خطابه ای به محمداسماعیل صلاحی متمرد

172

اخیرا  مشاهده میشود که آقای محمداسماعیل صلاحی با انتشار چندفایل صوتی وچند سطر مطلب درارتباط با این فایلها به ابراز علنی تمرد نسبت به فرمان مطاع قطب بزرگوار سلسله گنابادی حضرت آقای مجذوبعلیشاه پرداخته و سرسختانه بر تمردعلنی و عریان خود اصرار و ابرام میورزد.

به این معنی که پس از انتشار فرمایش صوتی یک دقیقه ای از حضرت آقای مجذوبعلیشاه قطب جلیل القدر و عظیم الشان سلسله گنابادی که  در آن برای چندمین بار به صراحت جناب آقای مهندس سیدعلیرضاجذبی ثابتعلیشاه را به جانشینی بیچون و چرای خودمعرفی فرمودند، محمداسماعیل صلاحی به انتشار یک فایل صوتی از گفتگوی تلفنی خودش در سال قبل با جناب آقای جذبی مبادرت کرد که در آن قریب به این مضمون میگوید:

“اگر قرار باشد که شما قطب سلسله بشوید،  اگر این واقعا اراده واقعی حضرت آقا باشد، نتیجه این میشود که این سلسله(نعمت اللهیه گنابادی) تا به (حضرت)”آدم”  باطله. یعنی این که شما نمیتوانید جانشین پیغمبر باشید… اصلا صلاحیت این کار را ندارید… پس بکشید کنار… شما فرمان مجعول از حضرت آقا گرفته اید…

علاوه بر این حرمت شکنی و بی ادبی بیسابقه، محمداسماعیل صلاحی  در صفحه های اینستاگرامی مختلف الاسم خودش (مانند “مرید انسان کامل”)  مدعی شده که فرمایش حضرت آقای مجذوبعلیشاه درباره جانشینی جناب آقای جذبی در مصاحبه با آقای مسعود رخشان  مدیرمسئول خبرگزاری مهرتابنده مورخ مهرماه 1398 اعتبار ندارد چون تقطیع و دستکاری شده است (… کسانی قصددارند با سندسازی و تقطیع سخنان حضرت آقا برای آقای جذبی مقام و منزلت جعلی بسازندواورا به عنوان جانشنین حضرت آقا به جامعه فقری تحمیل کنند…).

محمداسماعیل صلاحی در بخش “کامنت” بعضی از صفحه های اینستاگرامی ( مانند علی مقدم) در زیر فایل صوتی اخیر حضرت آقا مورخ مهرماه 1398 تلویحاً با بی ادبی هرچه تمامتر حضرت آقا را متهم به نسیان و آلزایمر و تناقض گویی مینماید و گستاخانه مینویسد:

“من به وظیفه الهی خودم عمل میکنم و با تقطیع و تلفیق یک فایل صوتی هرگز فریب نخواهم خورد. فصل الخطاب، مصاحبه سیزدهم تیرماه امسال حضرت آقا است. حضرت آقا که العیاذ بالله مانند شماها نیستند که سخنان ضد و نقیض بفرمایند. دچار نسیان و آلزایمر هم نشده اند که سخن سیزده تیرماه خود را فراموش کنند و ضد آن فرمایشی بفرمایند.”

به این ترتیب، محل تردید نیست که آقای محمداسماعیل صلاحی از روی عمد و قصد مصمم است تمرد خود رانسبت به فرمان بیچون و چرای قطب سلسله با طرح برنامه ریزی شده بهانه های مختلف، به اطلاع عمومی برساند، و در ایمان سایرین نسبت به صحت اعتبار سلسله علویه رضویه معروفیه نعمت اللهیه سلطانعلیشاهیه گنابادی خلل و خدشه وارد آورد.  امید است که هرچه زودتر به خود آمده و شبح شیطان را از سرِ روح و جان خود دفع نموده و دست از این همه فتنه گری بردارد و دستور العمل قرآنی را به کار بندد:

” یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحًا ”

(سوره التحریم/ آیه8)

 یعنی از هر آنچه گفته و منتشر کرده توبه کند.

خطابه 

ای که از دغدغه ء علم و عمل آزادی

فتنه میجویی و از فعل شنیعت شادی

عده ای عاشق مطلوب عزیزند، ولی

زمره ای بوالهوسانند و تو زآن افرادی

تو سبک مغزِ فرودست ز بس بیخرَدی

نسبت زشت به اصحاب طریقت دادی

پرسجو کن زخودت کز چه سبب هر شب و روز

با بزرگان پی بیدادی و در فریادی

رفتنت پیش “خلیفه” به خطا بود و خلاف

چون به هرثانیه، در صُنعِ دو صد ایرادی

دعوی فقر و فنا از چه کنی ای کذّاب

ای که در برجِ فَلَک کژدمِ عقرب زادی

ماه آبان به تو زیبنده تر از مرداد است

اشتباهِ فلکی شد که تو از مردادی

به قَدَر طعنه مزن خلقت معیوبت را

چه کند چرخ؟ تو خود کودکِ بد میلادی

هرکسی خُلقی و خَلقی به تفاوت دارد

تو نه از مصر و نه از روم و نه از بغدادی

طفل، در معبر ایام، تحول یابد

تو به بن بستِ همان تنگهء کج بنیادی

روح یزدان زتو بگریخت زبس شیطنتت

بیگمان در صفِ إفساد، مَهین إمدادی

نسبت حُمق و جنون برتو نمیباید داد

تو خود از روح شیاطین پی استمدادی

خلعتِ فقر نه در خوردِ چو تو “شاگرد”ی است

ای که در مدرسه بی ادبی استادی

ای که از فقر، فقیری، ادب آموز کمی

مشو با شِرذمه در شعبده و شیادی

دعویت سست و طنین سخنت گوشخراش

طبل توخالی و انبان سراسر بادی