دلنوشته یک درویش: «رأی ما؛ لعنت الله علی القوم الظالمین»

۱۱۱

فقرا بخوانند…

در دستور اصلی فقر

۱. با خداوند به بندگی.
۲. با عموم به شفقت و خیر خواهی.
۳. با برادران دینی به خدمت و کوچکی.

در بند ۱ درویش باید از همه چیز راضی باشد و هر سختی را در راه رسیدن به خداوند تحمل نماید… و غیره…

ولی در بند ۲ درویش باید به تمام مخلوقات خداوند مهربان و دلسوز و خیرخواه باشد.
که در این بند برای مؤمن، خیرخواه بودن تعیین شده که این امر موجب میشه که درویش در امور دیگران دخالت کنه تا بتونه نقش خیرخواهی خودش رو داشته باشه
با بی تفاوت بودن یا سهل انگار بودن در این زمینه، از امر خدا یعنی خیر خواهی، دور و این وظیفه رو نمیتونه انجام بده.
که انجام ندادن دستورات ریشه ای عرفان، باعث ایستادن یا پسرفت در سلوک الله میشه.

مانند قضیه‌ی موسی که خداوند از او بازخواست کرد که چرا این همه مردم رو اعدام کردی…؟

موسی جواب داد خود شما فرمودی..

خدا فرمود، من گفتم ولی تو دلت برای اینها نسوخت..؟

که معلوم میشه که در اینجا موسی مرتکب همین گناه و انجام ندادن این دستور (خیرخواهی) شد
که وقتی دستور خدا داده شد که اینها رو اعدام کن، کرد، و نزد خدا خیر اینها رو نخواست.

مثلا خدایا ببخششون، جاهل بودند
یا مثلا اعدامشون نکنیم شلاق بزنیم
یا هر نوع طلب خیر دیگر…

حالا مثلا من مؤمن در جامعه، میتونم به دوستم بگم که من فلان کار مثلا رانندگی با سرعت زیاد کردم تصادف کردم تو اینقدر تند نرو…
ولی بهش نگم.
به خودم بگم به من چه، خودش که تصادف کرد میفهمه.
در اینجا وظیفه خیرخواهی من، زیر سوال میره.
و در اصل، خیرخواهی خودم رو انجام ندادم.
و هزاران نمونه دیگه…

پس معلوم میشه که چرا میفرمایند، در امور مدنی مثل انتخابات، شرکت کنید تا بتونید نقش مهم خیرخواهی رو انجام بدید.

حالا ما خواستیم شرکت کنیم، به وضع جامعه نگاه کردیم ، وضعیت مردم اصلا خوب نیست.

به این معنی که کسانی که مملکت را تا حالا چرخوندند، موفق نبودن. حالا نگاه کردیم به کسانی که کاندید شدند، و ادعا دارن که من اگر بیام خوب میشه. و با تحقیق به این نتیجه رسیدیم که اینها از قبلی ها بدتر هم هستند، از کارهائی که کردند تا حالا معلومه. و فهمیدیم که اگر ما به اینها یا حکومت وقت، رای بدیم با قدرت بیشتری میتونه مثلا مایحتاج مردم مثل نان، برنج، گوشت، مرغ و… گران کنه. یا کسائی که نقدی بهش کنن رو زندانی شکنجه و بکشه، یا امثال اینها. پس وضعیت جدیدی برای ما پیدا میشه و آن اینه که حرکتی بکنیم که به مردم تو این زمینه ها کمک بشه (خیرخواهی) و بیشتر از این، وضع خرابتر نشه.

میتونستیم که رای ندیم و بی تفاوت باشیم که خیرخواهی نمیشد. بعد در جامعه دیدیم مردمی که از سطح سواد و فهم بیشتری برخوردارند، مخالفت هم میکنن و داره بهشون ظلم شدید میشه.

خیرخواهی ما را مجاب میکرد که نه تنها رای ندیم به کمک مظلوم نیز برویم و با حکومت مخالفت کنیم و ناراحتی خودمون رو از این وضعیت اعلام کنیم.

که دستورات قرآن و تمام بزرگان هم همین هست.

مهم مهم مهم..

ولی در مورد بند ۳ با برادران دینی به خدمت و کوچکی

در اینجا دستور به خدمت فرمودند که معنی بندگی یا چاکری داره
که دوستان ما خیلی در این مورد سهل انگاری و کم کاری میکنیم

میدونید چاکری یا بندگی یعنی چه؟
یعنی مثل اینکه برده اون هستیم، باید در خدمتش باشیم.

