آشنایی با طرایق پرسایی در مغرب زمین؛ قسمت اول

طریقتهای ولایی در مغرب زمین

۱۶۵

 الف- طریقت “صدفیه”

ابتدای سخن

در سالهای آخر قرن اول پیش از میلاد یک زن و شوهر یکتاپرست به نام “زبدی و سالومه” دو فرزند پسر داشتند که اولی “یعقوب” و دومی “یوحنا ” نام داشت.

این دونفر در انتظار ظهور منجی موعود منتظر و مسیح زمان بودند تا آن که فردای رحلت زکریای نبی، حضرت یحیای تعمیددهنده در روز تجدید تعمید موحدان صابئی، بامشاهده کبوتری سفید که بالای سر عیسی فرزند مریم در هوا چرخ میزد به عموم تعمیدشوندگان اعلام داشت که آن منجی موعودکه همه منتظرظهور او بوده اند همین عیسا فرزند مریم عذرا است.

به دنبال آن عده ای نزدعیسی رفته و بااو پیمان بستند. برگزیدگان این گروه گروندگان، دوازده تن بودند که درزبان آرامی حواری خوانده میشوند که به معنی رفیق طریق و دوست یگانه و یاربرگزیده است. دوبرادرمسبوق الذکر یعقوب ویوحنا نیز دونفر ازاین دوازده نفربودند.

در انجیل متی  باب ۱۰، لوقا  باب ۶ و انجیل مرقس باب ۳ نام‌های حواریون چنین ذکر شده‌است:

۱. شمعون پطرس 
۲. اندریاس، برادر پطرس
۳. یعقوب پسر زبدی معروف به یعقوب بزرگتر
۴. یوحنا برادر یعقوب بن زبدی
۵. فیلیپ
۶. برتولما 
۷. توما 
۸. متی 
۹. یعقوب پسر حلفا 
۱۰. لبی معروف به تادئوس (که در روم  ، در کلیسای سن پیترو در کشور واتیکان مدفون است)
۱۱. شمعون قانوی یا شمعون غیور  
۱۲. یهودا اسخریوطی

ابوالفرج جوزی در المدهش نام حواریون را بشرح زیر آورده است:

۱-شمعون الصفا

۲-شمعون القنانی

۳-یعقوب بن زندی

۴-یعقوب بن حلقی

۵-قولوس(فیلیفوس)

۶-مارقوس

۷-یوحنا

۸-لوقا

۹-توما

۱۰-اندرواس

۱۱-برثملا

۱۲-متی

بعضی از این نامها با نامهای که مسیحیان آورده اند مطابقت ندارد.

حواریون مسئولیت ابلاغ بشارت عیسی را به دیگر اقوام بنی اسرائیل پذیرفتند و مسیح بودن عیسی و بر حق بودن وی را تصدیق کردند و پس از زنده شدنِ دوباره و عروج عیسی به آسمان، طبق دستور او به سوی اقوام بنی اسرائیل در دیگر نقاط عالم پراکنده شدند و به ابلاغ بشارت(انجیل) او پرداختند.

بر اساس متن «انجیلهای اربعه کانونیک» یهودا اسخریوطی، که از حواری‌ها به شمار می‌رفت، خائن بود و عیسی مسیح را به سربازان رومی تسلیم نمود و از گروهِ حواریون مردود و مستحق لعن ابدی شد. «متیاس» جای وی را گرفت.

تفاوت مُرسِل (حواری) و رسول (پیغمبر)

حواری در زبان یونانی “اپوستل” خوانده میشود که در متون اوانجلیک فارسی به “رسول” و در واژگان قرآنی به “مرسل” ترجمه شده است.

وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْیَهِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ ﴿۱۳﴾

سوره یس

مرسل یا حواری یا اپوستل، رسول یا نبی یا پیغمبر نیستند اما از طرف پیغمبر به ماموریتهایی انتخاب میشوند.

به دیگر بیان نبی یا رسول مستقیما توسط جبرئیل برگزیده میشود، سپس همان نبی یا رسول از میان یاران برگزیده خود نمایندگانی را به ماموریتی تعیین میفرماید و به آنها فرمانی میدهد و این افراد، “مرسل” یا “اپوستل” خوانده میشوند.

به این دلیل نیز در زبانهای لاتین یوحنای مرسل، “ژان اپوستل” و یعقوب “ژاکوب اپوستل” خوانده میشدند.

اما ژاکوب یا یعقوب حواری به تدریج در فرهنگ نصرانی غرب نامهای مختلفی یافت مانند سنت جیمز، سنت دیاگو، “سن ژاک دوکمپستل” و غیره.

عیسی در زمان خود به هریک از حواریونش نسخه ای از آموزشهایش را زیر عنوان “انجیل” و “نفس شفابخش” تلقین و اهداء میفرمود و آنها را به نواحی گوناگون دنیامیفرستاد تا پیام او را انتقال دهند.

یوحنای قدیس همراه با مریم مقدس و مریم مجدلیه همراه عیسی به ناحیه ای به نام کاپادوسیه رفته و در آنجا استقراریافتند و صومعه کوچکی به نام “زنجان” درآنجا موجود است.

یوحنای حواری تا حوالی سالهای نود میلادی در قید حیات بود و در همان سالها دست به تدوین انجیل خود زد.

ظهور مجدد یعقوب حواری

یعقوب حواری از طرف عیسی بن مریم مامور به انجام امور مهمه بسیاری شد و بنابه قول معروف تا سال چهل و چهار میلادی به تعلیم و تربیت سلاک مشغول بود.

اما از آن پس دیگر همه نسبت به او بی اطلاع ماندند. بنا به نوشته ویکی پدیا یعقوب حواری در میان اقوام مختلف نامهای متفاوتی دارد: مثلا سن ژاک (بزبان فرانسوی) ، سنت جیمز (بزبان انگلیسی) ، سن دیاگو به زبان اسپانیایی … .

چند قرن بعد از غیبت یعقوب حواری، شبی از شبهای سال در ناحیه ای واقع در مرز میان اسپانیا و پرتقال اتفاق عجیبی رخ داد.

در ابتدا باید دانست که در آن نقطه جغرافیایی خاص واقع در مرز پرتقال و اسپانیا جنگلهای انبوهی وجودداشت و در دل این جنگلها باطن گرایان بسیاری زندگی میکردند و به سبک راهبان هندی، علمدار رهبانیت نصرانی بودند و شب و روز خود را به مراقبه و یاد خدا سپری میکردند و در انتظار ارتقا به درجه ای بودند که موفق به زیارت معشوق اعلی در اقلیم هشتم با عبور از تونل زمان بگردند.

قضیه از این قرار بود که یکی از راهبانی که در آن جنگلها سرگرم سپری کردن دوران طولانی مراقبه عمیق بود، دریک نیمه شب مشاهده کرد که شیئی نورانی از دل آسمان به سمت نقطه ای در میان درختان انبوه جنگلهای آن منطقه در حال فرود آمدن است.

راهب مزبور از جابرخاست و به ناحیه فرود شیء مزبور روانه شد.

در آنجا اتفاقات مختلفی به وقوع پیوست از جمله آن که آن راهب در آنجا با فردی غریبه و ناآشنا روبرو شد و سپس دریافت که او همان یعقوب حواری میباشد که بعداز چندین قرن مراجعت کرده است.

یعقوب حواری توسط آن راهب به راهبان آن نواحی معرفی شد و همه به جانب او روی آوردندو هدایت یافتند.

تا آن که این یعقوب از دنیا رفت و استخوانهای او را درهمان جنگل و در همان نقطه که از آسمان آمده بود به خاک سپردند و بعدا بنایی درآنجا برپا کردند که در گذار زمان برعظمت آن افزوده شد و تبدیل به یکی از سه قبله مسیحیت در کنار اورشلیم و کلیسای رم ، معروف به کاتدرال سن دیاگو گردید.

بنا بنوشته ویکی پدیا کلیسای سانتیاگو دِ کامپوستِلا محل دفن یعقوب حواری (سنت جیمز) است که در زبان اسپانیایی به آن فقط “سانتیاگو” می گویند.

محل تولد در جوده یا اورشلیم در عصر میلاد در زمانی که امپراتوری رم آن ناحیه را اشغال کرده بود.

در همان اورشلیم در سال ۴۴ میلادی فوت کرد. کاتدرال سن جیمز یا سن گالیسیا در اورشلیم و کاتدرال ساندیاگو در اسپانیا متعلق به او هستند.

سن دیاگو یا همان حواری عیسی که یعقوب نام داشت، زاهدی گوشه گیر نبود بلکه پرسایی بود که پرسه میزد و به همه جا سرمیکشید و دست شفا و رحمت مسیحایی را بر سر مستمندان و بیچارگان و ستمدیدگان دراز میکرد.

فیض روح القدس ار باز مدد فرماید

دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد

پس از آن، روش پرسایی از یعقوب حواری معروف به سن دیاگو در مغرب زمین انتشار وسیعی پیداکرد.

