نامه حاج دکتر سیدمصطفی آزمایش به حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه

۱,۰۵۰

برگرفته از فیس بوک شخصی (یک و دو ) آقای حاج دکتر سیدمصطفی آزمایش :

صفحات :

فیس بوک شخصی – شماره یک 

فیس بوک شخصی – شماره دو 

نامه حاج دکتر سیدمصطفی آزمایش به حضرت آقای حاج دکترنورعلی تابنده مجذوبعلیشاه پیربزرگوار و قطب جلیل القدر سلسله نعمت اللهیه سلطانعلیشاهیه گنابادی حفظه الله تعالی

بسم الله الرحمن الرحیم

هو

۱۲۱

خدمت با سعادت حضرت آقای دکترنورعلی تابنده مجذوبعلیشاه پیربزرگوار و قطب جلیل القدرسلسله نعمت اللهیه سلطانعلیشاهیه گنابادی حفظه الله تعالی
پس از سلام و عرض آستانبوسی
موجب کمال افتخار است که حضرتشان بنده را مخاطب فرمایشات خودقرار دادید. بنده از ابتدای تشرفم به شرف فقر(۱۳۴۸) تمام هم و غم خودرا درکسب رضایت قطب وقت قراردادم و بویژه به دنبال فرمانی که حضرتعالی صادر فرمودید(۱۳۷۷) سعی کردم تمام منویات حضرتعالی را به اجرا درآورم.
حضرتعالی در آن فرمان، در عین صدور اجازه نماز و تجدید عهد، بنده را مامور به اشاعه فرهنگ عرفانی فرمودید و مقرر ساختید که “وظیفه خطیر شناساندن عرفان اسلامی را همواره در درجه اول اشتغالات خود قرار دهم”.

درآن برهه از زمان عموم مجامع علمی و آکادمیک بین المللی اطلاع چندانی نسبت به این واقعیت نداشت که قطب طریقت و معنویت و علمدار بیرق هدایت سلسله علیه نعمت اللهیه، حضرت مستطاب عالی هستید و غالبا “آقای دکتر ج – ن” را به سبب کثرت تالیفات بلکه شدت تبلیغات درخارج از کشور مسند نشین این عرصه گمان مینمودند. نهایتا به لطف و عنایت جنابعالی توانستیم با برگزاری سمپوزیسیوم های مرتب بین المللی از یک سو ونشرمقالات متعدد به زبانهای مختلف و حضوردرمجامع فرهنگی و انتشار فصلنامه عرفان ایران و… سلسله را در جایگاه واقعی تاریخی خودش یعنی درراس نهاد عرفان درسطح جهان قراردهیم و حضرتعالی به عنوان شاخصترین شخصیت عرفانی در آئینه ادراک معرفت پژوهان جهان منعکس شوید.

محض یادآوری عرض میشود که در همین دوران بخش عظیمی از وقت و انرژی این جانب صرف مقابله با فقرایی میشد که به مخالفت شدید با این فعالیتها برخاسته بودند و تحت عنوان این که در “پندصالح” قید شده که درویشی تبلیغ ندارد و این اقدامات بمانند تبلیغ است در مسیر مساعی ما مداوما سنگ اندازی مینمودند تا جائی که میرفت به دلیل این بینش و برداشت از درویشی، سلسله دچار بحران و شکاف شود. به دنبال آن نیز آن موجی که درآن هنگام شکل گرفته بود هیچگاه کاملا فروکش نکرد و هربار که طبق دستورات جنابعالی سعی میکردم که درجمع فقراحاضر شوم طولی نمیکشید که به نحوی از انحاء بهانه گیریها و ایرادهایی به جانب این فقیر سرازیر میگردید که مصلحت میدیدم برای حفظ آرامش و جلوگیری از تفرقه و اختلاف بین فقرا، حضورم درمیان آنهارا کمرنگتر کنم.

هم اکنون جای بسی خرسندی و افتخار است که نامه اخیرحضرتتان تاکیدبرمطالبی که در متن فرمان اولیه خودمرحمت فرمودید دارد و امیدوارم که بابکاربستن هرچه دقیقتر آنها بتوانم موجب رضایت آن بزرگوار را فراهم آورم. در عین حال جای امیدواری است که این بار به یمن فضای مجازی، و در دسترس قرارگرفتن فرمایشهای حضرتعالی به عموم فقرا، خواهران و برادران فقری هم دستورات روشن حضرتعالی را مد نظر قراردهند تا دوباره بساط تفرقه گسترده نشود و به فقیر امکان دهند که بتوانم در فضای صلح و آرامش و دوستی منویات حضرتتان را اجرا نمایم.

اجازه دهید حضورتان عرض کنم که بنده ازهمان فردای اتفاق گلستان هفتم و باتوجه به آموزشهای بیست ساله حضرتعالی هیچگاه از احدی از آحاد فقرا برائت نجستم و بر اصل اتحاد و اتفاق میان فقرا تاکیدداشتم.