که در این مورد بزرگان دیدید میفرمایند که هر فقیری انگار که خود ماییم.

و حضرت آقا این موضوع را با این مثل فرمودند:

مانند زنبور عسل باشید، اگر کسی به یکی از شما حمله کنه، دیگران نمیگن به من چه یا صبر کنم بقیه بیان کمک، یا برم عقب اونهایی که قویترن بیان یا من کشته نشم. همه زنبورها به زیبایی به مهاجم حمله میکنن و هر کسی زودتر رسید نیش میزنه و اصلا با این که نیش که میزنه میمیره، کاری نداره مانند یک عضو بدن عمل میکنند. مثلا وقتی خار به پا میره، دست نمیگه به من چه ، وقتی معده گرسنه باشه، پا بگه به من چه خودش سیر بشه و میره دنبال غذا و مانند یک واحد عمل میکنن.

که این شعر مهم سعدی که بر در سازمان ملل نیز هست، کاملا اشاره به این داره.

بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند

پس ما مومنین باید مثل یک واحد عمل کنیم
که بیشترین کوتاهی و ضرری که در طول تاریخ کردیم در این موضوع هست…

پس این وضیفه بند ۳ که خیلی خیلی مهم هست

باعث میشه که وقتی یکی از مومنین، مورد اذیت و آزار قرار بگیره، تمام مومنین باید تمام تلاش خوشون رو بکنن، که اون راحت بشه، وگرنه درد و رنجی که اون مؤمن متحمل میشه، به تمام اعضا میرسه.

مهم مهم مهم…

که ما به این نکته ایمان کافی نداریم.
که حتما داشته باشید، هر روزی که مومنی چه خطاکار یا بی گناه، فرق چندانی ندارد، متحمل رنج و درد و آزاری بشود، به تمام اعضا این رنج و درد و آزار خواهد رسید…

چو از قومی یکی بی دانشی کرد
نه کِه را منزلت مانَد نه مِه را

در این مورد شک نکنید..

از این رو تمام جامعه فقر و در مرحله بعد، تمام جهان، تقاص خواهد داد
و میبینید که دارد به شما اثبات میشود.

از این رو بزرگان میفرمایند، توبه کنید تا جلو بلا گرفته شود.

و توبه چیست…؟

انجام ندادن اشتباهاتی که قبلا انجام داده ایم
و انجام ندادن دوباره آن…

یعنی که پس از توبه کردن، نه تنها اشتباه قبل نباید انجام گیرد، بلکه باید این دفعه کار درست
را انجام داد.
و حتی میفرمایند باید اشتباه قبلی جبران نیز بشود.
مثلا اگر خسارتی به کسی زدیم، باید خسارت را جبران کنیم که راضی بشود.

از این رو ما مؤمنین، باید بابت دردها و رنج ها و آزارهایی که برادران دینی ما در خصوصا قضیه گلستان هفتم متحمل شدند را جبران و بابت همه تنها گذاشتنشان چه قبل و چه بعد از واقعه از ایشان دلجوئی کنیم.

تا شاید خداوند توبه ما را بپذیرد.

و اگر این چنین نشد…
شما دوستان و بنده را بشارت میدهم به بلایی عظیم…

در واقع لعنت الله لقوم الظالمین، خود ما هستیم.

اگر باور ندارید، به اوراد نماز خود که در موقع تشرف به فقر، به ما دادند و در دستورات جدید بزرگان تاکید میشه که…

لا اله الّا انت سبحانک
انی کنت من الظالمین

مراجعه فرمائید…

پس هدف ما از این نوع شرکت نکردن در رای گیری کشور… این بود که مانند قبل، از حکومت نترسیم و از حق برادران خود و مردم کشورمان دفاع کنیم و وظایف اصلی درویشی را انجام دهیم.

همانطور که حضرت دکتر نور علی تابنده بارها فرمودند…

از هیچ چیز و هیچ کس نترسید، الّا از خداوند.

تا مگر خدا به ما رحم کند و توبه ما را بپذیرد…

برادران دینی عزیز و محترم…
بیایید توبه کنیم و با قبول اشتباهات قبل خود و درست انجام دادن وظایف جدید، خود را از عذاب الهی دور کنیم…

خوش باشید…

رای ما…
لعنت الله علی القوم الظالمین…

 

نظرات طرح شده در این یادداشت الزاماً بازتاب دیدگاه اینفوصوفی نیست.