محمداسماعیل صلاحی؛ دستخط بندگان حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده در شأن و منزلت دکتر سیدمصطفی آزمایش

159

آقای دکتر آزمایش از ذخایر ادبی ،عرفانی و معنوی ایرانیها هستند. خدمتشان در راه عرفان و مبارزه با جهل (تبعا با جاهل ) موردعلاقه و تأییداست (دکترنورعلی تابنده )

محل امضامبارک

هو
١٢١

آفتاب آمد دلیل آفتاب

گر دلیلت باید از وی رو متاب

 امروز بشارتی برای پیروان حق و حقیقت رونمایی شد و آن دستخط أنجم نقط مولانا المعظم و سیدنا الاعظم بندگان حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مدظله العالی است که در شأن و منزلت برادر عزیزم دانشمند فرزانه و فرهیخته یگانه ماذون عظیم الشأن سلسله جلیله گنابادی آقای دکتر سیدمصطفی آزمایش حفظه الله تعالی شرف صدوریافته و مرا به یاد آن جمله تاریخی حضرت آقا در باب آقای دکتر آزمایش انداخت که فرمودند :

“من از دکتر آزمایش توقع افلاطون و سقراط بودن رادارم اگرچه کمتر از آن دو نیستند”

جملات اخیری که از آنحضرت در باب دکتر آزمایش صادر گردیده نیز افاده همین معنا را مینماید با این وصف که حضرت آقا در این متن کوتاه که مصداق  خیرالکلام ما قل و دل و از إطناب ممل و ایجاز مخل عاری است حق مطلب را بیان فرموده و دکتر آزمایش را مایه فخر ایران و ایرانی وأفلاطون و سقراط ایران شمرده و او را به جامعه درویشی منحصر ندانسته اند. بلکه فخر ادب ، عرفان و تشیع برشمرده و با این نحوه بیان میتوان دکتر آزمایش را گلی زیبا و خوشبوی از گلستان درویشی دانست که در مکتب فقر نعمه اللهی پرورش یافته و به جامعه ایرانی از طرف بزرگ زمان تقدیم گردیده است و بر جامعه ایرانی خصوصا فقراست که صحبت این گل بوستان ولایت را مغتنم شمرده، استفاده واستفاضه نمایند؛

گل عزیزاست غنیمت شمریدش صحبت

که به باغ آمد از اینراه و ازان خواهد شد

از طرف دیگر سخن پیر زمان که مصداق بارز «کلام الملوک ملوک الکلام» است صف حق را از باطل جدا ساخته و جهل و خرافه را در تقابل با این گل بوستان عرفان معرفی فرموده اند لذا دشمنی با دکتر آزمایش و تلاش برای تخریب او جز از جهل و عناد و اعتساف نیست و اینجا دیگر جهاد جنود عقل با نفس و جهل است که حجت را بر همگان تمام میکند دو سپاه در تقابل با یکدیگر قرار دارند جنود عقل با جنودجهل و خرافه و به فرموده مولی هر که با او نیست لاجرم در صف جهل قرار میگیرد.

قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّهُ الْبَالِغَهُ ۖ فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاکُمْ أَجْمَعِینَ

سوره انعام – آیه ۱۴۹

در اینجا ظهور یافت و قلم از شرح آن عنان درکشید.  جف القلم بالفراغ من کتابه ماهو کائن فی حقه.

٢٢مهرماه ١٣٩٧-محمداسمعیل صلاحی