درسهایی اعجاب آمیز از آموزه های قرآن مجید

452
  • داستان ابراهیم خلیل الله

إِذِ ابْتَلی‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ (سوره بقره – آیه ۱۲۴ )

جایگاه حضرت ابراهیم بعنوان نبی الله

دو طرفه بودن رابطه : تعلیم و تربیت / ارادت / صدر و ذیل / مراد و مرید / معلم و متعلم

اگر عالمی دارای علم باشد و شاگرد داشته باشد تنها عالِم محسوب میشود ولی معلم نیست مگر آنکه شاگرد (متعلم و تلمیذ) داشته باشد.

خداوند در به حضرت ابراهیم فرمود : شما برای مردم می توانید «امام» و «هدایت کننده» باشید ؛ سوره رعد ، آیه ۷ :  لِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ

آنوقت حضرت ابراهیم این سؤال را مطرح فرمودند : قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی ، «یعنی سلاله من»؟ یعنی نسلهایی که از من در وجود می آیند هم آیا مشمول این اصل می شوند که آنها هم چون از نسل من هستند ، فقط به دلیل اینکه از نسل من هستند این موهبت را به ارث ببرند ؟ آیه قرآن صریح جواب می دهد : « لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ » (نه ، این خصوصیت مربوط به کسی می شود که به کمال رسیده باشد و رسیدن به کمال مستلزم طی مراحل و منازل است، این به ارث به کسی نمی رسد، موروثی نیست، مستلزم زحمت است، مستلزم ورزش است.)

پیغمبر و پیغمبرزاده / مولا و مولازاده

  • داستان آدم صفی الله

پیغمبر و پیغمبرزاده / مولا و مولازاده

سوره مائده آیات ۲۷ تا ٣۱ :

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قالَ إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقینَ (۲۷) لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنی‏ ما أَنَا بِباسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمینَ(۲۸) إِنِّی أُریدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمی‏ وَ إِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ وَ ذلِکَ جَزاءُ الظَّالِمینَ(۲۹)فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرینَ(٣۰)فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُواری سَوْأَهَ أَخیهِ قالَ یا وَیْلَتی‏ أَ عَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هذَا الْغُرابِ فَأُوارِیَ سَوْأَهَ أَخی‏ فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمینَ(٣۱)

حضرت آدم مولا و ابوالبشر است ؛ آدمی که مولی الموالی بوده است. حضرت آدم بر اساس متون الهی و آسمانی نخستین مولا بوده است. بر اساس قران در آیه (۲۷) می فرماید : بیان کن برای مردم ، خبر دو فرزند آدم را از روی حقیقت. وقتی هر دو مولازاده هدیه و فدیه آوردند. از یکی از مولازاده ها پذیرفته شد و از دیگر مولازاده پذیرفته نشد.

هابیل و قابیل ، هابیل یک مولازاده مقبول بود و قابیل یک مولازاده مطرود بود. ولی هر دو مولازاده بودند. قرآن اینجوری شروع می کند.

  • داستان نوح نبی

نوح نبی ناجی بشریت از طوفان است؛ پسر نوح نبی پیغمبرزاده است ، پیغمبری که

سورۀ هود ، آیۀ ۴۱ تا ۴٣

وَ قالَ ارْکَبُوا فیها بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها إِنَّ رَبِّی لَغَفُورٌ رَحیمٌ(۴۱)وَ هِیَ تَجْری بِهِمْ فی‏ مَوْجٍ کَالْجِبالِ وَ نادی‏ نُوحٌ ابْنَهُ وَ کانَ فی‏ مَعْزِلٍ یا بُنَیَّ ارْکَبْ مَعَنا وَ لا تَکُنْ مَعَ الْکافِرینَ(۴۲)قالَ سَآوی إِلی‏ جَبَلٍ یَعْصِمُنی‏ مِنَ الْماءِ قالَ لا عاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلاَّ مَنْ رَحِمَ وَ حالَ بَیْنَهُمَا الْمَوْجُ فَکانَ مِنَ الْمُغْرَقینَ (۴٣

نوح نبی به خداوند عرض کرد : «شما گفتید من اهلت را نجات می دهم! این فرزندم بود، یعنی پیغمبرزاده بود یعنی مولازاده بود، یعنی چطور هلاک شد؟ چطور غرق شد؟ چطور افتاد به ورطه گرداب ؟ نه فقط خودش کسانیکه بعنوان پیغمبرزاده دنبال او را گرفته بودند و می گفتند او درست می گوید آنها هم رفتند افتادند در گرداب و غرق شدند.»