از همان ابتدا سعی کردم با بکار بستن آموزشهای جنابعالی از مجاری قانونی ولی با قاطعیت برای برطرف کردن این حصرغیرقانونی کوشا باشم و تمامی امکانات خودرا به کار ببندم و از تمام تریبونهای ممکن در خارج از کشور برای اثبات بیگناهی برادر مکرم درویش محمدیاور ثلاث استفاده کردم و همچنین برای آزادسازی زندانیان درویش کوشا بودم. تمامی این فعالیتها را در چهارچوب “انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر” محقق نمودم تا آزادی عمل داشته باشم و بهانه ای به دست معاندان سلسله در این رابطه داده نشود. بنده و دیگر اعضای “انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر” -که بسیاری درویش یا مسلمان یا حتی ایرانی هم نیستند، اما تا پای جان و بن دندان مدافعان حقوق بشر و حقوق شهروندی میباشند- در تمام طول هشت ماه گذشته عمیقترین تلاشها و مساعی خودرا در این مسیرمتمرکز نموده اند و اگردراین میان اختلافی میان فقرا ظهور نمود صرفا اززمانی آغاز شد که یک جریان هدایت شده با تشبّه به برچسب فقری شروع به تخطئه فعالیتهای انجمن کردند و تحت این عنوان که باید سکوت را حفظ نمود وهیچ واکنشی نشان نداد سعی در خنثی سازی اقداماتی که صورت میگرفت نمودند. چون این دعوت به سکوت، از نظر من و همکارانم در “انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر” مغایر با آموزشهای بیست ساله اخیر حضرتعالی مبنی بر استحکام در دفاع همانند سنگ خارا بود، اختلافها از همین جا شکل گرفت. ولی برخلاف آنچه که بعضی تصور میکنند کسانی که در صفحات مجازی به مجادله بایکدیگر پرداختند تحت کنترل من نبودند. اما اصل و اساس این قضیه یادآور جنگهای “حیدری- نعمتی” برنامه ریزی شده برای دامن زدن به فضای تفرقه و جوسازی مهندسی شده برای ترور شخصیت افراد زیرذره بین مشخصی است. اگرچه در این مدت، شخص من آماج بدترین افتراها و توهینها و تهمت ها و تهدیدها– از همه رقم و از هر سو- قرار گرفتم، اما هرگز به این موج ترور شخصیت پاسخ کتبی یا شفاهی، تصویری یا صوتی توسط من انتشار نیافت.

از ابتدای شروع حصر، بنده تقریبا هرهفته در مجالس فقری شب دوشنبه که افتخار برگزاری آن در طول بیست و هفت سال بطور مرتب و بلاانقطاع در منزل ما بود، حضور بهم رساندم و سعی درگردآوری فقرا و تاکید برحضورشان در مجلس فقری نمودم و صرفا چندهفته اخیر امکان برگزاری مجالس در منزل این جانب فراهم نبود. ولی پس از طرح پیشنهاد برگزاری مجالس شبهای دوشنبه در منزل سایرفقرا ، هنوز کسی پا پیش نگذاشته است.

بهرجهت آنچه که همیشه و هم اکنون برای بنده بیش از هرچیز حائز اهمیت بوده رضایت خاطرجنابعالی بوده و هست.

میفرمائید حداقل هفته ای یکبار درمجالس شرکت کرده و صحبت کنم. سمعا و طاعتا. بروی چشم

میفرمائید برای جلوگیری از شکاف و اختلاف بین فقرا از نظرخودکوتاه بیایم و به نظریه دیگری تسلیم شوم. سمعا و طاعتا. بروی چشم.

میفرمائید که به جناب آقای دکتررضاتابنده نامه ای بنویسم تا برای دیدار فیمابین پیش بینی تمهیداتی صورت پذیرد. سمعا و طاعتا. بروی چشم. اطاعت از این امر شما با انتشار بیانیه ای در فضای مجازی (فیس بوکهای شخصی من) بلافاصله به انجام رسید.

میفرمائید که تهمتهایی که زده شده و میزنند را رد کنم و اعلام نمایم که آنچه گفته شده به من ارتباطی ندارد. سمعا و طاعتا. بروی چشم.

آرزوی بنده کسب رضایت خاطر مبارک حضرتعالی است و امیدوارم توفیق این را داشته باشم که در ایجاد جو آرامش و خوشنودی آن بزرگوار نقشی هرچند کوچک داشته باشم.

همچنین از هرگونه تقصیر و قصوری که از جانب من صورت گرفته صمیمانه عذرمیخواهم و امیدوارم که با لطف و عنایت خود اعتذار صادقانه مرا مورد پذیرش بزرگوارانه خود قرار دهید.

دعاگوی وجود حضرت مستطاب عالی و ملتمس دعا

حاج دکترسیدمصطفی آزمایش
ششم آبان ماه یک هزاروسیصدونودوهفت