متن نوشتاری شرح و تفسیر آیاتی از سورۀ مبارکۀ نجم

بیانات مأذون دانشمند جناب آقای حاج دکتر سید مصطفی آزمایش در مجلس فقری یکشنبه 11 فروردین 1398

58

هو

121

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى ﴿۱﴾

مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَى ﴿۲﴾

وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى ﴿۳﴾

إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى ﴿۴﴾

عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى ﴿۵﴾

ذُو مِرَّهٍ فَاسْتَوَى ﴿۶﴾

وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى ﴿۷﴾

ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى ﴿۸﴾

فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى ﴿۹﴾

فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى ﴿۱۰﴾

مَا کَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ﴿۱۱﴾

أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا یَرَى ﴿۱۲﴾

وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَهً أُخْرَى ﴿۱۳﴾

عِنْدَ سِدْرَهِ الْمُنْتَهَى ﴿۱۴﴾

عِنْدَهَا جَنَّهُ الْمَأْوَى ﴿۱۵﴾

إِذْ یَغْشَى السِّدْرَهَ مَا یَغْشَى ﴿۱۶﴾

مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى ﴿۱۷﴾

لَقَدْ رَأَى مِنْ آیَاتِ رَبِّهِ الْکُبْرَى ﴿۱۸﴾

أَفَرَأَیْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى ﴿۱۹﴾

وَمَنَاهَ الثَّالِثَهَ الْأُخْرَى ﴿۲۰﴾

أَلَکُمُ الذَّکَرُ وَلَهُ الْأُنْثَى ﴿۲۱﴾

تِلْکَ إِذًا قِسْمَهٌ ضِیزَى ﴿۲۲﴾

إِنْ هِیَ إِلَّا أَسْمَاءٌ سَمَّیْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُکُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدَى﴿۲۳﴾

أَمْ لِلْإِنْسَانِ مَا تَمَنَّى ﴿۲۴﴾

فَلِلَّهِ الْآخِرَهُ وَالْأُولَى ﴿۲۵﴾

وَکَمْ مِنْ مَلَکٍ فِی السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِی شَفَاعَتُهُمْ شَیْئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ یَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ یَشَاءُ وَیَرْضَى ﴿۲۶﴾

إِنَّ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ لَیُسَمُّونَ الْمَلَائِکَهَ تَسْمِیَهَ الْأُنْثَى ﴿۲۷﴾

وَمَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا ﴿۲۸﴾

فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِکْرِنَا وَلَمْ یُرِدْ إِلَّا الْحَیَاهَ الدُّنْیَا ﴿۲۹﴾

ذَلِکَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدَى ﴿۳۰﴾

وَلِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ لِیَجْزِیَ الَّذِینَ أَسَاءُوا بِمَا عَمِلُوا وَیَجْزِیَ الَّذِینَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى ﴿۳۱﴾

الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّکَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَهِ هُوَ أَعْلَمُ بِکُمْ إِذْ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّهٌ فِی بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ فَلَا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى ﴿۳۲﴾

أَفَرَأَیْتَ الَّذِی تَوَلَّى ﴿۳۳﴾

وَأَعْطَى قَلِیلًا وَأَکْدَى ﴿۳۴﴾

أَعِنْدَهُ عِلْمُ الْغَیْبِ فَهُوَ یَرَى ﴿۳۵﴾

أَمْ لَمْ یُنَبَّأْ بِمَا فِی صُحُفِ مُوسَى ﴿۳۶﴾

وَإِبْرَاهِیمَ الَّذِی وَفَّى ﴿۳۷﴾

أَلَّا تَزِرُ وَازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرَى ﴿۳۸﴾

وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى ﴿۳۹﴾

وَأَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَى ﴿۴۰﴾

ثُمَّ یُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَى ﴿۴۱﴾

وَأَنَّ إِلَى رَبِّکَ الْمُنْتَهَى ﴿۴۲﴾

وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَأَبْکَى ﴿۴۳﴾

وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْیَا ﴿۴۴﴾

وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنْثَى ﴿۴۵﴾

مِنْ نُطْفَهٍ إِذَا تُمْنَى ﴿۴۶﴾

وَأَنَّ عَلَیْهِ النَّشْأَهَ الْأُخْرَى ﴿۴۷﴾

وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى ﴿۴۸﴾

وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى ﴿۴۹﴾

وَأَنَّهُ أَهْلَکَ عَادًا الْأُولَى ﴿۵۰﴾

وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى ﴿۵۱﴾

وَقَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ کَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى ﴿۵۲﴾

وَالْمُؤْتَفِکَهَ أَهْوَى ﴿۵۳﴾

فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى ﴿۵۴﴾

فَبِأَیِّ آلَاءِ رَبِّکَ تَتَمَارَى ﴿۵۵﴾

هَذَا نَذِیرٌ مِنَ النُّذُرِ الْأُولَى ﴿۵۶﴾

أَزِفَتِ الْآزِفَهُ ﴿۵۷﴾

لَیْسَ لَهَا مِنْ دُونِ اللَّهِ کَاشِفَهٌ ﴿۵۸﴾

أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِیثِ تَعْجَبُونَ ﴿۵۹﴾

وَتَضْحَکُونَ وَلَا تَبْکُونَ ﴿۶۰﴾

وَأَنْتُمْ سَامِدُونَ ﴿۶۱﴾

فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَاعْبُدُوا ﴿۶۲﴾

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سورۀ مبارکۀ نجم از جرء بیست و هفتم قرآن مجید ، پنجاه و سومین سورۀ قرآن مجید بوده که  در آن سجده نیز وجود دارد و از سوره های مکی محسوب می شود.

این سوره با ” نجم ” آغاز می گردد . بطور کلی اجرام فلکی  در قرآن مجید با دو نام ذکر شده اند یکی “نجم” که جمعش می شود “نجوم” ویکی هم کوکب  که جمعش می شود “کواکب” .

در اینجا می فرماید : ” وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى ” یعنی این “و” واو قسَّم است یعنی سوگند به ستاره آنهنگام که به زیر افق می رود یعنی وقتی که افول می کند   ودر زیر افق پنهان شده دیگر دیده نمی شود . قسم به ستاره وقتی که افول می کند .

حال باید ببینیم که به اصطلاح “جواب” این قسم چیست ؟ یعنی چرا خداوند به این ستاره سوگند یاد می کند ؟ جوابش این است “مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَى” صاحب یعنی مصاحب یعنی یار شما ، دوست شما ، همراه شما یعنی این شخصی در حال گفتگو با شماست تا شما را براه حق دعوت کند .  خداوند از این شخص به “صاحب” تعبییر می کند یعنی از حضرت رسول اکرم محمد صلی الله علیه و آله و سلم به “صاحب” تعبییر می کند و  “صاحب” در اینجا به معنی مصاحب است یعنی کسی که بامردم  معاشرت می کرد و ایشان را دعوت می نمود و اینکه تاکید می کند که  ” مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَى  ” یعنی این یار و یارو شما یعنی  پیغمبر اکرم گمراه نشده و نظر به اینکه این قسَّمی است  بزرگ ، قسم به ستاره و آیات طبیعت است ، این سوگند یاد شده تا مردمی که نسبت به پیغمبر اکرم تردید دارندکه آیا ایشان یک ساحر مجنون شاعر ریاست طلب است ، باور کنند که این شخص نه منحرف است و نه گمراه و هیچگونه نیت فردی و شخصی نیز ندارد.

“َمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى” وایشان  از روی هواهای نفسانی صحبت نمی کند یعنی خودش هدف خاصی را دنبال نمی کند دنبال امر خاصی نیست منفعت شخصی ندارد بلکه در حال به انجام رساندن ماموریتی است که به او واگذار شده است  و آن ماموریت ابلاغ وحی است آن چیزی را که ایشان بیان می کند از مصدر وحی است و غیر از آن نیست ” …إِنْ …”  یعنی نیست ” …هُوَ…” این چیزی که می گوید ” …إِلَّا…  ” مگر ”  …وَحْیٌ …” وحی “…یُوحَى … ” که به او ابلاغ و ارسال می شود ، که به او القاء و فرستاده می شود. او ز جانب خودش مطلبی را بیان نمی کند .  آیا این مطالب از کجا فرستاده می شود ؟ ” …عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى… ”  این مطالب از طریق وحی به رسول اکرم ارسال  القاء می شود و آن فرشته و فرستاده آسمانی که قرآن مجید از او با صفت ” شَدِیدُ الْقُوَى ” نام می برد یعنی بسیار نیرومند یعنی فرشتۀ وحی که  آن قوت ها را بصورت حداکثری در اختیار دارد این مطالب را به رسول اکرم تعلیم می دهد.

و نام دیگر این فرشتۀ وحی “ذُو مِرَّهٍ ” است یعنی صاحب اقتدار بسیار زیاد. در قرآن از فرشتۀ وحی با نامهای متعدد و صفات متعددی ذکر شده معروفترینش ” جبرئیل ” است ولی به نامهای دیگر نظیر روح القدس ، روح ، ذومره و شدیدالقوی  نامیده شده و البته نام های دیگری هم هستند .

و بعد توصیف می کند که به چه شکلی این وحی به رسول خدا می رسد و بخصوص می فرماید : ” مَا کَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ” یعنی آن اتفاقاتی را که رسول اکرم در لحظۀ نزول وحی شاهد بوده اند ، قلبشان به صحتش گواهی می کرد و آن چیزهایی که ایشان رویت می کردند مورد تایید قلبشان نیز قرار می گرفت و اینگونه قلبشان آرامش می یافت و به صحت مشاهداتشان تصدیق می نمود.

” مَا کَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى” این چیزی را که دید آن چیزی را که دید قلبش تکذیب نکرد بلکه تایید کرد. ” أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا یَرَى” حال آیا شما می خواهید آن را مورد تردید قرار دهید ؟ وزیر سوال ببرید؟

و بقیه آیات شریفۀ این قسمت از سورۀ مبارکه راجع به مکاشفاتی است که برای پیغمبر اکرم در این لحظه اتفاق افتاد که اینجا بیان می شود . بعد به انتقاد از مردم زمان پیغمبر می پردازد که در این سوره که آنها صورتهایی خیالی را با کمک  اوهام خودشان تجسم کرده بودند و بعد بصورت سنگ یا چوب تراشیده و نامگزاری کرده بودند. نام یکی را گذاشته بودند “لات” و دیگری را “منات ” می خواندند یکی دیگر را نیز “عزی” نامیده بودند و این بت  ها را می پرستیدند .

