آیا وسیله هدف را توجیه میکند؟

آقای محمد کریمایی ، درویش گنابادی پیرو دکتر نورعلی تابنده

۷۲

آقای محمد کریمایی ، درویش گنابادی پیرو دکتر نورعلی تابنده و از دراویشی که به دلیل حضور در گلستان هفتم در دفاع از حق و مقاومت در برابر نیروهای متهاجم که قصد حمله به دولتسرای حضرت آقای دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه و بازداشت ایشان را داشتند، به زندان رفت و متحمل بازداشت و شکنجه و حبس شد ، آقای کریمایی همچنین در جلسه ملاقات مأموران امنیتی – انتظامی با دکتر نورعلی تابنده در شب سی ام بهمن ماه ۹۶ حضور داشت.

آیا وسیله هدف را توجیه میکند؟

تحلیلها و مباحث حول این موضوع در مکاتب مختلف سیاسی و ایدئولوژیک در مورد مقبول بودن و یا نبودن آن و موارد استفاده از آن بسیار است.
معمولا در بین مکاتب و ادیان متصل به راهنمایان الهی این موضوع مذموم میباشد و مثالهای تاریخی آن بسیار است.
ولی استفاده از هرسلاح غیر اخلاقی و ضدانسانی مانند ترور شخصیت افراد، فحاشی، تهمت، افترا به محققان و منتقدانِ یک موضوع ویا مغلطه کردن برای منحرف کردن دیالکتیک برای کشف حقیقت، و یا مورد سوءاستفاده قرار دادن افرادی که شرایط خاصی دارند، وسیله ای غیرقابل توجیه در بین احزاب سیاسی و یا حکومتهایی که ایدئولوژی و‌مذهب را وسیله کسب قدرت می کنند، بسیار رایج است.
بطور خاص در شرایط موجود و درمورد دراویش، نهادهای امنیتی بعد از آنکه گماردگان آنها یعنی نمایندگان خمسه و شخص دکتر پازوکی نتوانستند از عملیات خود بطور کامل نتیجه بگیرند و آنطور که برنامه ریزی شده بود موفقیت کامل بدست نیاوردند، حالا دست به دامان افرادی نشانه دار شده اند که از سلامت روانی برخوردار نیستند.
این افراد که در اصطلاح مرسوم بیمار محسوب میشوند لازم است تا به مراکز درمانی سپرده و مورد معالجه قرار گیرند.
گاهى در بین این افراد بیمار، ناهنجاریهاى حادٌ رفتاری نیز دیده می شود، ناهنجاری هایی که در مرز رفتارهای غیراخلاقی قرار دارد و تشخیصش دشوار می شود.
اگرچه این افراد به دلیل ابتلا به بیماری روانی دچار اختلالات شخصیتی هستند و ایرادی بر آنها مترتب نیست بلکه باید مورد مداوا و معالجه در مراکز درمانی قرار گیرند، اما سیستمهای ایدئولوژیک توتالیتر مبتنی بر باورها و عقاید مذهبی ، این افراد بیمار را به کار می گیرند تا به اهداف و برنامه های خود دست یابند. نظام حکومتی حاکم بر ایران از این امر مستثنا نیست.
به کارگیری چنین افرادی از سوی سیستم تمامیتخواه حاکم بر ایران حتی در جامعه درویشی مشاهده می شود.
نهادهای امنیتی- اطلاعاتی حاکم بر ایران به ان درجه از انحطاط اخلافی رسیده اند که مجبورند برای فروپاشیدن مکتب انسانساز تصوف و عرفان دست به دامن بیماران روانی شوند که در میان دراویش رسوخ یافته اند.
افرادی که بر اساس شواهد و قرائن و مدارک در دست، دچار اختلالات روانی حادّ هستند و اسناد آن نیز به لحاظ پزشکی موجود است. بسیاری از دراویش دلسوز و صلح طلب، نسبت به وضعیت و حضور چنین افرادی در جامعه فقری ابراز نگرانی می کنند و ضمن ابراز تأسف نسبت به تعلل خانواده های مربوطه و عدم اقدامات مناسب و به موقع در مداوای فرزندانشان، حضور چنین افرادی که می توانند به ابزاری برای رسیدن اهداف دستگاه جور در میان دراویش تبدیل شوند را به مثابه آفتی جدی در دست نهادهای امنیتی مورد ارزیابی قرار میدهند.
چرا که چنین بیمارانی مسلوب الاراده هستند. گاهی مشاهده شده در اثر تلقین یک سناریوی از پیش طراحی شده از سوی نهادهای امنیتی حکومتی، افرادی که مبتلا به اختلالات رفتاری هستند ایفاء نقشی را که به آنان واگذار میشود را آنقدر جدی می گیرند که حتی اگر مأموریت محوله به آنها پایان یابد یا به دلیلی به کار گرفته نشوند، آنها همچنان به بازیگری در نقشی که به آنها واگذار شده ادامه می دهند و امکان درک و تشخیص مسایل از آنها به دلیل اختلالات روانی ناممکن است.
نمونه هایی از این دست امروز در میان افرادی که خود را منتسب به جامعه فقر و درویشی می کنند به چشم می خورد .
از اینرو مورد استفاده قرار دادن هر وسیله ای از تعیین جانشین دروغین گرفته تا نمایندگان حکومتی و تحمیل آنها به قطب سلسله از سوی دستگاههای امنیتی-اطلاعاتی از جمله روشهایی است که مورد استفاده سیستم حکومتی قرار می گیرد تا به اهدافش دست یابد.
مواردی که غالبا این بیماران در ضمن ایفای نقش خود برای عادیسازی و‌موجه جلوه دادن عملکردشان مورد استفاده قرار میدهند عبارتست از : استفاده از رسانه های تبلیغاتی، چاپ کتب، جعل امضا و دستخط و مواردی دیگری از این قبیل.
سیستم حکومتی نهایتا، افراد بیمار را برای رسیدن به اهداف مجعول خود به کار می گیرد که این امر نشان از ضعف، بیچارگی و درماندگی نهادهای امنیتی نظام حاکم بر ایران درمقابل قدرت تفکر در مکاتب فکری عرفان و تصوف حقیقی دارد.
درنتیجه دربین حکومتهای دیکتاتوری استفاده ابزاری از افراد بیمار و افرادی که متاسفانه به علت بیماری خطوط اخلاقی را هم نمیتوانند رعایت کنند کاملا موجه هست و مدیران نهادهای امنیتی برای رسیدن به اهداف خود مجبور میشوند دست به دامان چنین افرادی شوند.