سورۀ هود ، آیۀ ۴۶

قالَ یا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْجاهِلینَ (۴۶)

او اهل تو نبود ، او اهلیت با تو بودن را نداشت؛ اهلیت به ارث نمی رسد ، کسبی است ، باید برای آن زحمت کشید. نوح خودش ناجی و منجی است ، جهان زنده را از نابودی نجات میدهند؛ اما انهایی نجات پیدا می کنند که گوش به حرف نوح می دهند ، که پا در راه نوح می گذارند دنبال مولا را می گیرند آن عده ای که می گویند این آقا مولا است و این آقا مولازاده است و ما دنبال این (مولازاده) را می گیریم ، چه فرقی می کند!

فرق می کند! قرآن می فرماید : « إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ » ، لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ (سوره بقره – آیه ۱۲۴ ) اینجا معنی پیدا می کند.

در قرآن برای جلوگیری از شبهه و اشتباه و خطا مثالهای اینچنینی بسیار است.

«پیغمبرزادگی» یک منصب نیست!

الآن یک اصطلاحی در ایران رایج شده با عنوان «آقازاده» یا «ژنِ خوب» ؛ بر اساس قرآن مجید حتی «پیغمبرزادگی» هم معنی و مفهوم ندارد.

سورۀ هود ، آیۀ ۴٣ : وَ حالَ بَیْنَهُمَا الْمَوْجُ فَکانَ مِنَ الْمُغْرَقینَ

موجی میانشان حایل شده بود و وقتی فرونشست فرزند نوح در ورطه هلاک غرق شده بود.

مولانا می گوید :

کاشکی او آشنا ناموختی

تا طمع در نوح و کشتی دوختی

فرزند نوح شنا بلد بود و گفت من احتیاج به کشتی ندارم ، فرزند نوح خطا کرد ولی طُعونش را هم خودش پس داد، اما خطای بالاتر را آن کسانی مرتکب شدند که دنبال او افتادند و گفتند این آقازاده است ، این پیغمبرزاده است ، این فرزند ولی زمان است، این مولازاده است ، هر کاری او می کند ما همان را دنبال می کنیم؛ آنوقت آنها هم غرق شدند. خیلی ها غرق شدند ، عده کمی نجات پیدا کردند ، آنهایی نجات پیدا کردند که به نوح گوش فرادادند.

  • داستان یعقوب و فرزندانش

حضرت یعقوب دوازده پسر داشت؛  یعنی دوازده فرد در زمان یعقوب زندگی می کنند که «پیغمبرزاده» هستند. امّا اگر هر فردی بیاید و از این دوازده نفر ، از ده نفرشان بخواهد پیروی کند به اعتبار اینکه اینها ، پیغمبرزاده هستند سر از وادی گمراهی در می آورد ولی پیغمبرزاده اند.

« وَ مِنْ ذُرِّیَّتی » (سوره بقره – آیه ۱۲۴ ) حضرت ابراهیم این سؤال را مطرح کرد : یعنی نسلهایی که از من در وجود می آیند فقط به دلیل اینکه از نسل من هستند، این موهبت را به ارث ببرند؟!

لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ (سوره بقره – آیه ۱۲۴ )  : نه! لا یعنی نه . قرآن بی دلیل این مثالها را نقل نمی کند. منصب سازی و مقام سازی نکنیم. خاصّه در امور الهی.

امور الهی اموری نیست که هر کسی بتواند سرخود و خودجوش در آن وارد شود و نظر دهد. اجازه می خواهد ، اگر اجازه نباشد!

سنایی می فرماید :

عالمت غافلست و تو غافل

خفته را خفته کی کند بیدار

علم کز تو ترا بنستاند

جهل از آن علم به بود صدبار

چو علم آموختی از حرص آن گه ترس کاندر شب

چو دزدی با چراغ آید گزیده‌تر برد کالا

مکن در جسم و جان منزل، که این دونست و آن والا

قدم زین هر دو بیرون نه ، نه آنجا باش و نه اینجا