حال در اینجامی فرماید : ” أَفَرَأَیْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى وَمَنَاهَ الثَّالِثَهَ الْأُخْرَى ” یعنی می گفتند این ها این بت ها دختران خداوندند. آنها با اوهام خودشان چنین تجسم های غلطی را ایجاد کرده بودند. درپاسخ  قرآن مجید می فرماید : ” أَلَکُمُ الذَّکَرُ وَلَهُ الْأُنْثَى تِلْکَ إِذًا قِسْمَهٌ ضِیزَى ” یعنی شما بخیال خودتان و به ذهن خودتان فرشتگان را نامگذاری اناث یعنی دختران می کنید و می گویید این ها دختران خداوند هستند در حالی اعراب  در دوران جاهلیت داشتن دختر را کسر شان می دانستند که و همسرشان که حامله بود اگر  دختر می زایید آنها ها ناراحت می شدند .

لذامی فرماید : ” أَلَکُمُ الذَّکَرُ … ” آیا باید برای شما که بشر هستید باید پسر باشد و برای خداوند می گویید که صاحب دختران است؟  “تِلْکَ إِذًا قِسْمَهٌ ضِیزَى ” این یک تقسیم بندی بسیار جاهلانه ای است چراکه واقعیت قضیه این است که ” إِنْ هِیَ إِلَّا أَسْمَاءٌ سَمَّیْتُمُوهَا …  ” این ها خیالات خودتان و اسمهایی توخالی و پوشالی و قلّابی است که خودتان از خودتان اختراع کردید و اوهام خودتان اینگونه نامیده اید . ” إِنْ هِیَ إِلَّا أَسْمَاءٌ سَمَّیْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُکُمْ … ” شما و اجداد شما و پدران شما و پدران پدران شما این اسماء را ختراع کرده اید “…َا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ … ” هیچ قدرت و اعتباری در درون این اسم ها و این نامگذاری ها وجود ندارد و خداوند هیچ اقتداری به این ها نداده است و این ها  هیچ فایده ای ندارند و پوشالی اند “… إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ ….” شما دارید خیالات خودتان را و ظن و گمان خودتان را تعقیب می کنید دنبال هواهای نفسانی خودتان هستید “… وَمَا تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدَى”   در حالی که خداوند پیغمبر اکرم را فرستاده است تا راه خدا و توحید را به آنها نشان دهد.

“فَلِلَّهِ الْآخِرَهُ وَالْأُولَى ” یعنی آخر و اول متعلق به خداست ”

وَکَمْ مِنْ مَلَکٍ فِی السَّمَاوَاتِ …” چه بسیار فرشتگان ، فرستادگان خداوند ، ناظران برگردش امور ، مدبران عام در عالم غیب که جهان را می گرداند و در امور جهان نظارت دارند بسیاری از این ها هستند که برای آدمهایی که می میرند و چشم از جهان فرو می بندند و درخواست شفاعت از فرشتگان می کنند و فرشتگان برای آنها شفیع می شوند و شفاعت می کنند ، شفاعت آنها مورد قبول خداوند قرار نمی گیرد ”

وَکَمْ مِنْ مَلَکٍ فِی السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِی شَفَاعَتُهُمْ شَیْئًا …” یعنی خداوند شفاعتشان را قبول نمی کند. خداوند شفاعت فرشتگانی را از اشخاصی که می میرند در مورد کسانی که خود خداوند اجازۀ شفاعت در موردشان صادر می کند ، می پذیرد.

” …إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ یَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ یَشَاءُ وَیَرْضَى” یعنی آنها هم کسانی هستند که خداوند از ایشان رضایت دارد بخاطر اعمال صالحه ای که می کردند.

” …إِنَّ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ لَیُسَمُّونَ الْمَلَائِکَهَ تَسْمِیَهَ الْأُنْثَى ” یعنی آن کسانی که به آخرت و عالم غیب و حیات بعد از مرگ و معاد باور ندارند و گمان و خیال خودشان را دنبال می کنند آنها ملائک و فرشتگان را دختران خداوند بشمار می آورند وبر این اساس نامگزاری می کنند ” وَمَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ … ” درحالی که هیچگونه دانشی در این زمینه در اختیار ندارند ” ….ِلَّا الظَّنَّ … ” بلکه فقط وهم وگمان خودشان را دنبال می کنند و  ” …وَإِنَّ الظَّنَّ لَا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا ” و آدم وقتی خیالات خودش را دنبال می کند این خیالات جای واقعیات را نمی گیرند هر چه قدر که آدم دنبال خیالات خودش برود و به دنبال اوهام خودش برود در واقعیت عینی و خارج از او تغییری ایجاد نمی کند

صدق الله العلی العظیم