توطئه و برنامه ریزی علیه تصوف با نشر و توزیع گسترده خزعبلات

۳۸

در حالیکه بزرگان عرفان و تصوف همواره جز مفاخر ایران بشمار می رفته اند؛ و عرفا و شعرای برجسته و بزرگی از میان آنها در سطوح بین المللی الهام بخش صلح و دوستی و انسانیت بوده اند جریانی خزنده در داخل کشور بشدت تلاش می کند تا از یکسو با نفوذ عناصر خود در میان جریانهای صوفیانه و یا تبدیل مهره هایی از میان صوفی نماها به افراد خودفروخته و مزدور که از آنها با عنوان موریانه های فقری نام برده می شود جریان اصیل تصوف را به انحراف بکشاند و از آن به عنوان ابزاری حکومتی بهره مند گردد. از اینرو در دهه های اخیر دو دیدگاه در میان برنامه چینان و توطئه پردازان نسبت به جریان صوفیانه در ایران وجود داشته :

یک – از بین بردن کلیه جریاهای صوفیانه در ایران (سرکوب جریانات اصیل صوفیانه در ایران)

دو – تبدیل این جریانها به ابزار حکومتی برای بهره برداری به نفع حکومت (تصوف حکومتی)

از اینرو عده ای در میان گردانهای سایبری بسیج و سپاه به عنوان افسر جنگ نرم بنا بر توصیه های اکید رهبر جمهوری اعدامی وارد این عرصه شده و دست به مقاله نویسی و انتشار کتاب علیه تصوف و بزرگان صوفیه می زنند و در این راه از زدن هیچ برچسب و دروغی دریغ نمی کنند.

نمونه اخیر آن انتشار کتابی با عنوان «ابزار فریبکاری صوفیان» می توان نام برد که توسط شخصی مجهول الهویه بنام سیدملک محمد مرعشی نوشته شده است.

پایگاه خبری – تحلیلی اینفوصوفی 

پایگاه اداره فرق و ادیان حوزه زاهدان که یکی از جریانهای فعال در ضدیت با تصوف و عرفان اسلامی در معرفی این کتاب آورده است : 

کتاب حاضر با قلم سید ملک محمد مرعشی در خصوص نمایان ساختن چهره باطل فرقه های صوفیه به نگارش در آمده و سعی نموده فریب کاری های آنان را برای عموم جامعه بیان کند تا افراد در دام فرقه های صوفیه گرفتار نشوند.

نویسنده در ابتداء، صوفی گری را مورد بازبینی دقیق قرار داده و انگیزه صوفی گری را تحریف اسلام می داند و با ذکر دو نمونه از انحراف بین مسلمانان، نظیر غالی گری و فرقه سازی، عنوان می کند که: وقتی پیامبر (ص) یا امام (ع)، خدا بشود، امثال معاویه هم می توانند امام شوند یا در مورد فرقه سازی می نویسد: افرادی با نفوذ در دستگاه اموی و عباسی وقتی نتوانستند به اهداف خود برسند و شکست خوردند، عاقبت، فرقه زیدیه و اسماعیلیه را به وجود آوردند و برای دو فرزند برومند دو امام، مقام امامت قائل شدند که در حقیقت برای مقابله با اسلام مورد نظر اهل بیت علیه السلام بنا شدند.

نویسنده در بخش دیگری از کتاب، منصب داران تصوف مثل فرقه های نعمهاللهیه کوثریه، نعمهاللهیه مونسیّه، شاذلیّه درقاویه، خاکساریه، ذهبیّه، اویسیّه، صفی علیشاهی، مسلک الهی و گنابادیان را مورد بررسی قرار داده است.

در قسمت دیگری از کتاب، نگارنده آورده است که اهل تصوف ادعای صوفی گری خود را به علمای طراز اول شیعه نسبت داده اند، بدون اینکه برای ادعای خود دلیلی ارائه دهند از مجموع این مبحث این چنین بر می آید که اهل تصوف، فقط از الفاظ صوفی و تصوف در کلام این بزرگواران سوء استفاده کرده و صرفاً آورده شدن لفظ «صوفی»، در اشعار یا گفته هایشان را دلیل اثبات صوفی گری ذکر کرده اند.

در قسمتی از این کتاب با اشاره به استشهاد برخی سران صوفیه به سخنان امام راحل در اثبات صوفیه آورده است و رد آن: مراجع عظام تقلید کنونی که از شاگردان امام(ره) بودند، تأیید می کنند که حضرت امام راحل، احادیث تأییدکننده تصوف را رد کرده اند و در حقیقت احادیث ذمّ صوفیه را پذیرفته اند.

علاوه بر این حضرت امام راحل هم مثل دیگران به هنگام گفتن یا نوشتن، از الفاظ رایج استفاده می کردند و این نشانه تأیید آن اسم نیست، آیا قرآن که از انجیل و تورات نام می برد به معنای تأیید انجیل و تورات فعلی است؟

در بخش پایانی کتاب، نویسنده با طرح این سؤال که چرا نویسندگان غیر مسلمان با صوفیان هماهنگی دارند و در طرفداری از این گروه، موضع گیری آشکاری می کنند نظرات مستشرقان را مورد کنکاش قرار می دهد و ادله آنها را رد می کند.

این کتاب توسط انتشارات نشر راه نیکان در سال ۱۳۸۹ در۳۳۱ صفحه چاپ شده است.