آیه ۵۹ تا ۶۸ از سورۀ مبارکۀ یونس ؛ معانی «صبر» در قرآن مجید و تفسیر شریف بیان السعاده

۱۴۹

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ ﴿۵۸﴾

قُلْ أَرَأَیْتُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ لَکُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَرَامًا وَحَلَالًا قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَکُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ ﴿۵۹﴾

وَمَا ظَنُّ الَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَشْکُرُونَ ﴿۶۰﴾

وَمَا تَکُونُ فِی شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَلَا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا کُنَّا عَلَیْکُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِیضُونَ فِیهِ وَمَا یَعْزُبُ عَنْ رَبِّکَ مِنْ مِثْقَالِ ذَرَّهٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی السَّمَاءِ وَلَا أَصْغَرَ مِنْ ذَلِکَ وَلَا أَکْبَرَ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُبِینٍ ﴿۶۱﴾

أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ ﴿۶۲﴾

الَّذِینَ آمَنُوا وَکَانُوا یَتَّقُونَ ﴿۶۳﴾

لَهُمُ الْبُشْرَى فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَهِ لَا تَبْدِیلَ لِکَلِمَاتِ اللَّهِ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ﴿۶۴﴾

وَلَا یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّهَ لِلَّهِ جَمِیعًا هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ﴿۶۵﴾

أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِی الْأَرْضِ وَمَا یَتَّبِعُ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ شُرَکَاءَ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ ﴿۶۶﴾

هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ ﴿۶۷﴾

قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِیُّ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ إِنْ عِنْدَکُمْ مِنْ سُلْطَانٍ بِهَذَا أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿۶۸﴾

قُلْ إِنَّ الَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ لَا یُفْلِحُونَ ﴿۶۹﴾

مَتَاعٌ فِی الدُّنْیَا ثُمَّ إِلَیْنَا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ نُذِیقُهُمُ الْعَذَابَ الشَّدِیدَ بِمَا کَانُوا یَکْفُرُونَ ﴿۷۰﴾

وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ إِنْ کَانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقَامِی وَتَذْکِیرِی بِآیَاتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَکَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَکُمْ وَشُرَکَاءَکُمْ ثُمَّ لَا یَکُنْ أَمْرُکُمْ عَلَیْکُمْ غُمَّهً ثُمَّ اقْضُوا إِلَیَّ وَلَا تُنْظِرُونِ ﴿۷۱﴾

هو

۱۲۱

سورۀ مبارکۀ یونس را از آیه ۵۹ تا ۶۸خواندیم و این سوره از سوره های مکی قرآن است . سوره ها در قرآن به “مکی” و “مدنی” تقسیم می شوند سوره هایی که در مکه نازل شده اند سوره های مکی محسوب می شوند و سوره هایی که پس از هجرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به مدینه نازل شده اند اگرچه در مکه بوده باشند ، سوره های مدنی محسوب می شوند ، سوره مبارکه یونس از جمله سوره هایی است که در دوران سیزده سال اقامت رسول اکرم صلی الله علیه وآله و سلم در مکه نازل شده اند و در این آیاتی که خواندیم می فرماید: به فضل خداوند  ” قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ ”  یعنی اسباب شادمانی دل و خاطر مؤمنین است فضل خداوند که شامل احوال مؤمنین می شود و آن فضل و توفیق الهی برای فرد بالاتر از همۀ چیزهایی است که انسان جمع می کند و اگر یک وقتی فضل خداوند شامل احوالش شود از هرچه که اندوخته برتر و بالاتر است . “…فَبِذَلِکَ فَلْیَفْرَحُوا … ” یعنی به این است که شادمانی می کنند “… هُوَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ” این بهتر است از همۀ چیزهایی است که تا بحال جمع کرده و بدست آورده بودند . بعد ادامه می دهد و می فرماید : ” قُلْ أَرَأَیْتُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ لَکُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَرَامًا وَحَلَالًا …” یعنی این چیزهایی را که خداوند بر شما نازل می کند یعنی  نعمت هایی که بر شما ارزانی می فرماید را شما خودتان تقسیم بندی می کنید و می گویید این حرام و آن حلال است . بعد می فرماید : ” …قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَکُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ ” در این تقسیم بندی و حلال و حرامی که شما تعیین می کنید آیا حکمی از جانب خداوند دارید ؟ یا در حال دروغ بستن به خداوند هستید ؟ و نسبتهای دروغ به خداوند می دهید ؟ یعنی از ناحیۀ خودتان حکم حلال و حرام صادر می کنید و می گویید که این حکم خداوند است لذا می فرماید : “…قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَکُمْ …” یعنی آیا خدای بزرگ به شما این اذن و اجازه را داده است ؟”…أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ  ” یا در انتساب آن به خداوند افتراء می بندید ؟ یعنی سر خود نمی شود حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال کرد فضل خدا را نمی شود به حلال و حرام تقسیم کرد و “وَمَا ظَنُّ الَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَشْکُرُونَ  ” یعنی خداوند صاحب نعمت و فضل بر مردم است ولی بیشتر مردم شکرگزار این نعمت نیستند و کسانی که درگمان خودشان به خدای بزرگ افتراء می بندند و دروغ به او نسبت می دهند هیچ بهره ای نمی برند چراکه این عمر لحظه با تولد آغاز می شود و لحظه با وفات اختتام می یابد اما بقاء انسان الی یوم القیامه و بعد از آن هم ادامه دارد و انسان باید پاسخگوی اعمالش باشد با اینحال “یوم القیامه” کسانی که فضل و نعمت های خداوند را به حرام و حلال تقسیم می کنند چیزی برای پاسخگویی ندارند .