حتی امروزه هم سالکان بسیاری هستند که از راه های مختلف در فرانسه و ایتالیا و سوئیس و سایر نقاط اروپا در مسیرهای مشخصی حرکت میکنند و با پای پیاده به جانب کاتدرال سندیاگو در اسپانیا سفر طولانی و درازمدتی را آغاز کرده و به انتها میرسانند.

راه های سن ژاک

قاعده چنان است که در این مسیرهای مشخص که به راههای سن ژاک معروفند، در هر بیست کیلومتر یک مسافرخانه قراردارد و سالکان با حرکت از یک مسافرخانه در مسیر خود پیش میروند و بیست کیلومتر بعد به مسافرخانه بعدی میرسند و اوقاتی را در آنجا میگذرانند و تجدید قوا میکنند و خستگی درمیکنند و سپس به ادامه مسیرخود قدم درراه میگذارند.

این سالکان هریک پاسپورت مخصوصی هم دارند که در هر منزل که توقف میکنند مهری بر آن زده میشود. همینطور بیست کیلومتر به بیست کیلومترو منزل به منزل میروند تا به سرمنزل مقصود یعنی کاتدرال سن دیاگو میرسند و در آنجا با ارائه پاسپورت خود، یک گواهینامه سلوک آفاقی دریافت مینمایند.

وسیله سفر این سالکان یک قمقمه آب و یک عصا و یک کلاه است. این همان وسایل سیر و پرسه ای است که سن ژاک دو کمپستل در اختیار داشت.

او جز به پرسه و سیر و سفر نمی اندیشید.

سفر از این منزل به آن منزل و مهرکردن پاسپورت، یعنی استامپ زدن بر روی تمبر، بعدها تبدیل به واژه پست گردید و نامه رسانها (پستچیها) نامه ای را که به مقصد میرساندند، مهر تایید برآن میزدند و امروز واژه پست جهانی ترین واژه محسوب میشود و از سنت سن ژاک دوکمپستل اتخاذ شده است.

واژه پستچی در زبان فارسی “برید” میباشد.

اما نقطه آغاز مسافرت پرسایی از فرانسه به سن دیاگو در اسپانیا نقطه ای است در حاشیه رودخانه سن در ناحیه معروف به “له هال” و در آنجا در سالهای ۱۵۰۰  فرانسوای اول یک کاتدرال بزرگ به نام سن ژاک برپا نمود.

Tour St-Jacques

سالکان از این نقطه آغاز به حرکت نموده به جانب سن دیاگو در اسپانیا میرفتند.

بعد از انقلاب کبیر فرانسه این کاندرال عظیم کاملا تخریب و برچیده گشت.

تنها یک برج بسیار رفیع از آن باقی ماند که هم اکنون نیز پابرجاست و به برج سن ژاک معروف است.

ارتفاع این برج ۵۲ متر است و بر بالای آن تندیس چهار جانور به عنوان نشانه چهار حواری صاحب انجیل کانونیک برسمیت شناخته شده یعنی لوقا و مرقس و یوحنا و متی قرادارد و درعین حال یک تندیس از سن ژاک با کلاه و قامت ایستاده و عصایی دردست بچشم میخورد.

صدف برکلاه سن ژاک و شهرکُنش و اسرار دُرّ سازی

این برج در میان یک باغچه قراردارد و در وسط آن مجسمه ای از بلز پاسکال قرارداده شده است.

مجسمه ای از بلز پاسکال در وسط برج سن ژاک در پاریس در حاشیه رود سِن
مجسمه ای از بلز پاسکال در وسط برج سن ژاک در پاریس در حاشیه رود سِن

یعنی نقطه آغاز سفر به سان دیاگو در اسپانیا از پاریس، برج سن ژاک است که در دل آن مجسمه بلزپاسکال حکیم نامدار فرانسوی قرار دارد.

دلیل این امر آن است که بلز پاسکال تجربه معنوی عجیبی داشت که در اثنای حادثه ای مرگ را تجربه کرد و دوباره به زندگی بازگشت و مکاشفاتی پیدا کرد که از آن به “شب آتش” تعبیر میکند.

از او وصیتنامه ای دوخته شده در آستر لباس ژنده اش بجا مانده که در آن اعترافنامه ای تنظیم شده در باره خداوند.

خدایی که خدای فلاسفه نیست، بلکه خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب است.

اما به نظر میرسد که از نظر پاسکال، یعقوب فقط پدر یوسف نبی نبوده، بلکه رشته ای بوده که به یعقوب حواری یعنی سن ژاک میرسیده است.

