حمله به روح قرآن با فن «سر و ته یکی»! ؛ بقلم باذان پارسی

189

ورزشکاران میدانند که یکی از فنون بسیار معمول در کشتی آزاد فن “سر و ته یکی” است. کشتی گیر با استفاده از کاربرد این تکنیک، همزمان زیریک خم حریف را با یکدست و سر و گردن او را با دست دیگر میگیرد و اورا بر خاک میفکند و بر سینه او مینشیند و به اصطلاح اورا ضربه فنی میکند.

عده ای پیدا شده اند که میخواهند در هجمه ضدفرهنگی به اهل ایمان  از همین “فن سر و ته یکی” بهره گرفته، به جنگ روح قرآن مجید بروند و آیات کلام الله کریم را به سُخره و استهزاء بگیرند. البته این روش “استهزاءِ آیه های قرآن و بازی با اصول و فروع  شریعت غرّا، و خلط میان “احکام”، از یک طرف و توصیه ها و اندرزها و اشاره های قرآن از سوی دیگر، بازی جدیدی نیست که عده ای “تازه کار نوخاسته” امروز آن را اختراع کرده باشند.

قرآن در خصوص شگرد مزورانهء منافقان میفرماید:

 وَإِذَا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَىٰ شَیَاطِینِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَکُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ

یعنی ما داریم مسخره بازی درمی آوریم و با نفاق ورزیِ خویش اهل ایمان را دست انداخته ایم.

قرآن در جواب این ابلهان میفرماید :

 اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَیَمُدُّهُمْ فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ

یعنی این بدبختهای فلک زده، نابینا نسبت به عیوب خویش اند و در طغیان  بحرانهایی که دامن میزنند خود را به سخره میگیرند و آنجا که تصور میکنند دارند اهل ایمان را استهزاء میکنند، به ریش و ریشه خود میخندند!

«مستهزئون»

خواهری با امضای “درویش زن گنابادی” در انتقادی کتبی که از یکی از اعضای قبیلهء “مستهزئون” کرده، ایشان را فاقد تحصیلات حوزوی شمرده است!

اولاً – باید به این خواهر عرض کرد که مگر فراموش کرده اید که بسیاری از “طلاب بسیجی” به حوزه های ” سابقاً علمیه” میروند تا  بااستفاده از امکاناتی که در اختیارشان قرار داده میشود کاراته بازی و کشتی گیری و تیراندازی و هفت تیرکشی بیاموزند نه علوم دینی!

عده ای به حوزه های علمیه میروند تا کار با فوتوشاپ بیاموزند و کارنامهء کارشناسی فوق ارشد بگیرند! و سپس در “سپاه سایبری” به عنوان عمله و مستخدم به کار گمارده شوند تا اسباب زحمت دیگران را فراهم آورند و هرجا جو آرامش هست آن را بهم بریزند و بحران ایجاد کنند.

ثانیاً – فرد مورد بحث ما (که از زمره “مستهزئون” است) مدتی زیر نظر کارشناسان هفت خط و متبحرِ فضای مجازی آموزشهای خصوصی گرفته و در زمینه هوچیگری و بلواسازی و غوغاسالاری و نمّامی و سخن چینی و تهمت زنی و از اینسو حرف و سخن به آنسو بردن و آوردن و آتش فتنه را دامن زدن تسلط یافته  و  “حرفه ای” شده است! هم اکنون نیز با حمایت و همکاری تیمهای فنی و تکنیکی و تئوریکی به عنوان یک “جُندیِ جنگ نرم” در “گردان خَرّوب” با درجهء هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِیمٍ مَنَّاعٍ لِلْخَیْرِ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ سرگرم تخریب است.

هدف این  گردان،  “تخریب آینده سلسله عرفانی گنابادی” است و بس!

سایتهای سازمان اطلاعات بسیج- سپاه مانند “ادیان نت” و کانالهای اینستاگرامی و تلگرامی متعدد مانند “نقد فرقه های صوفیه” برای او فرش قرمز پهن میکنند و بذله گویانِ “انکرالاصوات” هم برای تبلیغ فعالیتهای منافقانه او برسر منبر و مناره میروند و جاده هموار مینمایند.

یک نمونه از رنگ و نیرنگ «مستهزئون»

فرد مورد بحث این متن که اززمره “مستهزئون” است برای خدعه گری های خود چپ را به معنی راست و راست را به معنی چپ، پا را به جای دست، و دست را بجای پا، سر را به جای آلت تناسلی و آلت تناسلی را به جای سر و کله معرفی میکند تا در وسط این مغلطه و سفسطهء پر از رنگ و نیرنگ، با دستی “سر” و با دستی “ته” را بگیرد و این دو را باهم بپیچاند و “حجاب” را عین اسلام و اسلام را عین حجاب جا بزند و عدم رعایت حجاب را بی اعتنایی نسبت به “واجبات شریعت غرّا” به شمار آورد و فتوای تکفیر صادر نماید.

به این فرد مستهزء میگوئیم که : « در منطق قرآن مجید کلمه “فرج” مطلق آلت تناسلی است اعم از آن که متعلق به زن یا به مرد باشد.»

از طریق رجوع به مضاف الیه آن است که میتوان فهمید که بحث از آلت تناسلی زن است یا مرد. اگر در مورد مردها باشد “فروجهم” و اگر در مورد زنها باشد” فروجهنّ” ذکر میشود.

قرآن چنین رویه ای دارد.

قرآن توصیه میکند و اندرز میدهد به این که هم مردان باید آلت تناسلی خود را حراست کنند و هم زنان باید آلت تناسلی خود را حراست کنند:

قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَٰلِکَ أَزْکَىٰ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ  وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ

اما این  جوان مستهزء کلمه فرج یعنی آلت تناسلی را که جایش در اسافل اعضاء است به ناشیانه ترین شکلی با کله و سر یکی میگیرد و کلمه حجاب را هم از خود اضافه میکند و با زیر پاانداختن روح قرآن به قرآن نسبتی ناروا میدهد و مدعی میشود که قرآن دستور پوشش سر زنان را داده است! حتما عمامه و کلاه را هم قرآن دستور داده و میان “آخوندها” معمول کرده و رواج داده؟!

حقیقت آن است که “حجاب اجباری” جایی در قرآن ندارد، برعکس قرآن مجید در توصیه های خود دستور حفظ فرج از کردار ناصواب، و غضّ عین از چشم چرانی داده است، هم به مردها هم به زنها!

بحث حجاب و وادار ساختن خانمها به پوشاندن سر و لچک بستن بر موی سر در هیچ کجای قرآن وارد نشده و نیست و نمیتوان با هیچ سریشی آن را به قرآن بست.

البته میتوان بواسطه رجوع به “حکومت فقیهان” در مورد آن قانون تصویب کرد و برای اجرایش “گشت ارشاد بازی” به راه انداخت! اما آراء فقیهان و آیه های قرآن را نمیتوان با یکدیگر خلط نمود!

حجاب اجباری در شیوه آموزش و پرورش قرآن جایی ندارد، که ندارد.

بیخودی از فنون “سر و ته یکی” استفاده نکنید که کارتان به جایی نمیرسد! این یک سیاست تجربه شده و ورشکسته است که چهل سال بیحاصلی آن نزد عام و خاص به اثبات رسیده است!

باذان پارسی

جمعه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۸

نظرات طرح شده در این یادداشت الزاماً بازتاب دیدگاه اینفوصوفی نیست.