضی از آقایان مجاز طریقت( که بعد از من جناب آقای جذبی عهده دار مدیریت سلسله هستند)، به شیخ دستگیرم نگاه کردم و با تقلید از ایشان و بدون احساس و دریافت اثری تجدید عهد نمودم اینک پشیمانم و از این پشیمانی هم حس بدی ندارم زیرا هیچکدام از تعلیمات و اوامر و منویات حضرت آقای مجذوبعلیشاه را درین مدت که ایشان بر اریکه فقر تکیه زده اند را مشاهده نکردم.

حتی با به قتل رسیدن یکی از درویشان هم صدایی از ایشان شنیده نشد و بقول یکی از فقرا که در همین کانال پیامی گذاشته بودند حتی برای آرامش و رضایت دل مادری دلشکسته هم یک پیام تسلیت هم درج نگردید.

میدانم که پشیمانی سودی ندارد و بقول معروف باید اینطور باشد که سر بنه آنجا که سر بسپرده ای و با تجدید عهد یا عدم آن از طرف اینجانب اتفاق خاصی نمی افتد ولی بسیاری از فقرا را دیدم و از زبانشان اینها را شنیدم.

ما با این تعداد و جمعیت میتوانیم مسئولان شهادت مظلومانه مولای عزیزمان حضرت آقای مجذوبعلیشاه شهید و برادر نازنین مان بهنام محجوبى را وادار به قبول مسئولیت و جوابگویى به افکار نگران مردم بکنیم، البته اگر عقلای قوم از “بله چشم قربان گفتن” دائمى دربرابر حکومت دست کشیده و کمی فقط کمی به مکتب آزادگی و آزادمردی حضرت آقای مجذوبعلیشاه قدس سره الشریف که روزنامه های خارجی به فرمایش خودشان ایشان را گاندی ایران لقب داده اند توجه کنند.

ایکاش کمی تحقیق میکردم و از روی تقلید و کورکورانه به این کار مهم دست نمیزدم، پشیمانم پشیمان.

یا حضرت مجذوبعلیشاه مرا به بزرگی و مهربانی وجود پربرکت خویش ببخش.آمین.

یکی از فقرای گنابادیه

 

 نظرات طرح شده در این یادداشت الزاماً بازتاب دیدگاه اینفوصوفی نیست.