بلزپاسکال در همان سالهای ۱۵۰۰ یعنی تاریخ بنای همان کاتدرال سن ژاک چشم به جهان گشوده و آن تجربه عظیم موت و حیات مجدد را به دست آورده و از دروازه تجربه موت موقت به ملکوت الهی و اقلیم هشتم گذارکرده بود. او به یعقوب و رشته یعقوب اتصال داشت.

طریقت صدفیه و سلسله یعقوبیه

برکلاهی که بر سر تندیس سن ژاک دوکمسپتل در برج سن ژاک در قلب شهرپاریس برپاست نقش صدفی حک شده است.

در حقیقت این صدف نماد شخصیت سن ژاگ یا یعقوب حواری است و اصولا به نوع خاصی از حلزونهای آبی، صدف سن ژاک دو کمپستل میگویند.

در حقیقت سالک مکتب سلوک تن وروان مانند یک حلزون است که دردرون فضای صدف خود، از هیچ، مرواریدی یتیم و گرانبها میسازد.

همان مرواریدی که حافظ درباره آن گفته است:

گوهری کزصدف کون و مکان بیرون است

طلب از گمشدگان لب دریا میکرد

یعقوب حواری تجسم همین صدف مروارید ساز میباشد.

راه و مسیر سفر به کاتدرال سن ژاک در فرانسه به شهری در شمال فرانسه اتصال دارد که کُنش نام دارد و کُنش به معنی صدف است و پرچم این شهر نیز سه صدف سن ژاک دوکمپستل است.

این شهر دارای نقاط اسرارآمیز از جمله کلیسایی میباشد که شیشه های آن با تصاویرخاصی درهمان سالهای ۱۵۵۰ تزئین یافته و شرح احوال زندگی عیسی مسیح از قبل از تولد تا تعمید و ماموریت و هدایت میباشد.

این رشته و طریقت متصل به سن ژاک که طریقت صدفیه از سلسله یعقوبیه است نشان و نماد و علامتش یک صدف با دوعصای راهپیمایی است که سالکان در دست میگیرند و گام به گام سلوک آفاقی میکنند و همزمان در صدف سینهء انفسِ آنان نیز مرورایدی متعین میگردد.

اما یحیاعلیه السلام فرزند زکریا میراث دار همان ودیعه الهی بود که از طریق یعقوب به میراث داران باطنی او انتقال یافته بود و نباید از یادبرد که در دهم اوت ۱۵۱۹  کره زمین توسط دریانوردان دورزده شد و مسافران از طریق آبهای اقیانوسها از این نقطه رفتند و به همان نقطه با گردش به دورزمین مراجعت نمودند و این اتفاقات همه در اوایل سده شانزده میلای بوقوع پیروست.

در قرآن نیز به میراث یعقوبیه اشاره کرده و از زبان زکریا میفرماید:

وَإِنِّی خِفْتُ الْمَوَالِیَ مِنْ وَرَائِی وَکَانَتِ امْرَأَتِی عَاقِرًا فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا ﴿۵﴾
یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا ﴿۶﴾ 
سوره مریم
 و او یحیای تعمیددهنده بود و او مسیح را معرفی کرد و عیسا مسیح حواریونی داشت که از جمله آنها یعقوب حواری بود و او سالک راهب مرواریدسازی بود که یکبار عروج و باردیگر رجوع کرده و سنت پرسایی را در مغرب زمین انتشار داد و “طریقت صدفیه” – (اُردر دُ کُنش) را در بسیاری از سرزمینهای مغرب زمین انتشار بخشید.
در واقع وصیتنامه بلزپاسکال عارف نیز هدایت جستجوگران به سلوک در مسالک یعقوبیه و اتصال به رشته مرسلان میباشد.
در سال ۱۹۶۵ میلادی(۵۵ سال قبل) « کانون پرسایان طریقت سن ژاک دوکمپستلا در اسپانیا» (پیروان طریقت صدفیه از سلسله یعقوبیه) این سنگ نوشته را تقدیم به راهیان این طریقت درپاریس نمودند تا در پایه برج سن ژاک نصب شود.
برروی این سنگنوشته بزبان فرانسه چنین نقش شده است:
«از قرن دهم میلادی (۹۰۰ به بعد) میلیونها نفر زائر از این نقطه به کاثدرال سن دیاگو در اسپانیا برای سفری خاطره انگیز رهسپار شده و ‌میشوند».
آموزه های دکتر سیدمصطفی آزمایش 
انتشار : اینفوصوفی 

« استفاده از مطالب با ذکر نام نویسنده و منبعبلامانع است.»

Santiago de Compostela Cathedral
Santiago de Compostela Cathedral
ادامه دارد…