و می فرماید “وَمَا تَکُونُ فِی شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَلَا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا کُنَّا عَلَیْکُمْ شُهُودًا… ” یعنی هرکاری که می کنید و هر چیزی که انجام می دهید یعنی کوچکترین کاری را که انجام می دهید توسط شاهدانی که خداوند برای کارهای ما قرار داده است ثبت می شود آنها فرشتگانی هستند که اعمال ما را ثبت و ضبط می کنند و کوچکترین عملی را که ما انجام می دهیم آنها صورت برداری می کنند یادداشت کرده نگهداری می کنند .

“… إِذْ تُفِیضُونَ فِیهِ وَمَا یَعْزُبُ عَنْ رَبِّکَ مِنْ مِثْقَالِ ذَرَّهٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی السَّمَاءِ وَلَا أَصْغَرَ مِنْ ذَلِکَ وَلَا أَکْبَرَ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُبِینٍ ”  یعنی هر کاری که می کنیم کوچکترین یا بزرگترین کار هر کاری که ما می کنیم هرچقدر هم که کوچک باشد از دید خداوند مخفی نمی ماند چنانکه می فرماید : “… وَمَا یَعْزُبُ … ”  یعنی پنهان نمی شود ” …مَا یَعْزُبُ …” یعنی پنهان نمی شود “… یَعْزُبُ … ” از “غرب ” یعنی پنهان شدن می آید و به غروب از آن جهت غروب می گویند که خورشید در پشت افق پنهان می شود و دیده نمی شود لذا می فرماید: “… وَمَا یَعْزُبُ عَنْ رَبِّکَ …” یعنی از نظر خداوند یا از نظر پرودگار تو پنهان نمی شود ” …مِنْ مِثْقَالِ ذَرَّهٍ …” یعنی به اندازۀ یک ذره ای بلکه به اندازۀ گرانیگاه یک ذره چیزی از نظر خدای بزرگ مخفی نمی شود همه چیز تحت اشراف و زیر نظر خداوند می باشد نه در روی زمین چیزی از او مخفی می شود و نه در کیهان “…وَمَا یَعْزُبُ عَنْ رَبِّکَ مِنْ مِثْقَالِ ذَرَّهٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی السَّمَاءِ …” نه در روی زمین چیزی به اندازه ولو گرانیگاه یک ذره نقطه ثقل یک ذره و نه در کیهان و نه در آسمانها چراکه خداوند به همه

چیز اشراف دارد “…َلَا أَصْغَرَ مِنْ ذَلِکَ …” حتی کوچکتر از این جزء از ذره و نه بزرگتر از این از نظر خداوند پنهان نمی شود و همه در کتاب مبین ثبت شده و مورد رسیدگی قرار می گیرد.

سپس ادامه می دهد : ” أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ ” یعنی دوستان خداوند ، اولیاء خدا کسانی که ولایت خداوند و آن شعاع ولایت خداوند در جانشان تابیده که  آنها را “اولیاء الله ” می نامند یعنی کسانی که اهل ولایت پرودگار هستند و با ولایت پروردگار سروکار دارند و مانند خورشیدی شعاع هایش به جان بندگانش رسیده و آنها اولیاء الله شدند ،  ” … لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ …وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ

” هیچ بیمی و ترسی بر آنها نیست “… وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ” و هرگز محزون نمی شوند یعنی نه ترس و بیمی به جان آنها راه پیدا می کند و نه اندوهی و نه غصه ای و نه غمی چون تکیه شان بر خدای بزرگ است و آن رشتۀ اتصال ولوی آنها را دائماً استوار و پابرجا نگاه می دارد . “أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ …” بدانید و آگاه باشید که اولیاء خداوند ” …لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ …” هیچ باکی ندارند از هیچ چیزی اینها نمی ترسند و حزنی به آنها راه پیدا نمی کند .

و در جای دیگر می فرماید ” وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ[۱] ” از هیچ چیز نترسید و اندوهگین نشوید چراکه برتری با شماست اگر ایمان در دل شما رخنه کرده باشد.  پس کسی که مؤمن است یعنی کسی که نور ولایت در دلش چنگ انداخته و مستولی شده است ، ترس ، بیم و حزن که بیماریهای همیشۀ بشریت بوده است بجانش و بجان اولیاء و بجان مؤمنین راه پیدا نمی کندو همیشه استوار بوده توکل برخداوند بزرگ دارند.

در ادامه می فرماید : ” الَّذِینَ آمَنُوا وَکَانُوا یَتَّقُونَ ” اولیاء کیانند ؟ کسانی که ایمان آوردند : “الَّذِینَ آمَنُوا وَکَانُوا یَتَّقُونَ  ” و تقوی ورزیدند و بر تقوی ورزی پای فشردند و اصرار کردند آنها اولیاء خدای بزرگ هستند و این وصف اولیاء است . بعد می فرماید “لَهُمُ الْبُشْرَى فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا ..” یعنی خداوند به این ها بشارت و مژده می دهد در زندگانی دنیا “…وَفِی الْآخِرَهِ …” و در حیات اخروی یعنی در حیات فارغ از جسم ، خداوند در هر دو جا مژده رحمت خودش را می دهد و بعدهم می فرماید “…لَا تَبْدِیلَ لِکَلِمَاتِ اللَّهِ ….” یعنی خداوند این سنت خودش را تغییر نمی دهد خداوند فرمایشهایی را که بیان می فرماید تغییر نمی دهد . آنها قانونمندی سیر تحولی جوهری انسان است . وقتی که ولایت بر جانش چنگ اندازد وقتی ایمان بیاورد و تقوی پیشه کند ، هنگامی که استواری و ثبات قدم داشته باشد ، بشارت خداوند همواره با او همراه خواهد بود .

بعد اضافه می فرماید که “…ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ” و این رستگاری بسیار بزرگ است . رستگاری این است “فوز”به معنی رستگاری است . انسان رستگار می شود انسانی که بشارت خداوند دائم بدرقۀ راهش باشد انسانی رستگار است . “وَلَا یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّهَ لِلَّهِ جَمِیعًا …” یعنی این سخنانی را که اظهار می کردند تا خاطر  رسول اکرم صلی الله علیه وآله و سلم را آزرده سازند ، در اینجا آیۀ شریفه می فرماید “وَلَا یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ ….” یعنی سخنان ایشان شما را محزون نکند چرا ؟ برای اینکه “…إِنَّ الْعِزَّهَ لِلَّهِ جَمِیعًا…” عزت و ذلت دست خداوند است این خداوند است که هرکس را که خواهد عزیز می کند و هرکس را که خواهد ذلیل می کند والبته به سبب عمل خود اشخاص . خداوند است که تو را یعنی رسول اکرم صلی الله را عزیز کرد و با این سخنان ایشان ، تاج عزتی که خداوند بر سر رسول اکرم گذاشته است از سر ایشان برداشته نخواهد شد “…إِنَّ الْعِزَّهَ لِلَّهِ جَمِیعًا هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ” خداوند شنوای داناست.

” أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِی الْأَرْضِ ….” یعنی همۀکسانی که در روی زمین زندگی می کنند و همۀ کسانی که در اقطار هستی زندگی می کنند و کسانی که در سراسر کیهان زندگی می کنند که قرآن در مورد آنها واژۀ “من” را بکار می برد که به معنی “کس” یا “فرد” می باشد یعنی همه افراد یا همه کسان و اگر می گفت “مافی السماوات” یعنی همۀ چیزها، همۀاجزاءهستی ولی اینجا می فرماید “من ” یعنی همه افراد و اشخاصی که در روی زمین یا در سراسر زمین زندگی می کنند آنها همه فرمانبردار خدای بزرگ هستند ” أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِی الْأَرْضِ وَمَا یَتَّبِعُ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ شُرَکَاءَ …” ولی کسانی که این راز را متوجه نمی شوند و بجای اینکه سر در برابر امر خداوند فرود آورند ، اوهام ،خیالات و بتهای وهمی که خودشان تراشیده اند می پرستند و بدین ترتیب برای خداوند شریک در نظر می گیرند ، این ها از گمانهای خودشان پیروی می کنند : ” … إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ ….” ظن همان گمان ، خیالات و اوهام است که ارتباطی با حقیقت ندارد و می فرماید آن کسانی که بغیر از خداوند یکتا خدایان دیگری را می پرستند آنها پیروی از “ظن” و گمان خویش می کنند و به شریک قائل می شوند “….الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ شُرَکَاءَ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ … ” یعنی اینها وهم گرا ، بی خرد و بدور از خرد ورزی هستند  ” …وَإِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ ” و بهره ای از کارشان نمی برند ” هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا ….” همان خداوندی که قانون هستی را برپا کرده است شب و روز را مقرر کرده است شب را قرار داده است که در آن شما آرامش داشته باشید و استراحت کنید و روز را قرار داده است که در آن شما به امورتان رسیدگی کنید ، ببینید و مشاهده کنید و سرپرستی نمایید. در تمام اینها نشانه هایی وجود دارد برای کسانی که این مطالب را می شنوند : “…إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ  ” بعد می فرماید عده به خدای بزرگ افتراء بسته اند و می گویند خداوند بزرگ فرزندانی دارد چرا که در دوران جاهلیت می گفتند که فرشتگان و ساکنان ملاء اعلی  فرزندان خداوند هستند “قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ … ” خداوند پاک است از این افتراها و تهمتهایی که نادان ها ، غافل ها و جاهل ها به خداوند می بندند : “… هُوَ الْغَنِیُّ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ …” خداوند غنی است یعنی بی نیاز به “ذات” است در حالی که همۀ ما “فقیر”یم و نیازمندیم به وجودی که خداوند به ما افاضه می فرماید همه ما فقیریم و خداوند است که از همه چیز غنی است و همۀ موجودات بلحاظ وجودی فقیرند و فقط خدای بزرگ است که غنی است “…لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ …” هر چیزی که هست هر چیزی در سراسر هستی متعلق به خداوند است و بعد دوباره بیان می فرماید که برای این ادعاهای باطلی که می کنید برهانی هم دارید یا فقط گمانه زنی و خیال خودتان را پیروی می کنید ؟”… إِنْ عِنْدَکُمْ مِنْ سُلْطَانٍ بِهَذَا أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ” .

این مطالبی که در سورۀ یونس ذکر شده تصریح می کند ” قُلْ إِنَّ الَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ لَا یُفْلِحُونَ ” کسانی که به خدای بزرگ تهمت می زنند و دروغ می بندند از روی جهالت و نادانی یا از روی غفلت ، اینها رستگار نمی شوند ” مَتَاعٌ فِی الدُّنْیَا ثُمَّ إِلَیْنَا مَرْجِعُهُمْ…” یعنی اینها این مطالب را بیان می کنند برای اینکه در دنیا بهره ای موقتی ببرند ولی این دنیا ناپایدار است و اینها به جانب ما برگردانده می شوند و آنگاه بخاطر کارهای ناصوابی که کرده اند خزانه اعمالشان تهی می باشد.

