بشنوید آنجا که شهری خونبهای مشتاق شد!

۶۲۴

 

با سلام
فکر می کنم این متن دیدگاه قطعی و روشن بسیاری از فقراست که با هر حال و تفکری که داشته باشند یکزبان و یکدل میشوند تا ظلم را برنتابند و مهم تر از همه ، این تفاوت دیدگاه ما با کسانیست که دغدغه ی سیاسی برای آن ها در اولویت است و در پی رسیدن به اهداف خویشند.
از شما خواهش می کنم این متن را منتشر کنید تا همه بدانند…
 مقالات وارده به قلم خانم سیما رازقندی : 
ای ظالمان زمان بشنوید…
از تاریخ برایتان میگوییم، از تاریخ عبرت آموز، از تاریخ تکرار شونده و در هم پیچاننده و خرد کننده! از آسیاب هفت سنگ روزگار که دانه درشت ها را زودتر خرد می کند. از ظالمان و از ظلمت های پیشین، از صدای مردمان خاموش که چون زمزمه ی دریا ساکت است ولی پر طنین…
بشنوید…
آنجا که محمد خوارزمشاه در قتل مجددالدین بغدادی، کل ملک و سر خود و سر خلق را در حمله ی مغول دیت داد!
بشنوید آنجا که شهری خونبهای مشتاق شد! و پیام اوران عذاب را بر سر آنان که دیدند و دم نزدند فرود آورد!
بشنوید و بزرگ زمان را و عاشقان وی را بیش از این نرنجانید، بس کنید این جنایت و فتنه گری را! خورشید را خللی نیست از ابرهای تیره ی طوفان زا!
اما شما ای مردم مگر بگویید مردم کرمان را چه گناهی ست که باید خرواری از چشم های از کاسه بیرون آمده شان خونبهای مشتاق شود؟! ما به شما میگوییم! آن ها گر چه چون بسیاری با ظالمان همراه نشدند و هیچ سنگی نپراندند! اما گناهشان این بود، که با همان چشم های از کاسه بیرون زده بر مظلومیت مشتاق نگریستند، دیدند که سنگسار شد و جانش گرفته شد. دیدند و ساکت ماندند!
آن روز نزدیک است، همه بشنوید! اگر مشتاقان زمان، از ظلمی که بر آنان روا می شود دم نمی زنند برای ما خطرناک تر است، باید صدایشان باشیم، یکزبان و یکدل. آن ها که تخم نفاق می پراکنند، آنان که با تشدید ظلم و فشار و زندانی کردن فکر می کنند طاقت این عاشقان طاق شده است و به جان هم افتاده اند و آنان که در پی سیاست بازی و اختلاف و تفرقه افکنی هستند تا به مقصود خود برسند، همه بدانند کاری از پیش نخواهد رفت چرا که ما آیینه ای داریم که با آن یکدیگر را میشناسیم و از میان مسائل و حرف ها و حدیث ها و سیاستگری ها و فتنه ها و تفرقه افکنی ها، کار درست را و راه درست را گر چه به سان ذره های کوچک و در هم فرو رفته باشند بیرون می کشیم و تکه تکه کنار هم می چسبانیم تا طوماری شود فرش راه روشنمان به سوی فردا تا همیشه! و ما این راه را از ازل پیموده ایم و تا ابد بدان گذرگاه روشنی داریم که گر چه با سنگ و صخره های مهیب و خندق های پر  خاک و خون سد شده باشد بدان راه میگشاییم…
همه بدانید…