متن نوشتاری شرح و تفسیر آیاتی از سورۀ مبارکۀ دخان

فرمایشات مآذون دانشمند جناب آقای حاج دکتر سیدمصطفی آزمایش در مجلس فقری یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۸

50

هو

121

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

چند آیه از سورۀ مبارکۀ دخان را  تلاوت می کنیم که سورۀ چهل وچهارم از جزء بیست و پنجم قرآن مجید بوده  و  احوال اهل تقوی را بیان می کند .

می فرماید : ” إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی مَقَامٍ أَمِینٍ ﴿۵۱﴾ فِی جَنَّاتٍ وَعُیُونٍ ﴿۵۲﴾ یَلْبَسُونَ مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَقَابِلِینَ ﴿۵۳﴾ کَذَلِکَ وَزَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عِینٍ ﴿۵۴﴾ یَدْعُونَ فِیهَا بِکُلِّ فَاکِهَهٍ آمِنِینَ ﴿۵۵﴾ لَا یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَهَ الْأُولَى وَوَقَاهُمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ ﴿۵۶﴾ فَضْلًا مِنْ رَبِّکَ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ﴿۵۷﴾ ”

آیاتی که تلاوت شد احوال بهشت و اهل بهشت را توضیح می دهد و می فرماید :  ” إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی مَقَامٍ أَمِینٍ  ” متقین یعنی اهل تقوی در مقام امین هستند. مقام یعنی محل اقامت جایی که انسان در آنجا اقامت می کند و در عین حال به معنی مرتبه و درجه هم هست . در اینجا منظور این است که متقین به آن مرتبه ای رسیده اند که در آن امنیت دارند. مقام امین یعنی مقامی است که “و لاخطر علی قلب بشر ” و بهمین دلیل است که به آنها مؤمن گفته می شود چون قلبشان نه فقط از “سقم”  یعنی از ناهنجاری و درهم ریختگی به سلم یعنی آرامش داخل شده و نه فقط از نارسایی و ناهنجاری به آرامش همیشگی رسیده است ، بلکه قلبشان سلامت هم شده است. “سلم”  یعنی سلامتی و اینجا منظور این است  تنها سالم نیست بلکه “سلیم” هم  است  چنانکه در جای دیگر می فرماید ” إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ “[1] یعنی در شرایطی با پروردگارش ملاقات کرد که قلبش سلیم بود و تفاوت قلب سالم با قلب سلیم آن است که قلب سلیم قلب واکسینه است، قلبی است که ایمیونیتی و مصونیت  پیدا کرده یعنی دیگر هیچ چیز نمی تواند آن آرامش و آن عمق را از آن سلب کند این است که می فرماید ” ولاخطر علی قلب بشر” یعنی دیگر هیچ خطری آن قلب بشر را تهدید نمی کند این است که در اینجا می فرماید ” … فِی مَقَامٍ أَمِینٍ  ” چرا که ایشان در رتبه ای و در جایگاهی قرار گرفته اند که امنیّتشان  تامین شده و  به لحاظ قلبی و روحی در آرامش همیشگی هستند.

” فِی جَنَّاتٍ وَعُیُونٍ  ” جنّات جمع “جنّت” به معنی باغ  و بوستان است و عیون جمع “عین”  به معنی چشمه ساراست و جایی که نهرها و رودخانه و رودها با آبهای زلال برپاست و در کنارش درختان سربفلک کشیده در دسترس است.

بعد راجع به لباسهایی که بر تن دارند صحبت می کند و می فرماید:   ”  یَلْبَسُونَ مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَقَابِلِینَ  ” یعنی انواع و اقسام لباسهای بسیار ظریف و ریزباف از حریر بر تنشان است و “متقابلیننند” یعنی روبروی همدیگر نشسته اند و از همدیگر فیض و بهرۀ معنوی می برند.

بعد می فرماید ” یَدْعُونَ فِیهَا بِکُلِّ فَاکِهَهٍ آمِنِینَ ” یعنی اینکه هر میوه ای را که میل داشته باشند بسادگی و در آرامش کامل در اختیارشان قرار می گیرد.

” لَا یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ ….” در این مقام که وارد می شوند خالدند ” خالدین فیها” یعنی  ابد مدتند  ”  لَا یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ …” یعنی اینجا مرگ گریبان کسی را نمی گیرد  یعنی “الی حین”[2] نیست محدود به مدت خاصی نیست “خَالِدِینَ فِیهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ … “[3] تا زمانی که کیهان برپاست عالم وجود دارد این ها در این مقام پابرجا هستند .

“﴾ فَضْلًا مِنْ رَبِّکَ ….” این یک توفیق الهی است که نصیب آینها می شود ” …ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ  و این یک رستگاری بسیار عظیم است .

امروز که این آیات شریفه بر حسب تصادف تلاوت شدند ، مصادف است با سالروز رحلت جناب آقای حاج آقای راستین، درویش رونقعلی که براستی الگویی برای متقین بودند یعنی الگوی اهل تقوی بودند یعنی این مواردی  را که ما می خوانیم و سعی می کنیم تا خودمان را بنحوی  اصلاح کنیم تا بتوانیم آهسته آهسته  در این پله های سیر تحول جوهری ، لنگ لنگان گام برداریم  و ارتقاء معنوی پیدا کنیم ،  ایشان یکی از آن اسوه ها و الگوهای این راه  بودند  یعنی به گونه ای ساخته شده بودند که بر روی دیگران که در حضورشان بودند ، اثر می گذاشتند بعبارت دیگر باطنشان آنچنان عمقی یافته بود  که در عین اینکه ایشان غالباً درحال سکوت بودند و مطلبی را بیان  نمی فرمودند ، اما در عین حال در آن فضایی که ایشان حضور داشتند ، تصرف می فرمودند و همواره دست تصرفشان در باطن سالکان در کار بود  و احوالشان را اصلاح می کرد و به آنها آرامش می داد.  ایشان نمونۀ کامل یک متقی بودند و می توان گفت مقامی که بر اساس توصیف قرآن مجید ، متقی درآن قرار دارد ، اینچنین مقامی است چنانکه  سعدی در مورد کسانی که به این درجه رسیدند می گوید:

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز            مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

و حافظ هم می فرماید :

هرگز نمیرد آن کس که دلش زنده شد به عشق    ثبت است بر جریدۀ عالم دوام ما

یعنی انسان جاودانه انسانی که نمی میرد چون همیشه ذکر خیرش باقی و پایدار است و انسانهای دیگر  می توانند از باطن چنین انسان زنده ای  الهام بگیرند تا خودشان را اصلاح کنند  و برای اصلاح احوال خودشان از وی الگو بگیرند.

بهرحال انشاء الله خداوند به همۀ ما توفیق دهد

صدق الله العلی العظیم

 

[1] سورۀ صافات آیه 84

[2] تا هنگامی

[3] سورۀ هود آیه 108