نامه جمعی از حقوق دانان «انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر» به آقای مصطفی دانشجو

۸۵

جناب آقای مصطفی دانشجو
سلام علیکم

همانگونه که مستحضرید مقوله وصیت از مصادیق عقد صلح محسوب گردیده و مشمول مقررات ناظر بر شرایط صحت عقد صلح می باشد.

یکی از این شرایط «اصل آزادی اراده » می باشد که در فصول مختلف قانون مدنی ایران منجمله مواد ۱۰ و ۱۹۰  این قانون بر آن صحه گذاشته شده است.

همچنین با توجه به اینکه امر بیعت نیز با توجه به مدلول مفاد آیه ۱۱۱ سوره توبه

إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ﴿۱۱۱﴾

و نیز تبیینات جناب آقای دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه مندرج در رساله شریفه «آشنایی با عرفان» ، نوعی خرید و فروش محسوب شده و از مصادیق عقد لازم به شمار می رود لذا بدیهی است همان شرایطی که بر صحت عقد لازم حاکم است بر صحت بیعت نیز حاکم می باشد.

از آنجا که برابر ماده ۱۹۰  قانون مدنی برای صحت هرمعامله شرایط ذیل اساسی است :

۱) قصد طرفین ورضای آنها .

۲) اهلیت موضوع ، لذا هنگامی می توان از انتقال تمامی و/ یا بخشی از الزامات و تعهدات یک عقد لازم طی یک وصیتنامه صحبت کرد که تمامی شرایط مندرج در قانون به شرح ذیل در آن رعایت شده باشد.

می دانیم که از شرایط صحت هر وصیتی مشخص بودن چهار رکن اصلی آن یعنی موصی ، موصی له ، موصی به و وصی می باشد.

لذا برای آنکه تمام و/ یا بخشی از الزمات و تعهدات یک عقد لازم – یعنی بیعت – از موصی به موصی له قابل انتقال باشد باید اثبات گردد که این تعهدات و الزامات مصداق «موصی به» بوده و موصی واقعا در نظر داشته است که این تعهدات و الزمات به تمامی و یا بخشی به از آن موصی له منتقل گردد؛ که در اینصورت معمولا وجود و حضور یک «وصی» نیز الزامی میگردد.

با توجه به مفاد مفروضات فوق هنگامی تعهدات و الزامات یک قرار داد عقد لازم، قابل انتقال از طریق وصیتنامه می باشد که:

اولا «اصل آزادی اراده» موصی احراز گردیده و

ثانیا در وصیتنامه توضیحات کافی و وافی در خصوص نحوه انتقال عقد لازم از موصی به موصی له به روشنی و بدون ابهام ارائه شده باشد و

ثالثا یک وصی نیز برای تسهیل انتقال ، تعیین شده باشد که مجموعه شرایط فوق از ملزومات ضروری و لاینفک استخراج و استنباط «نص» از یک وصیتنامه بشمار می رود.

از سوی دیگر با توجه به اهمیت امر بیعت ، نص باید حتما جامع الاطراف و مانع الاغیار باشد و این بویژه درخصوص حقوقدان برجسته ای مانند دکتر نورعلی تابنده که خود از اساتید بلامنازع علم حقوق در طی سده اخیر بشمار می رود بیشتر نمود می کند و خیلی بعید و عجیب و غیر قابل باور می نماید که قطب دارویش گنابادی که خود مربی باطنی میلیونها درویش نعمت اللهی گنابادی و نیز معلم قرآن هم بوده است ، به بخشی از مفاد تعالیم خودش ناظر بر ضرورت ثبت شرایط انتقال عقد لازم به موصی به که در ضمن از احکام الهی بوده و حتی طولانی ترین ایه قرآن نیز به آن اختصاص داده شده است عمل نکرده و یک وصیتنامه جانشینی جامع الاطراف و مانع الاغیار از خود بجای نگذاشته باشد!

بنابراین به لحاظ قواعد حقوقی و اصول شرعی و قوانین بین المللی و حقوق مدنی که اشاره رفت ، شرط لازم و ضروری صحت نص در وصیت، احراز وجود اراده آزاد در «ناص و موصی» است و هر گاه عدم اراده آزاد در «ناص و موصی» احراز گردد نص و وصیت هر دو باطل و «کان لم یکن» می باشد.

یادآور می شود متن یک خطی مورخ ۱۷ اردیبهشت سال ۱۳۹۱  منسوب به ایشان ، قرائت شده بعنوان وصیتنامه ایشان در مراسم تدفینشان در مزار سلطانی بیدخت علاوه بر اینکه به لحاظ اختصار و کوتاهی با شیوه مرسوم و معروف ایشان بعنوان یک حقوقدان برجسته در تضاد شکلی است؛ همچنین به لحاظ عدم تعیین تکلیف برای ماذونین و چند میلیون درویش گنابادی در داخل و خارج از کشور با سنت طریقتی، وظیفه الهی و تعهد تربیتی ایشان که در موارد متعدده شخصا بر آن تاکید فرموده بودند در تضاد ماهوی است.

و از همه مهمتر این که این وصینتامه منسوب به ایشان حتی بر فرض حمل بر صحت ، طی بند۱۴  بیانیه نورزی سال ۱۳۹۴ خورشیدی ایشان به صراحت، علنا و بطور کامل نسخ و باطل شده است.

بنابراین متن قرائت شده در صحن مزار سلطانی فاقد هرگونه وجاهت حقوقی، شرعی و طریقتی است.

حال با توجه به این اصل قطعی حقوقی و با توجه به قطعیت حبس خانگی آقای دکتر نورعلی تابنده «مجذوبعلیشاه» و حتمیت عدم اراده آزاد ایشان از تاریخ یکم اسفند ۱۳۹۶  تا سوم دی ماه ۱۳۹۸ ، شما به عنوان یک وکیل مدافع و حقوق دان که بنا بر اظهارات خودتان ۱۶ سال از محضر جناب دکتر نورعلی تابنده استفاده کرده اید، با چه توجیه یا مجوز حقوقی اقدام به تجدید بیعت با جناب آقای مهندس علیرضا جذبی نموده اید؟

یعنی به طور روشنتر آیا شما به نصی از آقای دکتر نورعلی تابنده، ابراز شده در ایام پیش از اول اسفند ۱۳۹۶ تا دی ماه ۱۳۹۸ یعنی «دوران حصر و حبس خانگی» ایشان دسترسی داشته اید؟ در چنین صورتی چرا آنرا برای استفاده عموم و رفع شبهه در مقوله جانشینی جناب آقای دکتر نورعلی تابنده «مجذوبعلیشاه» منتشر نمی نمایید.

با تقدیم احترام
افشین ساجدی به نمایندگی از طرف حقوق دانان «انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر»