پرسشی از غوغاسالاران درویش نما!

۵۱۳

مصاحبه حضرت دکترنورعلی تابنده مجذوبعایشاه سال ۸۷

چون آن زمان اواخر دوران سلطنت قاجار بود ، و اوضاع مملکت هم بسیار متشنّج بود ، این نگرانی وجود داشت که دشمنان محلّی ، حتی به جنازه آقای سلطان علیشاه هم جسارتی بکنند، به همین دلیل بود که یک چهار دیواری ۴× ۶ یا ۳ × ۴ در آنجا ساختند و کشیک منظم برایش گذاشتند که هر شب عده ای در آنجا بیدار باشند و قرائت قرآن کنند . سرکشیک هم از اشخاص معتقد و معتمد ایشان بود . چنانکه یکی از این سرکشیک ها مرحوم آقای تابان باجناق جناب آقای نورعلیشاه بودند و مشارالیه تعریف می کرد که یک شب جلوی در مزار یک نفر سفید پوش را دیدم ، تفنگ را بالاگرفتم و به او ایست دادم و گلنگدن را کشیدم و به او گفتم اگر تکان بخوری به تو تیر اندازی می کنم و بعد دیدم که مرحوم آقای نور علیشاه فرمودند که من هستم . این موضوع نشان دهنده آن است که ایشان نگران بودند که نکند به مزار توهین شود و البتّه این موضوع کشیک ها هم حتی بعداً که احتمال تعرّضی هم نمی رفت به عنوان یک سنّت برقرار بود و هنوز هم هست .

پرسشی از غوغاسالاران درویش نما!

آیا دولتسرای قطب زمان به اندازه مزار بزرگان اهمیت ندارد؟

حضرت نورعلیشاه ثانی نسبت به مزار بزرگ زمان نگرانی داشتند و برای آن کشیک تعیین فرموده بودند که هنوز هم به همان منوال می باشد. چگونه درویشان نسبت به دولتسرای مولای خویش نبایستی ابراز نگرانی می کردند؟!

با توجه به اینکه رژیم سفاک آخوندی بارها و بارها به درویشان حمله کرده و از هر فرصتی بهره می جوید برای ضربه زدن به بزرگ زمان, همه این سالها کوشیده ایشان را محدود نماید.

ایشان حتی سالهاست مسافرت هم نمی توانند بروند!

چطور می شود که مدفن بزرگان را نگهبان برایش می گمارند, برای محافظت از تعرض وحوش؟ اما؛ هنگامی که درویشان برای دفاع از کیان اعتقادی خویش اقدامی کنند, یاغی خوانده می شوند؟

حال آنکه سابقه رژیم اهرینی آخوندی در حمله و به آتش کشیدن مجالس صوفیه بر هیچ کس پوشیده نیست و بارها و بارها به این اعمال وحشیانه دست زده و این جنایات مایه ی مباهاتشان است! و شاید هم بماننداین شش ماه مغلطه نمایید و بگویید خانه خدا نیاز به محافظت ندارد!؟

که پاسخ این پرسش از جانب حضرت مجذوبعلیشاه داده شده و در مصاحبه اردیبهشت ۹۵ موجود است و می فرمایند : (نقل به مضمون)

هر زمانی که به بزرگشان حمله می شود, هر درویشی هر جایی که هست موظف می شود به دفاع برخیزد.

حال چگونه می شود که مزار بزرگان چنین اهمیتی دارد که قطب زمان کسانی را برای محافظت از آن می گمارند و خود شخصا به سرکشی می روند. ولیکن؛ کعبه درویشان که دولتسرای حضرتشان است نه! اگر حضور بندگان خدا اهمیتی ندارد! چطور است که فرموده اند : ما به دست مومنین کارها را انجام می دهیم؟ آیا خدا اشتباه کرده که بندگانش را به همراهی با مامورانش دعوت نموده؟ اگر حضور خلق لزومی نداشته باشد که اساس دعوت انبیا منتفی خواهد بود!

رژیم به بهانه های واهی جماعتی را در سوریه به کشتن داد که اینجا مدفن حضرت زینب است! که اساسا چنین چیزی مشخص نبوده و فقط یک احتمال می تواند باشد!

ولیکن؛ آنجایی که درویشان از کیان اعتقادی خویش می خواهند دفاع کنند، می شوند, یاغی و داعشی! و به بدترین وضع ممکن به خاک و خون کشیده می شوند و جماعتی پست از این جنایت وحشیانه دفاع کرده و درویشان را مقصر نشان می دهند!

مکتب تصوف، فقط و فقط با قطب زمان معنا پیدا می کند و نظریات من درآوردی هم جایی در میان درویشان نخواهد داشت.

داوود مهراد جم 

نظرات طرح شده در این یادداشت الزاماً بازتاب دیدگاه اینفوصوفی نیست.