و بعد در ادامه می فرماید ” وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ إِنْ کَانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقَامِی …” داستان حضرت نوح علیه السلام را آغاز می کند . سوره ها و آیات شریفه ای که در مکۀ معظمه نازل شده اند وداستانهای انبیاء عظام می باشند و برای این نازل شده اند که حکمتهای بسیار زیادی را که در درون این داستانها و قصص نهفته اند را بیان کنند . و برای وجوه مختلف زندگی و تربیت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم این آیه ها را جبرائیل از جانب خداوند بر پیغمبر اکرم بیان کرده است . دورانی از زندگی پیغمبر به تجارت گذشت ، دوره ای دیگر از زندگانی شان به چوپانی گذشت  و در دورانی دیگر به کارهای دیگر اشتغال داشتند و در نهایت در سن چهل سالگی رسالت خودشان را اعلام فرمودند و از آن موقع به بعد خیلی دچار آزار و اذیت شدند. حتی کافر ها و مشرکین بت پرستان و پیروان ارزشهای جاهلی ، ایشان را به “شعب ابی طالب” تبعید کردند و ایشان خیلی آزار دیدند خدیجه خاتون آنجا چشم از جهان فروبست حضرت ابوطالب عموی بزرگورشان چشم از جهان فروبست اما خداوند با بیان نمونه هایی از کسانی که پیش از رسول اکرم مأموریتهای مختلفی از جانب پرودگار واگذار شده بود انبیاء ورسل احوالشان در سوره های متعدد بیان می شود و در تمامی این موارد خداوند دعوت به “صبر ” می کند امر به صبر می کنند حضرت آقای سلطانعلیشاه اعلی الله مقامه الشریف در تفسیر شریف بیان السعاده برای “صبر” معانی متعددی قائل شده اند یکی از معانی مهم صبر “ثبات قدم ” است و هر بار که شرایط بیرونی سخت می شد و فشار ها بر رسول اکرم زیاد می شد ، ایشان این سوره ها را بازخوانی می فرمودند که ایستادگی کن در برابر دشمنانت آنچنانکه پیامبران اولی العزم بر موضع خودشان پافشاری و ایستادگی کردند و نهایتاً ” الْعَاقِبَهَ لِلْمُتَّقِینَ[۲]” عاقبت برای اهل تقوی و ایمان است. سوره یونس مطالبی کلی در جهت تربیت کلی باطن و جوهر کسانی که به رشتۀ ولایت متصل شده اند بیان می فرماید و بعد به حکایت نوح و سایر انبیاء می پردازد. تمام سوره های مکی که غالباً مربوط به نیمه دوم اقامت رسول اکرم در مکه می باشند، حاوی قصص انبیاء هستند  چنان که در قرآن سورۀ یوسف علیه السلام از این داستان به “احسن القصص” یاد شده است یعنی زیبا ترین قصه ها و رموز بسیار زیادی در این قصه ها وجود دارد و با این روش خداوند پیغمبر را در سر موضع خودش نگاه می داشته است و ایشان را موفق و مؤید می فرموده است که نهایتاً صلح و سلم ، علم ومعرفت و تعلیم و تربیت و تزکیه را در سراسر جهان مانند خورشیدی که شعاعش همه جا را فرا می گیرد مسلط بفرماید .

این است که مولوی از قول خداوند خطاب به رسول اکرم می فرماید :

گر بمیری تو نمیرد این سبق

یعنی این بیرقی را که شما بر افراشتی همیشه در اهتزاز خواهد بود تا ظهور خاتم انشاالله.

صدق الله العلی العظیم و صدق رسوله الکریم

فایل صوتی در لینک زیر موجود است : 

  ۱۷ آبان ۱۳۹۷  – دکتر سید مصطفی آزمایش  

——————————————————————————————

[۱] سورۀ آل عمران آیۀ ۱۳۹

[۲]سورۀ اعراف آیه ۱۲۸ ، سورۀ هود آیه ۴۹ و سوره قصص آیۀ ۸۳